دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علل دین گریزی

پرسش: اگر دین باوری در انسان‌ها فطری است چگونه است که برخی گرایش به دین ندارند یا گرایش آنان به دین کم است؟ راهکار درمان عدم گرایش یا بی انگیزگی نسبت به دین چیست؟
علل دین گریزی
علل دین گریزی

پرسش: اگر دین باوری در انسان‌ها فطری است چگونه است که برخی گرایش به دین ندارند یا گرایش آنان به دین کم است؟ راهکار درمان عدم گرایش یا بی انگیزگی نسبت به دین چیست؟

پاسخ: شکی نیست که دین باوری در انسان‌ها جنبه فطری دارد، یعنی هر کسی بر اساس نوع خلقت انسانی و گرایش فطری خود، بدون استدلال و دلایل عقلی و بدون معلم و استاد، خداآگاه و خداجو است. علاءبن فضیل می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره گفتار خداوند که فرمود: «فطره الله التی فطر الناس علیها» سوال کردم. حضرت فرمود: این فطرت توحید است.(بحارالانوار، ج3، ص 277) بنابراین اگر انسان سیر حرکت خود را براساس همان گرایش فطری قرار دهد، به طور طبیعی هیچ گاه نه تنها از دین دور نمی‌شود بلکه روز به روز دین مداری او تقویت می‌شود. از طرفی اگر در اثر بروز و ظهور موانعی همانند پیروی از ظن و گمان، تبعیت از هوای نفس، نامساعد بودن عوامل محیطی اعم از خانواده، جامعه و... حجاب یا حجبی روی این گرایش فطری را بپوشاند، در چنین شرایطی دیگر گرایش فطری تلالو و تجلی خارجی ندارد و چنین افرادی نه تنها دین محور نیستند بلکه با هرگونه آموزه‌های دینی و وحیانی مقابله می‌کنند. چنانچه در روایتی آمده است که هر کسی براساس فطرت الهی خود آفریده می‌شود، اما در اثر تربیت پدر و مادر خود یهودی، مسیحی یا مجوس می‌شود. بنابراین اگر انسان در مسائل دین شناسی به گونه افقی بیندیشد و همه مسائل را براساس روال مادی و عادی تبیین کند و منطقه ادراک و اندیشه او خیال و وهم باشد، یا هرگز گرایش به دین ندارد یا گرایش او کمتر است. از این رو، ممکن است این نوع دین داری زوال پذیر باشد.

اما اگر براساس سیر عمودی و با دید الهی، دین را بررسی کند و دریابد که حقیقت دین از نزد خدا آمده است و منطقه اندیشه و ادراک او به سمت عقل باشد، گرایش و اشتیاق او به دین بیش تر است.

قرآن کریم در تجلیل خود درباره منحرفان از دین الهی، می‌فرماید:

«ان یتبعون الاالظن و ما تهوی الانفس»(نجم-32)

اینان در مسائل علمی و اعتقادی به گمان و ظن اکتفا می‌کنند، نه به یقین و برهان، و نیز در مسائل عملی به سمت خواسته‌های دل، حرکت می‌کنند.

دو پدیده پیروی از ظن و گمان در بخش ادراک و اندیشه، و حرکت در مسیر هوا و هوس در بخش انگیزه، پدیده‌های خطرناکی هستند؛ زیرا اولامبدا گمان و خیال، شیطان است. ثانیا گمان، تنها از یک راه به دست نمی‌آید، بلکه می‌تواند از راه‌های متعدد پدیدار شود و انسان گمان محور را در دام خود گرفتار کند و در مقام عمل نیز به دلیل گوناگونی امیال و بی حد و مرزی خواسته‌های نفس، شیطان از این راه‌ها سوءاستفاده می‌کند و انسان را به اعمال بد سوق می‌دهد. اگر انسان بخواهد به این دو پدیده خطرناک مبتلانشود، باید در دین شناسی، پیرو یقین و استدلال و تعقل باشد و در مقام دین داری، جز رضای خدا را طلب نکند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS