25 مهر 1396, 2:54
موساد چگونه ساواک را تجهیز کرد؟
شواهد موجود نشان میدهد که آمریکا در تلاش بود همزمان با گسترش روابط موساد و ساواک، بسیاری از مسئولیتهای سیا را در ایران و خاورمیانه به موساد واگذارد. تا آغازین سالهای دهه 1340(هـ.ش) سیا در تشکیل، آموزش، تجهیز و راهبری ساواک نقش درجه اول داشت و اینک، آمریکا در نظر داشت با سپردن بخش مهمی از مسئولیتهای جاری سیا به موساد، از نیرو و توان سیا در امور مهمتری استفاده کند. با این حال، هدف آمریکا از این طرح، کاهش حضور سیا در ایران و کاستن از همکاری آن با ساواک نبود؛ بلکه مقصود اصلی، حضور بیشتر موساد در ایران بود تا با همکاری با ساواک که خود تابعی از خواستههای سیا محسوب میشد، هماهنگی بیشتری بین این سرویسها در ایران و خاورمیانه به وجود آید. به عبارت دیگر، با حضور موساد در ایران، در حیطه وظایف و عمل سرویسهای اطلاعاتی ـ امنیتی و جاسوسی حامی سیاستهای آمریکا در منطقه، تغییراتی ایجاد شد. در این بین، اسرائیل به دلیل درگیری و دشمنیهای آشکاری که با دنیای اسلام و کشورهای عربی داشت، بیش از پیش میتوانست با تهدیدات موجود مقابله کند.
آمریکا ترجیح میداد همگام با حضور قدرتمند سیا در ایران، روابط ساواک و موساد را گسترش دهد و از امکانات بسیاری که ایران در اختیار اسرائیل قرار میداد، بهره ببرد. آمریکا امیدوار بود در فاصلهای نه چندان دور، در بسیاری از موارد، در حیطه وظایف و عمل ساواک و موساد همسویی ایجاد شود. گفتنی است بین خواستهها، اهداف و حیطه عمل این دو سرویس، در مسائل مختلف داخلی و خارجی و نیز فعالیتهای اطلاعاتی ـ امنیتی و جاسوسی، در زمینه امنیت داخلی و کشورهای هدف، اختلاف آشکاری وجود نداشت. گویی رژیم شاه هم، مانند اسرائیل، با کشورهای اسلامی و عرب اختلاف داشت. تحولات آتی نشان داد که آمریکا و اسرائیل در بهرهگیری از این سیاست، موفقیتی قابل توجه کسب کردند و ساواک، چنان که دلخواه سیا و موساد بود، در مسیر مطلوب آن دو گام برمیداشت.
از اوایل دهۀ 1340(هـ.ش) و همزمان با ریاست سرلشکر حسن پاکروان بر ساواک، روابط موساد و ساواک گسترش یافت و با هدایتهای سیا و آمریکا، موساد نه به عنوان سرویس جایگزین، بلکه به مثابه سرویس مکمل و در عین حال پرتوان، به جمع سرویسهای همگرا در ایران و خاورمیانه پیوست. با گسترش روابط موساد و ساواک، کمربند امنیتی آمریکا در برابر شوروی در منطقه راهبردی خاورمیانه، استحکام بیشتری یافت. با روند رو به گسترش روابط اطلاعاتی ـ امنیتی رژیم پهلوی و اسرائیل، ایران بیش از پیش در مدار آمریکا و غرب قرار گرفت و به تبع آن، از کشورهای اسلامی دور افتاد. موضوعی که البته در این میان مورد توجه قرار نگرفت، تأمین منافع جهان اسلام بود. گسترش مخالفت کشورهای عربی با شاه و حمله به مشی او در برابر دنیای اسلام، بیش از پیش در دوستی او با اسرائیل مؤثر افتاد. برخی کشورهای عربی در رسانههای خود، شاه را خائن به آرمانهای دینی و اسلامی ارزیابی میکردند که با دشمن بزرگ جهان اسلام (اسرائیل) پیوندهای گستردهای برقرار کرده است. همزمان، جوسازیهای اسرائیل و نیز حمایتهای پیدا و پنهان برخی کشورهای عربی از مخالفان سیاسی شاه، موجب نزدیکی هر چه بیشتر رژیم پهلوی با اسرائیل شد. مسافرت نیکیتا خروشچف، دبیرکل حزب کمونیست شوروی، در اردیبهشتماه 1343(هـ.ش) به قاهره که گسترش روابط شوروی و مصر را در پی داشت، بیش از پیش شاه را برای گسترش روابط خود با اسرائیل مصمم کرد.
ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در ایران، در این باره میگوید: «شاید مطلعترین همکاران خارجی من در تهران، که کمتر از همه به چشم میخورد، نماینده سیاسی اسرائیل در تهران بود. او که یکی از دیپلمات های ارشد دولت خود به شمار میرفت، در تهران عنوان سفارت نداشت. زیرا با وجود روابط نزدیک و صمیمانۀ اسرائیل با حکومت شاه، چون ایران یک کشور اسلامی بود، شاه ترجیح میداد روابط ایران و اسرائیل در سطح غیررسمی باقی بماند. با این وجود دیپلماتهای اسرائیلی در تهران به شبکه اطلاعاتی وسیعی در ایران دست داشتند که نظیر آن در اختیار هیچ کشور دیگری نبود.» بر اساس همین روابط نزدیک و منافع مشترک بود که شاه موافقت کرد موساد، در بخش های غربی و جنوبی کشور، چند پایگاه جاسوسی ـ اطلاعاتی ایجاد کند و با کمک ساواک، بر ضد کشورهای عربی ـ اسلامی منطقه، به اقدامات جاسوسی و اطلاعاتی دست بزند. حسین فردوست، موساد را پس از سیا، فعالترین سرویس اطلاعاتی ـ امنیتی خارجی میداند که در ایران حضور گسترده داشت. چنانکه از خاطرات فردوست برمیآید، مقامات موساد برای بهرهگیری بیشتر از امکانات ساواک در پایگاههای خود، حتی به برخی مقامات ساواک ماهانه مقرریهایی میپرداختند که فردوست از آن به رشوه تعبیر کرده است. او، فعالیت این پایگاهها را برای اهداف جاسوسی موساد بسیار مفید ارزیابی و تصریح میکند که برای اداره آن ها، از مأمورانی بسیار ورزیده و کارآزموده بهره گرفته میشد.
ظاهراً، پایگاههای سهگانه اطلاعاتی ـ جاسوسی موساد در مناطق غربی و جنوبی ایران، در سال 1346 برچیده شد و مسئولان آن سازمان ترجیح دادند از آن پس، هدایت شبکههای اطلاعاتی گستردهای را که تا آن هنگام در ایران ایجاد کرده بودند (گفته شده که در همین زمینه حدود 300 مأمور ورزیده اطلاعاتی و جاسوسی، تربیت و به کار گرفته شده بودند)، از داخل اراضی اشغالی برعهده بگیرند. چند سال بعد، بار دیگر اسرائیل در صدد برآمد پایگاههای سهگانه اطلاعاتی ـ جاسوسی در غرب و جنوب ایران را فعال کند، اما رؤسای ساواک چندان تمایلی به فعالیت دوباره آن نشان ندادند. در آستانه قرارداد صلح ایران و عراق در الجزایر (1975م./1354هـ.ش)، برخی کارشناسان و مدیران ارشد ساواک هشدار دادند که با فعال شدن دوباره پایگاه های اطلاعاتی موساد در مناطق غربی و جنوبی کشور، در روند صلح دو کشور (ایران و عراق) مشکلات جدی بروز خواهد کرد. با این حال، پس از مدت کوتاهی، بار دیگر از اوایل سال(1355هـ.ش)، پایگاههای اطلاعاتی ـ جاسوسی موساد در غرب و جنوب کشور فعالیت خود را از سر گرفتند و تا سقوط رژیم پهلوی، این پایگاه ها فعال بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این پایگاهها توسط انقلابیون تصرف و به فعالیت آن خاتمه داده شد. روزنامه کیهان، در سوم اسفند 1357، درباره کشف یکی از همین پایگاهها چنین نوشته است: «عدهای از مبارزین قهرمان شهر کرمانشاه، موفق به کشف یک پایگاه بزرگ مخابراتی و جاسوسی در غرب این شهرستان شدند ... گروهی از مطلعین هنگام جست وجو، تعدادی اسناد و مدارک سری در ساختمانهای این پایگاه کشف کردند و عقیده داشتند که این مجموعه به وسیله عُمال ساواک و مأموران جاسوسی اسرائیل و هدایت و کنترل سیا در دست ساختمان بوده است».
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان