دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رسالت وحی در تهذیب نفس

اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛واگربدی کنید باز هم به خودمی‌کنید (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
رسالت وحی در تهذیب نفس
رسالت وحی در تهذیب نفس

قال الله تعالی :إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها…

(سوره اسراء/ آیه 7)

اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛واگربدی کنید باز هم به خودمی‌کنید

توضیح:

رسالت وحی در تهذیب نفس

کار مهمّی که وحی کرده این است که دنیا، نفس و سود و زیان روح را به خوبی به ما شناسانده و از این واقعیت، پرده برداشته و گناه را شعله و سمّ معرفی کرده و معلوم است که نمی شود با آتش و سمّ، بازی کرد. از این رو ذات اقدس خداوند کمال روح را در تزکیه آن می داند:

قد أفلح من زکیها * وقد خاب من دسّیها[1]"؛ "قد أفلح من تزکّی * وذکر اسم ربّه فصلّی [2]

و از سوی دیگر می فرماید: "إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم وإن أسأتم فلها"[3]: اگر کار خیر کردید، به سود خودتان و اگر بد کردید، آن هم از آن شماست؛ زیرا عمل از حوزه وجودی عامل، بیرون نیست.

قرآن بر چند مطلب، تکیه می کند: یکی این که عمل خیر، به ظاهر امری اعتباری است؛ امّا باطن و درون آن، روح و ریحان است؛ همان طور که از این طرف، دفاع و پرهیز را به ما آموخته، از آن طرف نیز، جاذبه و کشش و کوشش را در ما زنده کرده و همان طور که از یک سو فرمود: گناه، شعله و سمّ است و با سمّ و آتش، بازی نکنید، از سوی دیگر هم فرمود ثواب، روح و ریحان است و شما جانتان را با روح و ریحان و گلهای معطّر فضایل اخلاقی معطّر کنید؛ و یا ظاهر فلان کار، ایثار و احسان و باطنش "جناتٍ تجری من تحتها الأنهار[4]"، یا ظاهر فلان کار، نماز و روزه و باطنش "أنهار من عسلٍ مُصفّی" یا ظاهر فلان کار، جهاد و حج و باطنش "أنهارٍ من ماءٍ غیر اسن" و "وأنهار من خمرٍ لذّة للشاربین"[5] است.
بیان این حقایق، از غیر انبیا ساخته نیست؛ گرچه اجمال یا خطوط کلی آن را. عقل می فهمد؛ ولی پرده برداری تفصیلی از روی همه این عناوین، تنها مقدور وحی است که عدّه ای را از راه تشویق به فضیلت و عده ای را از راه تحذیر از رذایل، نجات دهد. البته اوحدی از انسانها که در سیر و سلوک و طیّ مقامات عرفانی، از شاگردان انبیای الهی (علیهم السلام) به شمار می روند، سمّ و آتشی دارند و روح و ریحانی در انتظارشان است و هجران محبوب و فراق لقای حق، برای آنان شعله و سمّ است که: "هبنى صبرت علی حرّ نارک فکیف أصبر عن النظر إلی کرامتک"[6] برای آنان سمّ و شعله مصداق دیگری دارد؛ آنان در عین حال که دارای "جناتٍ تجری من تحتها الأنهار" هستند شوق "فادْخُلی فی عبادی و ادْخُلی جنّتی"[7] آنان را مجذوب مرحله ای والا کرده است.

    منبع: برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص224-225
    پی نوشت:
  • [1] - سوره شمس، آیات 9 ـ 10.
  • [2] - سوره اعلی، آیات 14 ـ 15.
  •  -[3] سوره اسراء، آیه 7.
  • [4] - سوره بقره، آیه 25.
  • [5] - سوره محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 15
  • [6] - از فقرات دعای کمیل.
  • [7] - سوره فجر، آیات 29 ـ 30

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS