دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مالکیه

No image
مالکیه

نویسنده : مجتبي صبوري

كلمات كليدي : ايمان ، رؤِيت خدا، خلق قرآن، خلافت، مرتكب كبيره

مالکیه فرقه ای از اهل سنت هستند که به فقه" امام مالک بن انس" عملمی کنند.رِئیس این فرقه "ابو عبدالله مالک بن انس"است. او در سال 93 هجری در مدینه متولد شد. بعضی در سال تولد او اختلاف کرده اند و سال تولد او را 90 و یا 95 ذکر کرده اند. و در سال 179 هجری زندگی را بدرود گفت. از تالیفات مهم او "الموطا"- که یک کتاب حدیثی است- ذکر شده است.1[1]

مهمترین مبلغان این مذهب عبارتند از:

قاضی ابوبکر باقلانی( متوفی 543 ه)، ابن عبدالبر قرطبی( متوفی 463ه)، قاضی عیاض بستی( متوفی 544ه)، ابوالولیه باجی(متوفی 494ه)، ابوعبدالله مقری(متوفی 759ه)، ابوالعباس وتشریسی( متوفی 914 ه).[2]

مالک تکیه زیادی روی احادیث و سنت داشت و از هرچه مسائل کلامی و اعتقادی و آنچه مربوط به عقل بود دوری می جست و نقل آن را منع می کرد . به همین دلیل اگر ازاو سوالی درباره مسائل اعتقادی که در آن زمان در میان فرق مختلف اسلامی مطرح و شایع بود می شد به جواب کوتاهی بسنده می کرد و از پرداختن به آن مسائل، خودداری می کرد، و در بسیاری موارد آن را بدعت می دانست.مالک در ناپسند دانستن پرداختن به مسائل اعتقادی دائماً این بیت شعر را می خواند:

و خیر امور الدین ما کان سنة و شر الامور المحدثات البدائع

بهترین امور دین چیزی است که در سنت است و بدترین امور چیزهای جدید و نو است.[3]

سفیان بن عیینه می گوید: از مالک درباره آیه "الرحمن علی العرش استوای؛ همان بخشنده ای که بر عرش مسلط است"[4] پرسیده شد که استوی، به چه معناست؟ مالک بعد مدتی سکوت جواب داد:" استواء معلوم است، ولی چگونگی آن معلوم نیست، و سؤال از آن بدعت و ایمان به آن واجب است."[5]

رابطه ایمان و عمل

مالک (رئیس فرقه مالکیه) معتقد است که ایمان، اعتقاد و لفظ تنها نیست؛ بلکه عمل نیز جزء ایمان است؛ در نتیجه برای اثبات ایمان یک فرد، فقط اعتقاد و اعتراف او کافی نیست، عمل او نیز نیاز است، پس نماز خواندن و عبادات جزء ایمان است.[6]

مالک می گوید: از آنجا که ایمان، قول و عمل هردو با هم می باشد، با زیاد شدن عمل، ایمان نیز زیاد می شود[7].

بسیار از مالک شنیده شده که ایمان، قول و عمل است، زیاد می شود و ناقص و بعضی از ایمان ها از بعضی دیگر برتر است.[8]

در جایی دیگر، مالک درباره ناقص شدن ایمان اظهار نظری نکرده است، ابوالقاسم در کتاب "الانتقاء" می گوید: وقتی از مالک پرسیده شد که آیا ایمان ناقص هم می شود؟ جواب داد: خاموش باش.[9]

نظر مالک درباره مرتکبین گناه کبیره

یکی از مسائلی که در زمان مالک میان اهل سنت رایج شده بود و در مورد آن زیاد اظهار نظر می شد، وضعیت ایمان مرتکبین گناه کبیره بود. عده ای مرتکبین گناه کبیره را کافر، عده ای دیگر آنها را مسلمان فاسق، گروهی آنها را منافق و گروهی دیگر آنها را مومن عاصی و گنهکار توصیف می کردند. با این حال بیشتر مسلمانان آن زمان، مرتکبین گناه کبیره را "مومن فاسق" می دانستند که اگر خدا بخواهد آنها را می بخشد و اگر هم بخواهد آنها را به خاطر گناهانشان عذاب می کند.[10]

ابوحنیفه و مالک نیز این نظر را پذیرفته بودند. مالک معتقد بود که اگر شخصی، گناه کبیره مرتکب شد و بعد توبه کرد؛ آن هم توبه نصوح، او وارد جهنم نمی شود و مرتبه اعلی فردوس، جایگاه اوست[11].

جبر یا اختیار ونظر مالک

در اواخر دوران خلفا و بخصوص در عصر اموی، دو فرقه بوجود آمد که دو عقیده مغایر داشتند. عده ای از آنها که به "جبریه" معروف بودند معتقد بودند که انسان در آنچه انجام می دهد هیچ اراده و اختیاری از خود ندارد. گروه دیگری که عقیده ای مخالف گروه اول داشتند و مشهور به قدریه بودند، بر این باور بودند که انسان دارای اراده و اختیار تام است؛ به طوری که او خود افعالش را خلق می کند و سپس آن را انجام می دهد، و هیچ کس هیچ نقشی در افعال انسان حتی در اصل خلقت آن نیز ندارد.[12]

کرابیس می گوید: وقتی از مالک پرسیدند که قدریه ای چه کسانی اند؟ او در پاسخ گفت: قدریه ای کسانی اند که می گویند: گناه خلق نشده است.[13]مالک می گوید: قدریه ایها کسانی اند که می گویند انسان مختار تام است اگر می خواهد اطاعت می کند و اگر می خواهد گناه می کند[14].

مالک بغض شدیدی نسبت به قدریه ایها داشت.او گفتن کلام قدریه ایها را منع می کرد و از نشست و برخاست با آنها نهی می نمود.[15]مالک نماز خواندن پشت سر قدریه ایها را ممنوع می دانست، همچنین ازدواج با آنها و نماز خواندن بر جنازه شان را ممنوع اعلام کرده بود.[16]ابن قاسم می گوید: مالک سلام کردن بر قدریه ایها و درمان بیماری آنها را منع می کرد.[17]مالک معتقد بود که انسان کارهایش را با اراده و اختیار انجام می دهد و نسبت به افعالش مسئول است. از مالک چیزی را که موافق نظر جبریه باشد نیز نقل نشده است؛ چرا که او غوطه ور شدن در مسائل مربوط به جبر و اختیار را بدعت می شمرد و پرداختن به آنها را باعث اضطراب نفس و مشوش شدن ایمان انسان می دانست.[18]

دیدن خدا

مساله رؤیت خدا در روز قیامت از مسائل پر سر وصدایی است که قرنها فکر متکلمان را به خود مشغول کرده و نظریه های گوناگونی را مطرح کرده اند:

گروهی می گویند: ممکن است ما خدا را در همین دنیا با چشمهایمان ببینیم و انکار نمی کنیم که ممکن است یکی از افرادی که در راه با او روبرو می شویم، خدا باشد. عده ای دیگر بر این باورند که خدا با این چشمها دیده نمی شود؛ بلکه در روز قیامت حس ششمی در ما پدید می آید و ما او را با آن حس درک می کنیم. افرادی نیز معتقدند که خدا در این جهان قابل دیدن نیست. آنها می گویند: تنها مومنان در آخرت خدا را می بینند.[19]

بنیانگذار فرقه مالکیه معتقد است که خدا دیده می شود اما نه در این دنیا، بلکه او در آخرت قابل رؤیت است. مالک برای ادعای خود، به آیه زیر تمسک کرده است:

"وجوه یومئذ ناضرة، الی ربها ناظرة"؛ در آن روز صورت هایی شاداب و مسرور است، و به پروردگارش می نگرد.[20]

مالک می گوید:نفی رؤیت برای دنیا است؛ چراکه دنیا "دارالفناء" است، جوارح و اعضای انسان نیز از بین رفتنی است و باقی نمی ماند؛ در نتیجه نمی توان به خدا، در دنیای فانی نگاه کرد، ولی در آخرت که اعضا و جوارح انسان برای همیشه باقی است، می توان با اعضای باقی، خدای باقی را دید.[21]

اما علمای شیعه می گویند: رؤیت نشانه جهت داشتن مرئی و در نتیجه نشانه مکان داشتن و جسم بودن است که این صفات در خداوند وجود ندارد.اندیشمندان شیعه امامیه معتقدند:ناظره که به معنی نگاه کننده و دیدن است با توجه به قرائن موجود در کلام، معانی متفاوتی به خود می گیرد.[22]

شیعه معتقد است که این آیه مربوط به رؤیت خدا نیست بلکه به معنی" در انتظار رحمت نشستن" است، وآنچه این معنی "انتطار رحمت حق " را تایید می کند این است که در آیه، به جای لفظ "عیون" کلمه "وجوه" آمده است، در صورتی که انسان، هرگز با صورت و چهره نمی بیند بلکه با عیون و چشمهای خود می بیند، و این خود گواه بر این است که غرض، اثبات رؤیت خدا نیست، بلکه غرض آن است که بندگان صالح، در روز بدبختی گنهکاران، فضل و رحمت حق را انتظار می کشند.[23]

خلق قرآن

مالک از پرداختن به مسائلی چون خلق قرآن، نهی می کرد. مالکی ها از ترس اینکه پرداختن به مخلوق بودن یا غیر مخلوق بودن قرآن، فکرشان گمراه و عقایدشان فاسد شود درباره خلق قرآن هیچ اظهار نظری نمی کنند.مالک می گوید: قرآن کلام خداست و هرکس بگوید قرآن مخلوق است او را باید حبس کنند و او را بزنند تا توبه کند.[24]

برترین افراد نزد مالک

مالک بهترین مردم وبهترین صحابه را، ابوبکر و عمر و عثمان می دانست و غیر این سه نفر را مساوی اعلام می کرد.[25] (مالک حتی امیرالمومنین علی علیه السلام -که به قول مالکیه خلیفه چهارم است- را نیز بر دیگران برتری نمی دهد!)

نظر مالک درباره خلافت

از آنجا که مالک بیشتر روی فقه و حدیث متمرکز شده بود وفقط سؤالات در این دو مورد را پاسخ می داد، از پرداختن به مسائل غیر فقه و حدیث خودداری می کرد و یا به کمتر جوابی، بسنده می کرد؛ به همین دلیل در مورد مسئله خلافت،از او کمتر سخن به میان آمده است. آنچه مسلم است اینکه او خلافت را مختص بیت هاشمی نمی دانست؛ بلکه مانند دیگر افراد اهل سنت ابوبکر و عمر و عثمان را به عنوان خلیفه انتخاب کرده بود.[26]

شیوه انتخاب امام از نظر مالک

مالک در شیوه انتخاب امام، معتقد است که بیعت اهل حرمین؛ یعنی اهل مکه و مدینه، برای امام بودن یک شخص، کافی است و اگر این دو شهر با شخصی به عنوان امام و خلیفه، بیعت کردند بر دیگر مردمان هم، اطاعت واجب است. او بیعت مردم دیگر شهرها مانند بغداد، کوفه، بصره و دمشق را به تنهایی برای امام بودن شخص کافی نمی دانست و استدلال می کرد به اینکه، مردم مکه و مدینه، حمل کننده سنت نبوی و اهل حل وعقد بودند نه دیگر مردمان.[27]

اطاعت از حاکم ظالم و نظر مالک

رئیس مالکیه معتقد است که اگر کسی بر مسلمین غلبه کند و حاکم شود، در صورتی که آن شخص، حاکم عادلی باشد که هدف محقق است و باید از او اطاعت شود و کسی، حق خروج بر او را ندارد، ولی اگر حاکمی ظالم باشد، بازهم بر مسلمین واجب است که او را تقویت کنند و هیچکس حق خروج و قیام علیه او را ندارد، و هرکس علیه این حاکم- که شخص ظالمی است- قیام کند،خود ظالم است.[28]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:

پر بازدیدترین ها

آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

اعتکاف تنها در مسجد صحیح است ، بنابراین اگر کسى در خانه خود یا در تکیه، یا حسینیه یا در حرم معتکف شود صحیح نیست و ازمساجد نیز تنها در این مساجد، اعتکاف صحیح است .
آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

انسان، در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد، بنابراین، کسى که نمى‌تواند روزه بگیرد، مانند، مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسى که عمداً روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.
آشنایی با احکام اعتکاف (اقسام و شرایط اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (اقسام و شرایط اعتکاف)

اعتکاف، در لغت به معناى توقف در جایى است و در اصطلاح احکام، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند ، با شرایطى که خواهد آمد.
آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آنچه بر معتکف حرام است به طور اجمال بدین شرح است:
* استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو
* خرید و فروش‌
* مجادله
* استفاده شهوانى از جنس مخالف‌
* استمناء ( استمناء یعنى انسان با خود کارى کند که از او منى بیرون آید.)
آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

براى شناخت حکم قطع اعتکاف باید اقسام آن را شناخت.
Powered by TayaCMS