دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وصیت نامه استاد

No image
وصیت نامه استاد

وصیت نامه استاد

مرحوم قاضى در وصیت نامه خودشان ـ که در دوازدهم صفر 1365 نوشته است ـ به دو فصل اشاره نموده که یک فصل آن در امور دنیا و دیگرى در امور آخرت است. قسمتى از وصیت نامه را به عنوان تبرک مى آوریم:

«و فصل دوم در امور آخرت و عمده آن ها، توحید است. خداى تعالى مى فرماید: (ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء)([28]) همانا خداوند شرک به خود را نمى بخشد و جز آن را براى هر که بخواهد مى بخشد.» و این مطلب حقیقتش به سهولت به دست نمى آید و از اولادهاى بنده کسى را تا حال مستعد تعلیم آن ندیده ام...

اما وصیتهاى دیگر، عمده آن ها نماز است، نماز را بازارى نکنید اوّل وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع! اگر نماز را تحفّظ کردید، همه چیزتان محفوظ مى ماند، و تسبیحه صدیقه کبرى(علیها السلام) و آیة الکرسى در تعقیب نماز ترک نشود...

و در مستحبات تعزیه دارى و زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) مسامحه ننمایید. و روضه هفتگى و لو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اوّل عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حقّ آن بزرگوار ادا نمى شود. و اگر هفتگى ممکن نشد، دهه اوّل محرم ترک نشود.

دیگر آن که، گرچه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولى بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن، ترک خدعه و حیله، تقدم در سلام، و نیکویى کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایى که خدا نهى کرده این ها را که عرض کردم و امثال این ها را مواظبت نمایید! الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید.

تا توانى دلى به دست آور *** دل شکستن هنرنمى باشد.»([29])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یادداشت | 

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.
Powered by TayaCMS