دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراقب اعمال نیکمان باشیم

No image
مراقب اعمال نیکمان باشیم

زینب مجلسی راد

بر اساس سخنان حضرت حق در قرآن، آنچه سبب کامیابی و سعادت آدمی است بر دو رکن اصلی ایمان و عمل صالح استوار است. تأکید بر این دو در شمار زیادی از آیات قرآن به وضوح دیده می‌شود. لکن باید توجه داشت که صرف انجام اعمال نیک برای رسیدن به سعادت کافی نیست بلکه تداوم و بقای آن تا روز رستاخیز بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. چه بسا افرادی که در طول عمر کارهای شایسته بسیاری انجام داده‌اند لکن نتوانسته‌اند آن‌ها را به عنوان توشه با خویش به آخرت برند و به علل مختلف اعمالشان نابود گشته و در اصطلاح «حبط» شده‌اند. در این مجال به بررسی اهمیت این مساله در اسلام و بیان علل از بین رفتن اعمال نیک اشاره خواهد شد.

معنای احباط

با در نظر گرفتن این نکته که تداوم اعمال انسان رابطه‌ای مستقیم با بحث «حبط اعمال» دارد، شایسته است به بررسی اجمالی معنای آن پرداخته شود.احباط از ماده «حبط» به معنای باطل ساختن و از بین بردن می‌باشد. در اصطلاح احباط به معنای آن است که گناه موجب از بین رفتن طاعت و ثواب شود. موارد حبط اعمال در چند بخش قابل تقسیم است:1ـ زمانی که عمل تنها جنبه دنیوی داشته باشد. طبیعتاً چنین اعمالی هیچ گونه آثار اخروی از خود به جای نخواهند گذاشت. همچنانکه خداوند سبحان می‌فرماید: «و به هر گونه كارى كه كرده‌اند مى‌پردازیم و آن را [چون‌] گَردى پراكنده مى‌سازیم» (فرقان/23). واژه «عمل» به معنی هر کاری است که با قصد انجام می‌گیرد. کلمه «هباء» به معنای خاک بسیار نرم و غباری است که در هوا پراکنده می‌شود و جز در هنگام تابش نور خورشید از پنجره نمی‌توان آن را دید. کلمه «نثر» نیز به معنای پاشیدن است.[1] جمله «قدمنا» از ماده «قدوم» به معنی «وارد شدن» یا «به سراغ چیزى رفتن» است، و در اینجا دلیل بر تأکید و جدی بودن مطلب است، یعنی مسلماً و به طور قطع تمام اعمال آن‌ها را که با توجه و از روی اراده انجام داده‌اند ـ هر چند ظاهراً کارهای خیر باشد ـ به خاطر شرک و کفرشان همچون ذرات غبار در هوا محو و نابود می‌کنیم[2].

2ـ ممکن است عمل، ارزش و جنبه اخروی داشته باشد ولی عامل و فاعل آن، در انجام عمل، قصد و نیتی الهی نداشته و اندیشه‌ای پست و غیر انسانی محرک وی در انجام آن‌ها باشد. از جمله این موارد می‌توان به ریا و منت گذاشتن اشاره کرد. آنجا که خداوند متعال می‌فرماید: «آیا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و براى او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‌اى وجود داشته باشد، در حالى كه به سن پیرى رسیده و فرزندانى (كوچك و) ضعیف دارد، (در این هنگام) گردبادى (كوبنده)، كه در آن آتش (سوزانى) است، به آن برخورد كند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همین طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را، با ریا و منت و آزار، باطل مى‌كنند). خداوند این‌چنین آیات خود را براى شما آشكار مى‌سازد، شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!» (بقره/266).این آیه ترسیمی است بسیار زیبا از حال اشخاصی که با ریا و منت و آزار، خط بطلان بر انفاق خویش می‌کشند. حال کسانی که اعمال نیکی انجام می‌دهند و سپس با ریا و منت و آزار آن را از بین می‌برند، چنین است، زحمت فراوانی کشیده‌اند، و در آن روز که نیاز به نتیجه آن دارند، همه را خاکستر می‌بینند چرا که گردباد آتشبار ریا و منت و آزار، آن را سوزانده است.سرچشمه بدبختی‌های انسان مخصوصا کارهای ابلهانه‌ای همچون منت گذاردن و ریا که سودش ناچیز و زیانش سریع و عظیم است ترک اندیشه و تفکر است که خداوند در انتهای آیه، همگان را به آن دعوت می‌کند[3]. در بینش و تفکر اسلامی، به بالا بردن اندیشه انسان توجه عمیق گشته است. از وی چنین خواسته شده که هر کاری را با نیتی خالص و ادراکی والا و انسانی آغاز نماید و در انجام وظیفه هرگز عمل خویش را با تظاهر و ریا، یا افکار کودکانه و پست آلوده نسازد. 3 ـ ممکن است عمل و کار، نیک و پسندیده باشد ولی در مقابل آن، عامل و فاعل به زشتی‌ها و بدی‌هایی دست زند که آثار اعمال نیک او را نابود سازند. عوامل و موجبات این نوع از احباط در قرآن عبارتند از: الف ـ کفر: «[آرى] آنان كسانى‌اند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها قدر و ارزشى نخواهیم نهاد» (کهف/105). ب ـ شرک: «این، هدایت خداست كه هر كس از بندگانش را بخواهد بدان هدایت مى‌كند. و اگر آنان شرك ورزیده بودند، قطعاً آن چه انجام مى‌دادند از دستشان مى‌رفت» (انعام/88).

ج ـ ارتداد: «... و كسانى از شما كه از دین خود برگردند و در حال كفر بمیرند، آنان كردارهایشان در دنیا و آخرت تباه مى‌شود، و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود» (بقره/217). د ـ بی‌حرمتی نسبت به پیامبر(ص):

«اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مكنید، و هم چنان كه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او به صداى بلند سخن مگویید، مبادا بى‌آنكه بدانید كرده‌هایتان تباه شود» (حجرات/2).

نتیجه

در بینش اسلامی صرف انجام اعمال صالح کافی نیست بلکه نگهداری و حفظ اعمال نیز اهمیت بسیاری دارد. اعمال نیک انسان به دلایل مختلفی چون ریا، نفاق، شرک، ارتداد، کفر و بی‌حرمتی کردن به ساحت پیشوایان دین ممکن است از بین رفته و حبط گردد و دیگر فایده و سودی برای فرد در آخرت نداشته باشند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS