دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هدیه خداوند برای بندگان ویژه‌اش

No image
هدیه خداوند برای بندگان ویژه‌اش

وقتی کسی را می‌بینیم که در علوم مختلف صاحب‌نظر است، خوب صحبت می‌کند و برای هر سؤالی جوابی دارد می‌خواهیم او را توصیف کنیم می‌گوییم فلانی حکیم است، اما این حکیم بودن چه معنایی دارد؟ و حکمت چیست که اشخاص فاضل آن را دارند؟ واژه «حكمت» در لغت، از ریشه «حُكم» گرفته شده است و «حُكم» به معناى «منع» است؛ زیرا حُكم و داورىِ عادلانه، مانع ظلم مى شود. دهنه اسب و دیگر چهارپایان نیز «حَكَمه» نامیده مى شود؛ چرا كه مهاركننده حیوان است و علم، «حكمت» نامیده شده است؛ چرا كه از جهلِ عالِم، جلوگیرى مى كند. همچنین بر هر چیز نفوذ ناپذیرى، صفت «مُحكَم» اطلاق مى‌گردد.(ر.ك: معجم مقاییس اللّغة : مادّه حکم)

حکمت در قرآن

حكمت در زبان قرآن عبارت است از علم و معرفت داشتن به مجموعه اصولى كه موافق با فطرت انسانى و مطابق با واقع هستند. اما حكمتى كه در علوم بشرى از آن یاد مى‌ شود در مقابل علوم تجربى به كار رفته و بیشتر مباحث نظرى و عقلى صرف را شامل مى ‌شود. از این‌ رو به نظر مى‌ رسد شباهت این دو فقط در عقلى و نظرى بودن باشد و لكن در دو جهت تفاوت دارند: یكى این كه تمامى حكمت قرآن موافق با مقتضاى فطرت است و دیگر این كه با واقع مطابقت دارد (ترجمه المیزان، ج 1، ص543). در كافی از حضرت صادق(ع) روایتی در ذیل آیه 269 بقره نقل شده كه حضرت فرمود: مراد از حكمت در این آیه اطاعت خداوند و معرفت و شناختن امام است و این روایت را عیاشی در تفسیر خود و برقی در محاسن ذكر نموده‌اند و نیز به نقل دیگری از امام صادق (ع) آمده است كه حضرت فرمود: حكمت، روشنی و چراغ معرفت است و سبب پرهیزکاری است و نتیجه درستی است و اگر بگوییم خداوند نعمتی بزرگ تر و بهتر و بالاتر از نعمت حكمت به بندگانش عطا نفرموده همانا راست گفتیم. البته علم و حکمت صفت و کمالی است که خدای تعالی به هر یک از بندگانش که بخواهد عطا می‌نماید ولی تلاش بنده در زمینه دستیابی به آن زمینه‌ساز عطای الهی است و برای دستیابی به صفت حکمت علاوه بر آشنایی با مبانی حکمت نظری، باید منازل سیر و سلوک را طی کرد که مقامات آن از یقظه و توبه شروع می‌شود تا به مرتبه فنا فی الله می‌رسد.

ارزش حکمت در روایات

حضرت علی(ع): حكمت، گمشده مؤمن است؛ پس آن را بجویید گرچه نزد مشرك باشد زیرا شما بدان سزاوارتر و شایسته‌ترید. (الأمالی للطوسی: 625/1290). لقمان علیه السلام ـ در سفارش‌هاى خود به فرزندش ـ فرمود: فرزندم! حكمت بیاموز تا ارجمند شوى! زیرا حكمت، به دین رهنمون مى شود و بنده را بر آزاده شرافت مى بخشد و تهیدست را از ثروتمند بالاتر برد و كوچک را از بزرگ پیش مى اندازد. (بحارالأنوار: 13/432/24)

تفسیر حکمت چیست؟

امام على(ع) فرمود: (غررالحكم: 9450)؛ از حكمت است كه با فرادست خود نستیزى و در برابر فرودست، خود را خوار نشمارى و به كارى كه در توان تو نیست نپردازى و زبانت با دلت و گفتارت با كردارت ناسازگار نباشد و درباره آنچه نمى دانى سخن نگویى و وقتى كارى به تو رو مى آورد رهایش نكنى و چون از تو روى گرداند دنبالش نروى.

آنچه حکمت می‌آورد

در حدیث معراج آمده است: اى احمد! هرگاه بنده شكم خویش را گرسنگى دهد و زبانش را نگه دارد، حكمت را به او بیاموزم. اگر كافر باشد حكمت او دلیلى بر ضد او و وبال گردنش خواهد بود و اگر مؤمن باشد حكمتش براى او نور و برهان و شفا و رحمت خواهد شد. پس، آنچه را نمى دانسته است، بداند و آنچه را نمى دیده است، ببیند. نخستین چیزى كه به او نشان دهم عیب‌هاى خود اوست، تا بدین سبب از پرداختن به عیب‌هاى دیگران باز ماند، و دقایق علم را به او نشان دهم، تا شیطان به وجود او راه نیابد (بحارالأنوار: 77/29/6). انبیاى الهى و اوصیاى آنان، همان كسانى هستند كه به قلّه حكمت علمى، عملى و حقیقى دست یافته اند. بر این پایه، از جانب خداوند متعال، مأمور آموختن علم و حكمت به جامعه بشر شده‌اند.

دروغ، بیماری روانی

دروغ به معنای سخن ناراست، خلاف حقیقت و سخن ناحق معادل واژه عربی کذب است (فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۱۵۱۶). هر چند که دروغ و کذب را به سخن و گفتار نسبت می‌دهند ولی باید توجه داشت که دروغ یک حالت روانی با خاستگاه باطنی است که ظهور و بروز آن در کلام و سخن بیشتر است، پس نمی‌توان دروغ را اختصاص به زبان و قول داد و آن را از بیماری‌های زبان دانست؛ چرا که قلب بیمار و روان مریض، انسان را به دروغگویی در گفتار می‌کشاند و باعث می‌شود زبان به دروغ باز کند. بنابراین، دروغ تنها یک رفتار نادرست زبانی نیست، بلکه حالت و صفتی درونی است که بازتاب‌ها و نمادهای گوناگونی در زندگی فرد می‌یابد. به سخن دیگر، هر چند که فقیهان، ناظر به افعال مکلفین، تنها به صدور احکام پنج‌گانه می‌پردازند و از وجوب و حرمت و استحباب و کراهت یا جواز امری سخن می‌گویند و بر همین اساس، دروغ را به عنوان یک فعل زبانی مکلف، حرام می‌شمارند؛ ولی باید توجه داشت که از نظر آموزه‌های قرآنی و اخلاقی، دروغ نوعی بیماری قلبی و روانی است. به همین دلیل در روایات از صفت کذب سخن به میان آمده، نه از فعل کذب که بیانگر رفتار آدمی‌است. به عنوان نمونه امیرمؤمنان علی (ع) درباره دروغ می‌فرماید: لاشیمه اقبح من الکذب؛ هیچ خلق و خویی، بدتر از دروغ نیست. (غررالحکم ص ۲۲۰) در این روایت حضرت از دروغ به عنوان یک صفت و خلق و خوی زشت و قبیح یاد می‌کند به گونه ای که صفتی زشت‌تر و پست تر از آن در میان صفات آدمی‌نیست؛ چرا که دروغ ریشه ایمان را می‌کند و انسان را از انسانیت خود دور می‌سازد. از این رو آن حضرت(ع) در جایی دیگر می‌فرماید: الکذب مجانب للایمان؛ دروغ، ایمان را دور می‌کند. (همان، ص ۲۱۹) امام باقر(ع) نیز می‌فرماید: الکذب هو خراب الایمان؛ دروغ موجب نابودی ایمان می‌شود. (اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۳۹، حدیث ۴) در اسلام حتی از دروغ‌های زبانی به صورت شوخی پرهیز داده شده است؛ زیرا عادی شدن دروغ به شکل شوخی می‌تواند همانند هر رفتار دیگری قلب را تحت تأثیر قرار دهد و روان آدمی ‌را بیمار کند و صفت دروغ در روان و قلب ریشه دواند و خلق خوی و منش شخص شود. به سخن دیگر، از هر رفتار و عمل دروغ‌آمیزی در قالب شوخی و مزاح می‌بایست پرهیز کرد؛ زیرا کنش‌ها در منش‌های آدمی ‌تأثیر می‌گذارند؛ چنان که منش‌ها در کنش‌ها و واکنش‌ها بازتاب می‌یابد. این گونه رفتارها حتی اگر به قصد شوخی یا موردی یا مصلحت‌آمیز باشد، گاه تداوم آن می‌تواند آثار مخرب و زیانباری بر شخص به جا گذارد؛ زیرا رفتار و خلق وخوی در یکدیگر تأثیر متقابل دارد و می‌تواند کنش‌های‌دروغ شخص بر منش مثبت او تأثیر گذاشته و او را در یک فرآیندی گرفتار منش دروغ نماید و صفت دروغ را در جان و دل او ریشه‌دار کند. از این رو علمای اخلاق از هرگونه اقسام دروغ پرهیز می‌دهند و از افراد می‌خواهند جز صداقت و راستی رفتار دیگری نداشته باشند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS