دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مردم آزاری people abuse

No image
مردم آزاری people abuse

كلمات كليدي : اذيت، آزار، رذايل

نویسنده : علي اكبريان تبريزي

آزار رسانی به خود و دیگران، یکی از رذایل اخلاقی و عامل مهم برهم زدن تعادل در زندگی فردی و اجتماعی آحاد بشر است.

دهخدا آزار را ایذاء، اذیت و آزار دادن را، رنج و درد و الم دادن و آزردن و اذیت کردنمعنی می‌کند.[1]

در قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام این رذیله اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به ریشه‌یابی آن پرداخته شده است.

آزار در قرآن

مفهوم اذیت و آزار در قرآن در بیشتر موارد به معنای آزردن و رنجاندن و در قالبهای مختلفی مثل عیب جویی و استهزا، تهمت و تجسسوارد شده است.غیبت درآیات 11 و 12 سوره حجراتبه مفهوم استهزاء و مسخره کردن نیز آمده است:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یکُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یکُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید)

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا»

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند)

تحقیر در آیه 18 لقمان «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ ؛ با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان» به شکل آزارهای روانی است و شکنجه و آزار جسمی در آیاتی مانند 49 سوره بقره «یسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ؛ همواره شما را به بدترین صورت آزار می‌دادند» یاد شده است.

اسباب و عوامل آزار رسانی

1-اختلاف عقاید

از جمله عواملی که قرآن برای آزاررسانی بیان می‌کند ریشه‌های عقیدتی است. اختلاف عقاید موجب می‌شود که فرد و یا جامعه‌ای نسبت به دیگری موضع خصمانه بگیرد و به صورت آزاررسانی آن را بروز دهد. قرآن با گزارش کاملی از وضعیت پیامبران و رفتارهای مخالفان و دشمنان ایشان بیان می‌دارد که علت و ریشه اصلی همه اذیت و آزارهای مخالفان پیامبران، اختلاف عقیده بوده است. به عنوان مثال در آیه 8 سوره بروج می‌فرماید:

«وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ»

آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.

ستیز عقیدتی کافران و مشرکان آنان را وامی داشت تا به آزاررسانی به پیامبران بپردازند.

2-محبت به دنیا

از دیگر ریشه های آزاررسانی از دیدگاه قرآن، محبت به دنیاست؛ زیرا از نظر قرآن محبت به دنیا ریشه و عامل همه خطاهاست در آیه 212 سوره بقره می‌فرماید:

«زُینَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا»

زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‌رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند.

همچنین در آیه 185 و 186 سوره آل عمران می‌فرماید:

«مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»

؛ زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست.

«وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذًى کَثِیرًا»

و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده [یهود] و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید.

3- ناشکیبایی و زیاده خواهی

ناشکیبایی و نوعی زیاده خواهی از عوامل دیگر آزاررسانی یاد می‌شود؛ چنانکه قرآن در سوره بقره آیه 61 این عامل را علت اصلی آزاررسانی بنی‌اسرائیل به حضرت موسی(ع) برمی‌شمارد.

«وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ.. ».

و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! ... .

4- حسادت

حسادت که خود یکی از رذائل اخلاقی است در بیان قرآنی، عاملی برای آزاررسانی و خودآزاری ذکر شده است. این مسئله را می‌توان در داستان هابیل و قابیل مشاهده کرد. بطوری‌ که رنج بردن از نعمت‌هایی که در اختیار دیگران است موجب می‌شود تا زمینه خودآزاری و دیگر آزاری حتی در سطح قتل، در انسان رشد کند. قتل هابیل به دست برادرش (قابیل) و نیز به چاه انداختن یوسف از سوی برادران از این عامل حکایت می‌کند.

آثار آزار رسانی

بی گمان هر کاری واکنشی دارد و آثار آن در دنیا و آخرت و نیز در امور مادی و معنوی شخص بروز می‌کند.

در قرآن و روایات ائمه علیهم السلام نیز به مسئله دوری و پرهیز از آزار و اذیت توجه داده شده و حتی برای کسانیکه در برابر آزار و اذیت دیگران تحمل می‌کنند آثاری را نام می‌برند.

1- نشانه شرارت و پستی

حضرت علی علیه السلام در ضمن فرمایشاتی آزار دادن دیگران را از عادات افراد شرور، پست و جاهل می‌داند: «عَادَةُ الْأَشْرَارِ أَذِیةُ الرِّفَاق‌»[2]عادت بدان، آزار کردن رفیقان است. «عَادَةُ اللِّئَامِ وَ الْأَغْمَارِ أَذِیةُ الْکِرَامِ وَ الْأَحْرَار»[3]عادت لئیمان و جاهلان آزار کردن کریمان و آزادگان است. مراد از «لئیمان» مردم دنى و پست مرتبه است، و مراد از «کریمان» مردم گرامى بلند مرتبه.

2- دشمنی

حضرت علی علیه السلاممی‌فرمایند: «مَنْ کَفَّ أَذَاهُ لَمْ یعَانْدُه [لَمْ یعَادِهِ‌] أَحَد»[4]

هر کسی که بازدارد اذیت خود را از دیگران، دشمنى نمی‌کند با او کسى یعنى کسى که اذیت خود را بازدارد از همه مردم و آزار او بهیچ کسی نرسد هیچ کس با او دشمنى نمی‌کند بلکه مشهور است که اگر کسى با خود قرار بگذارد که اذیت او به هیچ کسی نرسد اذیت هیچ کسی هم به او نمی رسد. پس کسی که دیگران را اذیت می کند دشمنی آنها را برای خود می‌خرد.

3- دوری از مروت و انسانیت

حضرت علی علیه السلاممی‌فرمایند: «یسْتَدَلُّ عَلَى الْمُرُوَّةِ بِکَثْرَةِ الْحَیاءِ وَ بَذْلِ النَّدَى وَ کَفِّ الْأَذَى‌»[5] برای مروّت و آدمیت به بسیارى شرم و حیا و بذل احسان و عطا و بازداشتن آزار و ایذاء استدلال شده است. چنانکه از روایت استفاده می‌شود آزار دادن دیگران، به دور از جوانمردی و انسانیت می‌باشد.

4- نشانه خیانت و خائن بودن

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این موردمی‌فرمایند:

«عَلَامَةُ الْخَائِنِ فَأَرْبَعَةٌ عِصْیانُ الرَّحْمَنِ وَ أَذَى الْجِیرَانِ وَ بُغْضُ الْأَقْرَانِ وَ الْقُرْبُ إِلَى الطُّغْیان»[6]

نشان خائن چهار چیز است: سرپیچى از دستور خداوند رحمان، آزار همسایگان، نفرت از یاران و تمایل به بیدادگرى و ستم.

5- بد ترین بدیها

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلممی فرمایند:

«خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‌ءٌ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّه‌»[7]

دو خصلت ناپسند است که بدتر از آنها نیست: شرک به خدا و آزار بندگان خدا.

آثار تحمل آزار دیگران

1- محشور شدن با ائمه

حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«أَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا»[8]

آیا ندانسته‌اى که هر که چشم براه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى که مى‌بیند شکیبائى ورزد فرداى قیامت در زمره ما محشور گردد.

البته منظور از آزار در این حدیث، آزاری است که در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه، به شخص می‌رسد.

2-همسایه خوب شدن

حضرت موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:

«لَیسَ حُسْنُ الْجِوَارِ کَفَّ الْأَذَى وَلَکِنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ صَبْرُکَ عَلَى الْأَذَى»[9]

خوش همسایگى تنها باین نیست که از آزار همسایه خوددارى کنى بلکه بر آزار او نیز شکیبائى کنى.

3- راستى پرهیزگارى

حضرت علی علیه السلاممی‌فرمایند:

«مَنْ صَبَرَ عَلَى مُرِّ الْأَذَى أَبَانَ عَنْ صِدْقِ التَّقْوَى‌»[10]

هر کسی که بر آزار تلخ و مکروه صبر کند واقعیت پرهیزگارى را ظاهر می‌کند.

البته مراد، صبر بر آزارها و مکروهاتی است که از جانب خداوند متعال می‌باشد مثل بیماریها و فوت فرزند و مانند آن و جزع و فزع نکردن در آنها یا صبر کردن بر آزارهایی که از مردم به انسان می‌رسد و انتقام نگرفتن از آنها.

4- نشانه خوبى

حضرت علی علیه السلاممی‌فرمایند:

«مِنْ أَمَارَاتِ الْخَیرِ الْکَفُّ عَنِ الْأَذَى‌»[11]

از نشانه‌هاى خوبى شخص، خودداری از آزار کردن مردم است.

5- از درهای خوبی

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلممی‌فرمایند:

«یا عَلِی ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْکَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى»[12]

اى على: سه چیز از درهاى خیر است: بخشش دل، و خوش زبانى، و تحمّل در برابر آزار.

مقاله

نویسنده علي اكبريان تبريزي
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS