دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اپرا opera

No image
اپرا opera

كلمات كليدي : اپرا، اپرت، كمدي موزيكال، تعزيه، موسيقي آذربايجاني، موسيقي، نمايشنامه، اتاويانو رينوچيني، عُزيز عبدالحسين اغلو حاجي بيوف، ادبيات فارسي

نویسنده : اعظم بابایی

اپرا یا اپرت به نمایشنامه‌ای گفته می‌شود که همراه شعر و موسیقی اجرا می‌شود. البته در این نوع نمایشنامه، موسیقی جایگاه ویژه‌ای دارد و گاه حاکم بر سرتاسر نمایشنامه است، شعر نیز در مرحله دوم اهمیت قرار دارد.[1]

در «فرهنگ وبستر» در تعریف اپرا چنین آمده است: اپرا نمایشی است که موسیقی عامل حیاتی و ضروری آن است، دربردارنده‌ی آوازهایی به صورت از برخوانی، تک‌خوانی یا همسرایی است که ارکستر آن‌را همراهی می‌کند و دارای پیش درآمدها و میان پرده‌هایی است. اپرا مهم‌ترین فرمی است که از ترکیب موسیقی و تئاتر به وجود می‌آید، بسیار پیچیده است و شامل بسیاری از هنرهای گوناگون، اعم از موسیقی، درام، شعر، بازیگری، رقص، طراحی صحنه، طراحی لباس و غیره می‌شود. در حقیقت، جاذبه و دافعه‌ی فراوان آن نیز به این دلیل است که یک هنر ناخالص به شمار می‌آید.[2]

اپراها از حیث فرم و محتوا انواع مختلفی دارند. اپراهایی وجود دارد که محتوای آنها مذهبی است و اپراهایی که دارای مضامین کمیک‌اند (خنده‌دار) و گاهی هم آمیزه‌ای از تراژدی و کمدی.[3]

پیدایش اپرا[4]

از بدو پیدایش هنرهای نمایشی، موسیقی و آواز همیشه همراه نمایش بوده است. موسیقی و آواز در کنار داستان‌های دراماتیک ساختمان اصلی جشنواره‌های مذهبی را می‌ساختند و می‌توان گفت موسیقی و رقص حتی برتر از سایر عوامل نمایشی در جشنواره‌ها به کار گرفته می‌شد. اما در دوره‌های بعد کم‌کم درام راهی مستقل را پیش گرفت و بر سایر عوامل برتری جست به‌طوری‌که موسیقی، آواز و رقص از عوامل فرعی درام و در واقع در خدمت درام به کار گرفته شد.

در دوره‌ی رنسانس، عده‌ای از ادیبان و روشنفکران برای ایجاد و خلق یک هنر جدید به تکاپو می‌افتند و گروهی از موسیقی‌دانان و شاعران در شهر فلورانس جمع می‌شوند تا در این‌باره با هم بحث کنند. با بررسی نمایش‌های یونان به این نتیجه می‌رسند که اغلب شخصیت‌های این نمایشنامه‌ها موزیکال هستند و سپس ادعا می‌کنند که مکالمه‌های تراژدی‌های یونان می‌بایست یا دکلمه شوند یا به آواز خوانده شوند. همین بررسی‌ها منجر به طرح درام موزیکال از طرف این گروه شد.

نخستین نویسنده‌ای که که در پی طرح این نظریه آثاری به این سبک به وجود آورد «اتاویانو رینوچینی» بود که در سال 1595م اثری به نام «دافنه» نوشت و «جاکوپو پری» آهنگ‌ساز معروف آن زمان بر روی آن موسیقی گذاشت. این اپرا در سال بعد در شهر فلورانس به معرض نمایش گذاشته شد. درام «رینو چینی» را نخستین متن اپرا به شمار می‌آورند. اما نقطه عطف در هنر اپرانویسی در دوره‌ی رنسانس، زمانی محسوب می‌شود که «مونته وردی» آهنگ‌ساز معروف ایتالیایی (1567-1643م) پا به عرصه اپرانویسی ایتالیا نهاد و آثاری چون «اروفه» (1607م) و «اریانا» (1608م) خلق کرد. به دنبال گسترش موج اپرا در اروپا، تماشاخانه‌های مخصوص اپرا ساخته شد و این روند چنان سرعتی پیدا کرد که تا سال 1637م، ذهن اهالی ونیز غالبا به سوی اپرا معطوف شد. بدین ترتیب در دوره‌ی رنسانس بود که اپرا راهش را به سوی یک شکل مستقل هنری، با استفاده از هنرهای نمایشی، موسیقی و تجسمی جدا کرده و تغییر و تحولات بسیاری نیز پیدا کرد. این تغییرات تا بدانجا بود که اپرا از سرچشمه‌ی اصلی خود یعنی نمایش به کلی جدا شد و با تسلط یافتن موسیقی به‌عنوان رکن اصلی در اپرا، از گروه نمایش به گروه موسیقی انتقال می‌یابد.

یکی از کسانی که در تحول اپرا به سوی یک هنر مستقل و پیچیده سهم مهمی دارد، «ریشارد واگنر» است که نوآوری‌‌های او باعث شد که اپرا به‌عنوان یک هنر ماندنی در تاریخ هنر جای گیرد.

اپرا در سایر کشورها

نخستین اپرای رسمی فرانسه در 1669م در روزگار پادشاهی لویی چهاردهم به تأثیر از تراژدی‌های «ژان راسین» (1639-1699م) پدید آمد. در انگلستان نیز اپراهایی پس از 1680م پدید آمد، اما پس از مرگ «هنری پرسل» آهنگ‌ساز و ارگ‌نواز انگلیسی (1659-1695م)، اپرای این کشور یک‌سره زیر سایه‌ی اپرای ایتالیا قرار گرفت. گفتنی است که اپراهای ایتالیا در قالب نمایش‌های درباری وارد آلمان شد.[5]

در اواخر قرن هفدهم، اپرای ایتالیایی در انگلستان و آلمان نضج می‌یافت و در فرانسه هم اندکی تقلید می‌شد، خوانندگانی از ایتالیا به سراسر ممالک اروپا سفر کرده و شیوه‌ی اپرای ایتالیایی را رواج می‌دادند. این عصر را می‌توان عصر طلایی اپرا نامید. هنر اپرا در روسیه تا نیمه دوم قرن هجدهم هیچ تغییری نیافت. در سال‌های 1750م تا سال 1800م شیوه‌ی ایتالیایی اپرا به مسکو و سن‌پترزبورگ معرفی شد، اما بعدها هنرمندان و آهنگ‌سازان روسی سعی کردند تا حتی‌المقدور از نفوذ شیوه‌ی اپرای ایتالیایی جلوگیری کنند و به آثار خود رنگ محلی بدهند و آهنگ‌های بومی و ملودی‌‌های روسی به کار ببرند.[6]

اپرانویسی در ایران

درباره‌ی اولین کسانی که در جریان شکل‌گیری و پایه‌گذاری اپرا در ایران تلاش کردند، باید از «عزیز عبدالحسین اغلو حاجی بیوف» مشهور به «حاجی بگوف» یاد کرد.[7]

با توجه به این‌که اپرا نمایشی است که در آن هنرپیشه‌ها به جای آن‌که مطالب خود را با صحبت کردن به هم بگویند، آن‌را به وسیله‌ی آواز بیان می‌کنند؛ می‌توان گفت تعزیه در ایران نوعی اپرا است زیرا نمایشی است که موسیقی و آواز دو رکن اصلی آن است. بنابراین سنت اپرا نه به شیوه‌ی فرنگی آن، بلکه در ارتباط نمایش سنتی ایرانی، سبکی آشنا برای عُزیز حاجی بگوف و تماشاگران اپراهای وی بوده است. می‌توان نتیجه گرفت که حاجی بگوف مستقیماً و تماماً تحت تأثیر اپرای فرنگی به کار تصنیف اپرا روی نیاورده است، بلکه آشنایی با نمایش غنایی ایرانی (تعزیه) و همین‌طور سنت موسیقی آذربایجانی و امکانات این موسیقی، در جلب وی به این هنر تأثیر به سزایی داشته است. اما حاجی بگوف بیشترین تأثیر و آموزش را از اپرای فرنگی می‌گیرد و شکل و قالب این اپرا را با مضامین و موضوعات ملی درهم می‌آمیزد و «اپرای ملی آذربایجان » را بنیان می‌گذارد.[8]

نخستین اثر حاجی بگوف در زمینه‌ی اپرا «لیلی و مجنون» نام دارد که در سال 1907م اجرا شد. اپراهای دیگر وی عبارتند از: شیخ صنعان (1909)، رستم و سهراب (1910)، شاه عباس و خورشید بانو (1912)، اصلی و کرم (1912). از حاجی بگوف چند کمدی موزیکال نیز به یادگار مانده است که از آن شمارند: زن و شوهر، مشهدی عباد (1910) و آرشین مال آلان (1912). عزیز حاجی بگوف سهمی مهم در پی‌ریزی بنیان نمایش‌های موسیقایی ایران داشته است، چندان که اپراها و و کمدی‌های موزیکال او در دوره‌ی مشروطه در شهرهای تبریز، رشت و تهران به صورت گسترده به اجرا درآمدند.[9] با این‌حال اپرا در تئاتر معاصر ایران جایگاه و اعتبار لازم را ندارد و تعداد نمایش‌های اپرایی اجرا شده در ایران به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد.[10]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

«خانواده به مثابه پناهگاه» | نقد فیلم حوض نقاشی

اولین چیزی که در فیلم توجه مخاطب را جلب می‌کند بازی‌های بسیار خوب، فیلم برداری چشم نواز، طراحی صحنه زیبا و در کل دقت و تلاش کارگردان در اجرای هر چه بهتر مسائل فنی فیلم است. البته این موارد نتوانسته ضعف‌های فیلمنامه را از نظر دور بدارد...
«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
تسخیر رویاهای شبانه | نقد فیلم پله آخر

تسخیر رویاهای شبانه | نقد فیلم پله آخر

علی مصفّا در دومین فیلم خود سعی کرده است فارغ از جامعه و مخاطب به مسائل ذهنیش بپردازد، فیلم او نه بازتاب یک مسئله اجتماعی خاص و نه به دنبال جذب مخاطبان و ایجاد لحاظاتی پر کشش برای آنان است، البته این بدان معنی نیست که در فیلم هیچ مسئلۀ اجتماعی وجود ندارد…
قاعده تصادف، در کشاکش سنت و مدرنیته | نقد فیلم «قاعده تصادف»

قاعده تصادف، در کشاکش سنت و مدرنیته | نقد فیلم «قاعده تصادف»

«قاعده تصادف» در بطن خود بازگوکننده بسیاری از چالش‌هایی است که جامعه ایرانی در رویارویی با مدرنیته با آن‌ها دست به گریبان است. بهنام بهزادی (کارگردان) با علم به کافی نبودن جذابیت «مشکلات گروه‌های تئاتری» برای مخاطب عام، دست روی «فمینیسم جذاب» گذاشته است اما…
مسعود ده نمکی یا مسعود کیمیایی | نقد فیلم رسوایی

مسعود ده نمکی یا مسعود کیمیایی | نقد فیلم رسوایی

ده نمکی که با فیلم‌های اکشن و طنز خود در وضعیت راکد سینمای ایران همچنان بازار خوبی در گیشه دارد، ظاهرا با رسوایی چهره‌ای جدی را در آثارش نشان می‌دهد. انگار او در فیلم جدی هم دارد با مخاطب شوخی می‌کند...
Powered by TayaCMS