دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد.
شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟
شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟
نویسنده: مجتبی روحانی زاده‌

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد. با این حال چنین نیست که بهره‌مندی از این فیض و رحمت هیچ قید و شرطی نداشته‌ باشد، بلکه همانند دیگر فیوضات، مشروط به شرایط خاصی در همین دنیاست که‌ نه تنها سبب جرات بر گناه و عصیان نمی‌شوند، بلکه موجب مراقبت و دقت بیشتر انسان در زندگی دنیا می‌شوند. به عنوان مثال یکی از شرایط بهره‌مندی از شفاعت‌ اخروی، ایمان در زندگی دنیوی و حفظ آن تا لحظه مرگ است. بدیهی است که‌ تحصیل ایمان حقیقی و بخصوص حفظ و نگهداری آن تا آخرین دم حیات، نیازمند مراقبتها و دقتهای فراوان است. حال کسی که به امید شفاعت مثلا حضرت ابا عبد الله الحسین
علیه السلام می‌خواهد مرتکب‌ معاصی صغیره شود آیا قطعا می‌داند که از ارتکاب این گناهان صغیره و کوچک به‌ گناهان کبیره و بزرگ و در نتیجه به کفر و بی‌ایمانی و یا حداقل شک و تردید در عقاید کشیده نخواهد شد؟ و در لحظه مرگ، بی‌ایمان و یا با حالت شک و تردید از دنیا نخواهد رفت؟

باید متوجه بود که عالم مادی، عالم اسباب و مسببات و تاثیر و تاثرات است و از قوانین این عالم زمینه سازی و سبب سازی گناهان صغیره برای ورود به معاصی کبیره است و ارتکاب این هردو تاثیر مستقیم بر شقاوت و عاقبت به شری انسان در این عالم دارد. آیا می‌توانیم خود با دست خود و عالمانه و عامدانه زمینه ساز شقاوت خویش را فراهم نماییم اما از حضرات معصومین علیهم صلوات الله انتظار وساطت برای گذشت حضرت باریتعالی از معاصی کبیره و صغیره خود باشیم. آیا برگزاری شفاعت بدون هیچ قید و شرطی، زیر سئوال بردن قواعد و اصول حاکمه حضرت حق جل و علی بر عالم ماده نیست؟ آیا چنین اتفاقی حکایت از تناقض در عمل و نظر خداوند نبوده و تعارضی با حکمت حکیم علی الاطلاق ندارد؟

عذابهای ما قبل از شفاعت گذشته از توضیح فوق، کسی که می‌داند شفاعت فیض و رحمتی است‌ مخصوص آخرت، و در آنجاست که شامل حال بعضی از بندگان الهی می‌شود، و از طرفی قطع و یقین دارد که برای گنهکاران و مجرمین، قبل از قیامت یعنی در لحظه مرگ و در عالم برزخ نیز عذابهایی مثل سختی سکرات موت و جان کندن، فشار قبر و...در نظر گرفته شده است، چگونه ممکن است صرفا به خاطر شفاعت‌ احتمالی اخروی، خود را گرفتار این عذابها و سختیهای قبل از قیامت نماید؟

با توجه به مطالب فوق، شفاعت سبب جرات بر گناه نخواهد شد، بلکه چه‌ بسا امید بهره‌مندی از شفاعت اخروی و توجّه به شرایط آن، خود سبب دوری از گناهان بسیار گردد.

شبهات شفاعت ‌اشکال هشتم

با توجه به اصل مهمّ توحید، بخصوص با توجه به معانی‌ چهارگانه آن( توحید در ذات، صفات، افعال و عبادت) که موثر حقیقی در هر امری تنها ذات پاک حق تعالی است،آیا شفاعت نمودن شفیع و موثر بودن او در نجات گنهکاران چگونه می‌تواند با توحید سازگاری داشته باشد؟‌

پاسخ: در مباحث مطروحه در شماره‌های قبلی این سلسله مقاله عنوان داشتیم که شرط نخست در شفاعت، اذن الهی است‌ و از این رو شفاعت هرگز به معنای دخالت استقلالی شفیع و موثر بودن او در سرنوشت فرد گنهکار نیست، بلکه شفیع تنها نقش واسطه‌ای را دارد که مجرای‌ رسیدن فیض الهی به افراد گنهکار است و این معنا هرگز با هیچ یک از ابعاد اصل‌ توحید منافات ندارد. البته شفاعتی که مشرکین به بتها نسبت می‌دادند و یا شفاعتی‌ که یهود به دلخواه خویش بدان معتقد شده بودند هرگز با روح توحید سازگار نیست.‌

مقاله

نویسنده مجتبی روحانی زاده‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS