دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ستیز چهره به چهره

No image
ستیز چهره به چهره

ستیز چهره به چهره

واقعه عید نوروز 1306 که به رویارویى مستقیم و چهره به چهره شدن بافقى با رضاخان انجامید، حرکت غیرتمندانه و شجاعانه بافقى در مقابل هتک حرمت حرم حضرت معصومه(علیه السلام) توسط زنان و دختران شاه بودحرکتى که به عنوان صفحه اى در کتاب پر افتخار رویارویى عالمان دین در مقابل منکر و مستبدان زمان براى همیشه ماندگار شد و هنوز تاریخ نگاران و تحلیل گران از آن به عنوان نقطه عطفى در تاریخ حوزه ها و ایران یاد مى کنند.

حسین مکى در تاریخ بیست ساله این گونه وارد مقطعى از تاریخ رضاشاه مى شود که برگ زرینى از تاریخ روحانیت و رویارویى آن ها با ابتذال به شمار مى آید:

«در موقع عید نوروز 1306ش که مصادف با 27 ماه مبارک رمضان 1346هـ. ق. هم بود، زوار بسیارى از نقاط مختلف به سوى شهر قم روى آوردند، تا هنگام تحویل حمل را در حرم حضرت معصومه(علیه السلام) بگذرانند و به قدرى جمعیت و ازدحام در صحن و حرم و رواق ها بود که جاى سوزن انداختن نبود، اعضاى خانواده پهلوى -که همسر رضاشاه(مادر محمدرضا) جزو آنان بود- نیز به قم آمده و در غرفه بالاى ایوان آیینه بدون حجاب کامل نشسته بودند و به طورى جلب نظر مى کردند که صداى اعتراض مردم از هر سو بلند شده بود این طرز حضور در اماکن مقدس را بى احترامى نسبت به حضرت معصومه(علیه السلام) مى دانستند، ولى هیچ کس جرأت نمى کرد قدم پیش بگذارد و به آن ها تعرض نماید.»[52]

حسین مکى به میدان آمدن آیت الله بافقى پس از مواعظ سید ناظم زاده را چنین مى آورد:

«در همین موقع هم سیّد ناظم واعظ که مشغول وعظ در مسجد جنب حرم بود، مردم را تهییج نمود که امر به معروف و نهى از منکر حکم مى کند که مردم جلوگیرى نمایند، خبر به حاج شیخ محمدتقى بافقى رسید و او به خانواده دربار پیغام فرستاد که: شما اگر مسلمان هستید، نباید با این وضع در این مکان مقدس حضور یابید و اگر مسلمان نیستید، بازهم حق ندارید در این مکان حضور یابید.

پیام مؤثر واقع نشد، حاج شیخ محمدتقى شخصاً به حرم آمد و سخت به آنان اعتراض نمود و خواست که سر و صورت خود را بپوشانند یا از آن جا خارج شوند.»[53]

تلفن همسر رضاشاه به دیکتاتور پهلوى، خشم این قزاق هتاک را برافروخت و او با یگان رزمى مجهز از تهران به سوى قم حرکت کرد و دستور داد تا رسیدن او به قم از خروج آیت الله بافقى از حرم جلوگیرى کنند رضاخان هتاکانه وارد حرم شد و یک راست به سمت جایگاهى رفت که آیت الله بافقى در آن مشغول مناجات بود.

آیت الله العظمى مرعشى نجفى از شاهدان عینى این فاجعه، کتک خوردن آیت الله بافقى پس از ورود چکمه پوشان رضاخانى به صحن حرم معصومه(علیه السلام) را چنین به تصویر مى کشد:

«پاى این ایوان مبارک ایستاده بود. سرهنگ ها با چکمه وارد حرم دختر پیغمبر شدند. حاج شیخ محمدتقى هم در بالاسر ایستاده بود و صحبت مى کرد، من هم شب ماه رمضان بود، دعاى افتتاح مى خواندم. در یک گوشه اى به حال خودم بودم یک وقت دیدم صداى هاى و هوى و چکمه بلند شد ریختند و زدند به طلاب و حاج شیخ محمدتقى را کشیدند. اصلا پاهایش را گرفته بودند گاهى مى کشیدند، رساندند به پاى ایوان، «پهلوى» خودش هم پاى ایوان بود، پایین آوردند از ایوان این قدر با آن لگد نجس به این پیرمرد عالم ربانى -که واقعاً زاهد زمانه بود- زد و آن وقت مرحوم حاج شیخ محمدتقى را کشیدند ببرند تهران.»[54]

آیت الله طالقانى از مریدان آیت الله بافقى و از شاهدان عینى این فاجعه، در اوایل انقلاب در سخنرانى خود در جمع طلاب و روحانیون در مدرسه فیضیه صحنه کتک خوردن آیت الله بافقى را چنین بر زبان آورد:

«گو این که من الان دارم مى بینم و مى شنوم، اینجا که رضاخان با چکمه هایش وارد حرم شده و شیخ محمدتقى بافقى را خوابانده و با عصا و شلاق به سر و صورتش مى زند! من دارم الآن آن صداى ناله هاى شیخ محمدتقى را مى شنوم که فقط مى گفت: یا امام زمان(عج) و رضاشاه او را مى زد و مى گفت(عذر مى خواهم از شما): پدر سوخته، هیچکس به دادت نمى رسد.[55]

پس از دستگیرى و اعزام آیت الله بافقى به تهران، در قم حالت فوق العاده اعلام شد. عصمت الملوک دولتشاهى، همسر چهارم شاه که در آن موقع در قم حضور داشت، به برقرارى حکومت نظامى توسط رضاخان پس از کتک زدن و دستگیرى آیت الله بافقى اشاره مى کند و مى گوید:

«آنچه بعداً شنیدیم، این بود که شاه در نهایت عصبانیت وارد صحن مطهر شد و دستور داد، شیخ را به پشت روى زمین دراز کنند و بعد هم با عصایى که در دست داشت، پیاپى ضرباتى به او زد. درنتیجه این پیشامد، شهر به هم خورد و چند روزى در قم حکومت نظامى برقرار شد.»[56]

به گفته رازى، آیت الله بافقى مدت شش ماه در زندان شهربانى زندانى شد. حوادث دوره زندان آیت الله بافقى و عوض کردن زندانبانهاى وى مؤید طولانى بودن ایام زندان اوست.[57]

آیت الله بافقى در زندان رضاخان مشى خاصى را در پیش گرفت که در حقیقت مى توان نفى مشروعیت رضاخان و مبارزه اى منفى با دستگاه دیکتاتورى به حساب آورد. آیت الله محمدصادق تهرانى در خاطرات خود به خوددارى آیت الله بافقى از خوردن غذا تا مرز از پاى افتادن اشاره مى کند و مى گوید:

«ایشان، وقتى در زندان بود، غذاى زندان را نمى خورد. مى گفت: هنگامى که مرا به زندان شهربانى بردند، هرچه غذا آوردند نخوردم. با پولى که همراه داشتم، مقدارى نخودچى خریدم و با همان امرار معاش کردم. پس از مدتى پولهایم تمام شد و گرسنگى فشار آورد، گفتم خداوندا! تو خود در قرآن فرموده اى: «و ما من دابة فى الارض الا على الله رزقها» هیچ جنبده اى روى زمین نیست مگر اینکه رزقش بر خداست، خدایا! من جنبنده ام، ببین دارم مى جنبم و حرکتى کردم. چندى نگذشت که تاجرهاى تهران برایم غذا آوردند و غذاى دولتى را نخوردم.»[58]

بافقى در سیاهچالهاى رضاخان شکنجه هاى روحى و جسمى شد اما به خاطر نفوذ معنوى و جایگاه خاص وى نتوانست او را اعدام کند و مجبور شد تا پس از چندى او را به رى تبعید کند.

آیت الله حائرى که مى دید رویارویى مستقیم حوزه و علماى آن با رضاخان در دفاع از آیت الله بافقى زمینه را براى رضاخانى که دنبال بهانه براى نابودى حوزه بود فراهم مى سازد، به مبارزه منفى دست زد و ضمن اعلام حوزه به سکوت، خود به گونه اى دیگر خشم خود را نسبت به عملکرد رضاخان در خصوص برخورد با آیت الله بافقى را آشکار کرد.

آیت الله حائرى به موازات این موضع گیرى و بیان انگیزه هاى خود -که براى بسیارى خصوصاً طلاب جوان که به آیت الله بافقى به چشم پدر و پیر و مراد خود مى نگریستند غیر مترقبه بود- به عنوان اعتراض به زنبیل آباد هجرت کرد. آیت الله حاج شیخ محمدرضا طبسى در خاطرات خود مى گوید:

«در این ماجرا، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم، به عنوان اعتراض از شهر خارج مى شود و به زنبیل آباد مى رود و مى گوید: هر کسى که از طلبه هاى من است، نباید هیچ دخالتى در این جریان بکند.»[59]

حضور آیت الله بافقى در رى برکات بسیارى را در پى داشت احیاى مساجد مخروبه، برگزارى نماز جماعت و دعاى کمیل و پرورش جوانان جویاى عرفان و ادب - چون مرحوم دولابى و... - منزل او به مرکزیتى براى طلاب انقلابى و علما و فضلا تبدیل شد. به گونه اى که منزل او مأواى کسانى چون شیخ بهلول، آیت الله طالقانى، آیت الله بهاءالدینى و... گردید.

آیت الله بافقى که در پیش گوییهاى خود اعلام کرده بود زنده مى ماند و مرگ و ذلت رضاخان را خواهد دید، پس از خارج شدن رضاخان از ایرانبه قم مسافرت کرد و سپس به شکرانه دیدن چنین روزى به عتبات عالیات رفت و سپس به رى بازگشت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

اقتصاد اسلامی، اصالت فرد و جامعه

در شماره‌های قبل به تبیین و بررسی مقوله‌های بنیادین ذیل از نگاه اسلام و نظام لیبرال سرمایه داری مبادرت ورزیدیم: 1- خداشناسی؛ 2- جهان شناسی؛ 3- انسان شناسی.‌
ژان باتیست سه و قانون بازار

ژان باتیست سه و قانون بازار

اشاره: ژان باتیست سه، اقتصاددان، اندیشمند و نویسنده قرن هجدهم اروپاست که آثار و کتب قابل توجهی در باب اصول علم اقتصاد و روش‌های موفقیت در فعالیت‌های اقتصادی دارد.
شاخص های فعالیت های اقتصادی

شاخص های فعالیت های اقتصادی

پرسش: در آموزه‌های اسلامی چه شاخص‌هایی برای فعالیت‌های اقتصادی پربرکت معرفی شده است؟
No image

اختلاس چیست؟

کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مقابله با فساد در ماده 17 هرگونه برداشت، استفاده و تصرف غیرمجاز از مال یا وجوه دولتی یا شخصی یا اوراق بهادار و هرچیز دیگر با ارزش توسط مقام دولتی جهت منافع خود یا هر شخص یا هر نهاد دیگری را که بنا به موقعیت شغلی به وی واگذار شده است چنانچه با عمد صورت گرفته باشد تحت عناوین اختلاس Embezzlement Misappropriation و یا persion جرم دانسته است.
نقش تجارت در اقتصاد مقاومتی

نقش تجارت در اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که بتواند ضمن قوامیت برای جامعه، هرگونه فشار و بحران‌های داخلی و بیرونی را به سادگی پشت سربگذارد و با قدرت، اقتصاد پویا و شکوفایی را به نمایش بگذارد و بامقابله با هر بحرانی اجازه ندهد استقلال جامعه با خطر مواجه شود.

پر بازدیدترین ها

اوضاع اقتصادی ایران در دوران پهلوی دوم

اوضاع اقتصادی ایران در دوران پهلوی دوم

اقتصاد ایران از جمله بخش‌هایی که در طول دوران گذشته کمتر تحول تأثیر گذار و درون زایی را در آن شاهد بوده‌ایم.
اقتصاد دینی  و اقتصاد دین

اقتصاد دینی و اقتصاد دین

علم‌ اقتصاد متعارف‌ پس‌ از آنکه‌ حداقل‌ یک‌ قرن، مستقل‌ از تفکر و دانش‌ دینی‌ گسترش‌ یافت‌ در چند دهه‌ اخیر ارتباطی‌ دوسویه‌ با دین‌ بر قرار نمود.
جدایی دین و سیاست در غرب، دروغ یا واقعیت

جدایی دین و سیاست در غرب، دروغ یا واقعیت

شعار «جدایی دین از سیاست»، پدیده جدیدی نیست. آنچه اینجانب را بر آن داشت تا هم‌اکنون به بررسی این نظریه بپردازم، طرح مجدد آن در رسانه‌های گروهی و دستگاه‌های ارتباط جمعی توسط کسانی است که خود را دلسوز دین و دولت می‌دانند و چه بسا برخی از آنان واقعا از سر عطوفت و مهرورزی نسبت به شریعت و حکومت، این شعار را در قالب‌های گوناگون عرضه می‌دارند.
آیا بهره بانکی همان رباست؟ʂ)

آیا بهره بانکی همان رباست؟(2)

مقاله براى رد نظریه کینز، که طبق آن بهره صرفا یک پدیده پولى است، این طور مطرح مى‌کند: «بهره بانکى یا بهره سرمایه در اقتصاد جدید یک پدیدار صرفا پولى نیست، بلکه متغیرى است وابسته به کمیابى سرمایه (پس‌انداز).
رابطه ی دین و اقتصاد

رابطه ی دین و اقتصاد

شهید مطهرى در کتاب بررسى اجمالى مبانى اقتصاد اسلامى، بین دین و اقتصاد دو رابطه ذکر مى کند که یک رابطه، مستقیم و دیگرى غیرمستقیم است.
Powered by TayaCMS