28 بهمن 1395, 2:33
آیتا...جوادی آملی در گفتاری به بیان فضیلت ماه شعبان المعظم پرداخت.
وجود مبارک امام سجاد(ع)، دعا و زيارت ایشان با تعليم آميخته است. آن امام همام در لابهلاي دعا همان (يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ) را بیان ميکردند. در صلوات شعبانیه، انسان خود را در سايه رحمت بي انتهايي که خدا نصيب پيامبر مي کند، مشمول ادعيه سِعه رحمت ذات اقدس الهي مي نماید. در این دعا به خداوند عرض می کنیم که پیامبر(ص) را شفيع ما قرار بده؛ «وَاجْعَلْهُ لي شَفيعاً مُشَفَّعاً وَ طَريقاً اِلَيْکَ مَهيَعاً»؛ در اين جمله حضرت سجاد(ع) به خدا عرض مي کند: خدایا اين ماه، ماه پیامبر و صدر و ذيل این ماه، رحمت است و رحمت بودنِ صدر و ذيل این ماه براي اين است که نبيّ رحمت شب ها را به نماز و روزها را به روزه ميگذراند.
شب و روز ماه شعبان با عبادت پيغمبر زينت گرفت؛ يعني سنّت و عادت مستمرّ ایشان اين بود که شب ها را زنده میداشت و روزها را روزه می گرفت؛ و لذا این پیامبر است که اين ماه را ماه رحمت کرده است. در همين دعاي نوراني، وجود مبارک امام سجاد(ع) به ما آموخت که بگوييم: خدايا اولاً ما را همراه و در کنار پیامبر قرار بده؛ ثانیاً نبوّت، رسالت و وحي ایشان را براي من يک طريقِ باز قرار بده که من اگر بخواهم آن را بپیمایم هيچ کسي مزاحم من نباشد.
اگر کسي واقعاً در خدمت وحي و نبوّت بود، اين شخص يک طريق راحت دارد، که نه بيراهه ميرود نه راه کسي را مي بندد و اگر ـ خداي ناکرده ـ مشکلي داشت اين راه بسته میشود و اين راهِ بسته به مقصد نميرسد؛ همان که فرمود: (فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ)؛ شک و ترديد باعث عجز است؛ ولي اگر انسان وارد يک طريق راحت شد، مرتب بدون مزاحمت به مقصد مي رسد.
اين دعاهاي ماه رجب و شعبان براي آن است که انسان را هم شايسته کند که مهمان خدا شود هم شايسته کند که مهماندار خدا شود؛ در اين معامله، سود کلاً مال انسان است؛ چون گاهي خداي سبحان مبايعه ميکند، خريد و فروش مي کند و با انسان گفتوگو دارد چه اينکه در مناجات شعبانيه همين است. اما خدا مهمان ما باشد يعني چه؟ نخست: ما چه داريم که او را مهمان کنيم؛ دوم این که: چه وقت او مهمان ما ميشود؟! اين در حديث قدسي آمده است که «انا عند المنکسره قلوبهم» يعني خداي سبحان مهمان دلهاي شکسته است و آن انکسار، آن فقر، آن خضوع، آن خشوع، آن بندگي خالص را خدا مي پذيرد؛ اين «انا عند المنکسره قلوبهم» جزو مصاديق مهمان شدن خدا نسبت به دلهاست.
توجّه اسلام به مسأله انفاق، به معناى گدا پرورى و رواج تكدّىگرى نيست. زيرا در بسيارى از روايات، از كسانى كه بدون داشتن نياز، از ديگران درخواست كمك مىكنند، مذمّت شده و از سوى ديگر بهترين نوع انفاق، در اختيار قرار دادن ابزار كار به جاى پول دادن، معرفى شده است. كسانى كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكارا انفاق مىكنند، اجر و پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسى براى آنهاست و نه غمگين مىشوند. (بقره ـ 274).
در تفاسير صافى، مجمع البيان، قرطبى و كبير فخر رازى آمده كه اين آيه در شأن حضرت على(ع) نازل شده است. هنگامى كه آن حضرت فقط چهار درهم ذخيره داشت، يك درهم را در روز، يك درهم را در شب، سومين آن را مخفيانه، و چهارمين درهم را آشكارا در راه خدا انفاق نمود. (نور الثقلين، جلد 1، صفحه 290 و 291). البته وعده اين آيه، شامل همه كسانى مىشود كه اينگونه عمل كنند. چنين افرادى نه از فقر و تنگدستى بيم دارند، چون به وعدههاى خداوند ايمان داشته و به او توكّل مىكنند، و نه به خاطر انفاق، اندوهگين مىشوند، چون به رضايت الهى و آثار اخروى انفاق توجّه دارند. باز در اين آيه سخن از مسأله ديگرى در ارتباط با انفاق در راه خداست و آن كيفيات مختلف و متنوع انفاق است، آیه مىفرمايد: آنها كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مىكنند پاداششان نزد پروردگارشان است. ناگفته پيداست كه انتخاب اين روشهاى مختلف رعايت شرايط بهتر براى انفاق است، يعنى انفاقكنندگان بايد در انفاق خود هنگام شب يا روز، پنهان يا آشكار، جهات اخلاقى و اجتماعى را در نظر بگيرند، آنجا كه انفاق به نيازمندان موجبى براى اظهار ندارد، آن را مخفى سازند تا هم آبروى آنان حفظ شود و هم خلوص بيشترى در آن باشد، و آنجا كه مصالح ديگرى مانند تشويق و ترغيب ديگران در كار است و انفاق جنبه شخصى ندارد تا هتك احترام كسى شود (مانند انفاق براى جهاد و بناهاى خير و امثال آن) و با اخلاص نيز منافات ندارد، آشكارا انفاق نمايند. بعيد نيست كه مقدم داشتن شب بر روز، و پنهان بر آشكار (در آيه مورد بحث) اشاره به اين باشد كه مخفى بودن انفاق بهتر است مگر موجبى براى اظهار باشد، هر چند بايد در همه حال و به هر شكل، انفاق فراموش نشود. مسلّماً چيزى كه نزد پروردگار است (مخصوصاً با تكيه بر صفت ربوبيت كه ناظر به پرورش و تكامل است) چيز كم، يا كم ارزشى نخواهد بود، و تناسب با الطاف و عنايات پروردگار خواهد داشت كه هم بركات دنيا، و هم حسنات آخرت و قرب الىالله را شامل مىشود. سپس مىافزايد: نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مىشوند (و لا خوْفٌ عليهِمْ و لا هُمْ يحْزنُون). مىدانيم انسان چون براى ادامه و اداره زندگى خويش خود را بى نياز از مال و ثروت نمىداند، معمولاً هنگامى كه آن را از دست مىدهد اندوهناك مىگردد و براى آينده خود نگران مىشود، زيرا نمىداند در آينده وضع او چگونه خواهد بود و همين امر در بسيارى از مواقع مانع انفاق مىگردد، مگر آنها كه از يك سو به وعدههاى الهى ايمان داشته باشند و از سوى ديگر آثار اجتماعى انفاق را بدانند. چنين افرادى از انفاق در راه خدا خوف و وحشتى از آينده ندارند و به خاطر از دست دادن قسمتى از ثروت خود اندوهگين نمىشوند، زيرا مىدانند در مقابل چيزى كه از دست دادهاند به مراتب بيشتر، از فضل پروردگار و از بركات فردى و اجتماعى و اخلاقى آن در اين جهان و آن جهان بهرهمند خواهند شد.
1ـ شايد دليل آنكه «ليل» بر «نهار» يا «سر» بر «علانيه» مقدّم شده است، آن باشد كه انفاقهاى پنهانى در دل شب ارزش بيشترى دارد. (تفسير مراغى) 2ـ اين آيه به منزله جمعبندى چهارده آيه گذشته است كه درباره انفاق بحث مىكرد؛ موضوعى كه هيچ موردى در قرآن اينگونه مفصّل بحث نشده است. آثار انفاق بر كسى پوشيده نيست، از جمله: تعديل ثروت و كمشدن اختلافات طبقاتى، ايجاد محبّت، شكوفايى روح سخاوت و بالاتر از همه قرب به خداوند. انفاق، علاوه بر انفاق مال و ثروت، شامل انفاقِ علم، آبرو و مقام نيز مىشود. (كلمه انفاق، در لغت به معناى پر كردن گودال و در اصطلاح، به معناى پر كردن و بر طرف نمودن كمبودهاى مالى است). 3ـ يادآورى اين نكته لازم است كه توجّه اسلام به مسأله انفاق، به معناى گداپرورى و رواج تكدّىگرى نيست. زيرا در بسيارى از روايات، از كسانى كه بدون داشتن نياز، از ديگران درخواست كمك مىكنند، مذمّت شده و از سوى ديگر بهترين نوع انفاق، در اختيار قرار دادن ابزار كار به جاى پول دادن، معرفى شده است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان