دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبدالملک بن قطن فهری

No image
عبدالملک بن قطن فهری

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، عبدالملك بن قطن، هشام بن عبدالملك، محارب، امارت اندلس، بلج بن بشر

نویسنده : مريم علوي

عبدالملک بن قطن فهری یا همان عبدالملک بن قطن بن نهشل بن عمرو بن عبدالله بن وهب بن سعد بن عمرو از شاهدان واقعه حره در مدینه در ایام یزید بن معاویه در سال 63(ه.ق) و یکی از فرماندهان شجاع است.[1] وی از خاندان قریش است.

امارت اندلس

عبدالملک بن قطن از جانب عبیده بن عبدالرحمن سلمی که فرمانده هشام در آفریقا بود به امارت اندلس منصوب شد. پیش از وی عبدالرحمن بن عبدالله غافقی امیر اندلس بود که در جنگی در سال 113(ه.ش) کشته شد.[2]

عبدالملک بن قطن والی اندلس در رمضان سال 115(ه.ق) بلاد بشکش را فتح کرد و در این نبرد از دشمن کشتار بسیار کرد و غنایم بی شمار بدست آورد و به سلامت بازگشت.[3] در سال 121(ه.ق) هشام بن عبدالملک، عبیده را از ایالت مصر برکنار کرد و ابن حبحاب را به جای او منصوب کرد. ابن حبحاب نیز عبدالملک بن قطن را از ولایت اندلس برکنار کرد و به جای او عطیه بن حجاج را برگزید. [4]

شورش بربرها در دوران عبدالملک بن قطن

چند سال بعد گروهی از بربرها با پیروی از عقاید خوارج بر ضد ابن حبحاب شوریدند. ابن حبحاب خالد بن حبیب را به جنگ ایشان فرستاد که کشته شد و به همراه او پهلوانان و دلیران عرب در جنگی به نام اشراف کشته شدند. در پی این واقعه مملکت آشفته شد و مردم شوریدند و اهل اندلس بر آن وقایع آگاه شدند و در ماه صفر سال 123(ه.ق) بر ضد والی خود که در آن زمان عقبه بن حجاج بود برخاستند و او را عزل کردند و به جای او عبدالملک بن قطن را برای بار دوم، به عنوان والی اندلس منصوب کردند.[5] در برخی منابع آمده است که عبدالملک بن قطن در همان سال 121(ه.ق) که به امارت رسید بر ضد عقبه بن حجاج سلولی والی قبلی شورش کرد و او را به قتل رساند[6] و مطابق برخی دیگر از منابع عقبه خود در همان سال درگذشت.[7]

پناهنده شدن بلج بن بشر به عبدالملک بن قطن

بلج بن بشر عبسی، والی طنجه بود که خوارج بربر علیه او شورش کردند.[8] قبایل بربر آفریقا بلج را محاصره کردند و سخت او و اتباعش را دچار تنگنا کردند. بلج بن بشر به عبدالملک بن قطنه پیام داد و به او متوسل شد. از او درخواست کرد که چند کشتی بفرستد تا او و اتباع او از دریا بگذرند و به اندلس پناه برند. عبدالملک بن قطن از آمدن ایشان به اندلس اکراه داشت، به آنان وعده یاری داد؛ ولی وفا نکرد.

با قدرت گرفتن بربریان اندلس، عبدالملک ناگزیر بلج و سپاهیان او را به اندلس راه داد. گفته شده که عبدالملک بن قطن با یاران خود پیرامون پناه دادن بلج و اتباع او در اندلس مشورت کرد و ایشان وی را از انجام این کار بر حذر داشتند. به همین جهت در ابتدا از ورود ایشان جلوگیری کرد؛ ولی بعد گفت: از هشام می‌ترسم که بگوید تو سپاه مرا دچار هلاکت کردی، ناچار به ایشان اجازه ورود داد به شرط اینکه مدتی بمانند و بعد به افریقا برگردند.[9]

آنان شرط را پذیرفتند و هنگامی که عبدالملک پریشانی و تنگدستی و گرسنگی ایشان را دید که به سبب طول محاصره دچار شده بودند آن‌ها را رخت و طعام داد و برای جنگ با بربرها تجهیز و روانه کرد. آنان با بربرها جنگیدند و پیروز شدند و آنان را کشتند و مال و اسب و سلاح آنها را به غنیمت بردند.[10]

به تدریج حال اتباع بلج بهبود یافت و صاحب اسب و مال و همه چیز شدند. عبدالملک از بلج و اتباع او خواست طبق قرار قبلی از اندلس خارج شوند. بلج بن بشر پذیرفت و برای خروج کشتی خواست. علت درخواست کشتی این بود که بلج نمی‌خواست از جزیره خضراء عبور کند؛ چرا که بربریان در آن سرزمین اقامت داشتند و امکان حمله ایشان وجود داشت. عبدالملک به ایشان کشتی نداد و گفت من فقط در جزیره می‌توانم به شما کشتی بدهم و جای دیگری کشتی ندارم‌.[11]

آن‌ها گفتند ما هرگز خود را دچار بربرها نمی‌کنیم و به محلی که آن‌ها در آن جا هستند نخواهیم رفت؛ چرا که می‌ترسیم آنان ما را در سرزمین خود بکشند و نابود کنند. عبدالملک هم چنان اصرار داشت که آنان مراجعت کنند. آنان هم بر ضد عبدالملک شوریدند و جنگ کردند و پیروز شدند و او را از کاخ بیرون کشیدند.[12]

هنگامی که بلج بر عبدالملک پیروز شد یاران او گفتند: عبدالملک را بکش. او هم عبدالملک را از کاخ بیرون کشید و وی را که به سبب پیری مانند یک جوجه شده بود کشت و جسدش را به دار آویخت و خود امیر اندلس شد. این اتفاق در ذی القعده سال 125(ه.ق) رخ داد.[13]

آمده است دو فرزند عبدالملک به نام‌های قطن و امیه پیش از قتل پدرشان گریختند؛ یکی به شهر ماردین و دیگری به شهر سرقسطه رفتند.[14]

پس از قتل عبدالملک بن قطن، فهریان و بلجیان روبروی هم قرار گرفتند و قطن و امیه پسران عبدالملک هم فرماندهی گروهی از فهریان را بدست گرفتند و سپاهی را از مارده تا اربونه تجهیز نمودند و با بلج به نبرد پرداختند. بلج هم با سپاهی از شام به مقابله با ایشان پرداخت و ایشان را شکست داد و به شهر قرطبه برگشت؛ ولی پس از چند روز زندگی را بدرود گفت. [15]

[1]. زرکلی، خیرالدین؛ الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، 1988م، طبعه الثامنه، ج 4، ص 163.

[2]. ابن اثیر، عزالدین علی؛ کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلی، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی، 1371(ه.ش)، ج 14، ص 74.

[3]. ابن اثیر، همان، ج 14، ص 80.

[4]. ابن اثیر، همان، ج 14، ص 84.

[5]. ابن اثیر، همان، ج 14، ص 91 و ابن خلدون، پیشین، ج 2، ص 224.

[6]. ابن خلدون، همان، ج3، ص 170.

[7]. ابن اثیر، پیشین، ج 14، ص 91.

[8]. تمیمی سمعانی، ابو سعید عبدالکریم بن محمد بن منصور؛ الانساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی، حیدرآباد، مجلس دائره المعارف العثمانیه، 1382(ه.ق)، طبعه الاولی، ج 10، ص 269.

[9]. ابن اثیر، پیشین، ج 14، ص 156.

[10]. همان، ص 156.

[11]. همان، ص 156.

[12]. همان، ص 157.

[13]. همان، ص 157 و سمعانی، پیشین، ج 10، ص 269.

[14]. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد؛ تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، طبعه الثانیه، 1413(ه.ق)، ج 8، ص 168.

[15]. ابن اثیر، پیشین، ج 15، ص 125.

مقاله

نویسنده مريم علوي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:

پر بازدیدترین ها

آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

8- اعتکاف، همانند سایر عبادات ، باید با نیت و قصد قربت باشد و هرگونه ریا و خودنمایى و قصد غیرالهى آن را باطل مى‌کند.
آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

براى شناخت حکم قطع اعتکاف باید اقسام آن را شناخت.
آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آنچه بر معتکف حرام است به طور اجمال بدین شرح است:
* استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو
* خرید و فروش‌
* مجادله
* استفاده شهوانى از جنس مخالف‌
* استمناء ( استمناء یعنى انسان با خود کارى کند که از او منى بیرون آید.)
آشنایی با احکام اعتکاف (مباحث مقدماتی)

آشنایی با احکام اعتکاف (مباحث مقدماتی)

ضمن آرزوى قبولى طاعات و عبادات، حال که این توفیق نصیب شما شده است که در جمع معتکفین حاضر هستید جا دارد با تأمل و تدبر نسبت به این عبادت اهتمام داشته باشید.
آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

انسان، در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد، بنابراین، کسى که نمى‌تواند روزه بگیرد، مانند، مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسى که عمداً روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.
Powered by TayaCMS