دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همنشيني‌هاي ممنوع (5) (پرسش و پاسخ)

در ارتباط با تعامل و همنشيني با ديگران، از چه کساني بايد پرهيز کرد و چرا با آنها نبايد مجالست و همنشيني برقرار کرد؟
همنشيني‌هاي ممنوع ʅ) (پرسش و پاسخ)
همنشيني‌هاي ممنوع (5) (پرسش و پاسخ)

پرسش:

در ارتباط با تعامل و همنشيني با ديگران، از چه کساني بايد پرهيز کرد و چرا با آنها نبايد مجالست و همنشيني برقرار کرد؟

پاسخ:

بحث عدم رفاقت و دوستي با يهود و نصاري و کفار و اهل کتاب با بحث عدم مجالست و همنشيني از حيث مرتبه متفاوت است. در مسئله رفاقت و دوستي پيوند دروني و قلبي و محبتي مطرح بود اما در مجالست و همنشيني صرف حضور فيزيکي و ظاهري مطرح است که براساس آموزه‌هاي و حياني با برخي از افراد حتي نبايد در اين حد هم ارتباط برقرار کرد.

1- طعن‌زنندگان به قرآن

در آيه 68 سوره انعام درباره همنشيني مي‌فرمايد: «و اذا رايت الذين يخوضون في آياتنا فاعرض عنهم يخوصوا في حديث غيره» اگر ديديد گروهي نشسته‌اند و دارند به آيات قرآني ما «طعن» مي‌زنند، از اين‌ها اعراض کن! حالا بحث در اينجاست نسبت به مجالستي است که در آنها برخلاف معتقدات ديني تو حرف مي‌زنند. اگر در جايي، به‌ طور کلي برخلاف معتقدات ديني تو حرف مي‌زدند، بايد مجلس را ترک کني. مثلاً تو به قرآن اعتقاد داري که اين کتاب الهي است، کلام الهي است و از مبدأ وحي نازل شده‌ است، کساني دارند به آن طعنه‌ مي‌زنند، اينجا هم‌چون ممکن است ضربه اعتقادي ببيني، نبايد با اين‌ها مجالست کني! اينجا هم‌چون دارند بر تو ضربه اعتقادي مي‌زنند و اين مجالست موجب مي‌شود که به پيوند اعتقادي دروني تو ضربه‌ وارد شود، لذا خدا از شرکت در آن نيز نهي مي‌کند، با اين‌هايي که «يخوصون في آياتنا» مجالست نکن. «فاعرض عنهم».

 

 

2- دوري از دوستي با «مسلمان‌هاي لاابالي»

بعد از آن دايره را بازتر مي‌کند. گاهي من کسي را مي‌بينم که هم دين من است، ولي لاابالي است؛ يعني از نظر عملي، رفتارهايش با اعتقاداتش تطبيق نمي‌کند؛ انگار دين خودش را به بازي گرفته است. آيا با او مي‌توانم دوستي کنم؟ او نه نصراني و يهودي است و نه کافر و بي‌دين! اما خداوند مي‌فرمايد: «و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحياه الدنيا»، کسي که دين خود را به بازي و بيهوده گرفته است، را رها کن! نه کسي که دين تو را به بازي گرفته، بلکه کسي که دين خودش را بازيچه گرفته است هم به درد رفاقت نمي‌خورد و دوستي با او ضرر دارد. بازيچه گرفتن دين يعني عمل نکردن به آن! مي‌گويد مسلمانم، مؤمنم، اما عمل نمي‌کند.

لفظاً مسلمان،‌ عملاً منکر خدا

يکي از بزرگان گاهي مي‌فرمود: لفظاً منکر خدا نيستي، ولي عملاً منکر خدايي! اين تعبير را من از او دارم. لفظاً منکر خدا نيست، خيلي- يا الله يا الله- هم مي‌گويد يا رب يا رب هم زياد مي‌گويد ولي عملاً منکر خدا است. از اين آدم‌ها هم در جامعه‌مان، زياد داريم که فقط لفظاً مي‌گويند: ما مسلمانيم؛ مؤمنيم؛ ‌ولي عمل را که نگاه مي‌کنيم، مي‌بينم با اسلام تطبيق نمي‌کند. يک مؤمن اينگونه عمل نمي‌کند. يک مسلمان اين‌طور عمل نمي‌کند. اين‌ها همان‌هايي هستند که دين خودشان را به بازيچه گرفته‌اند. «و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحياه الدنيا» با اين‌ها همنشيني و مجالست نکن. اين هم از راه صحيح بيرون رفته است.

دليل بي‌ديني

بعد خداوند منشأش را بيان مي‌فرمايد که چرا اين‌ها دين را به بازي و مسخره گرفته‌اند. «غرتهم الحياه الدنيا» تمام شد. زندگي دنيا اين‌ها را مغرور کرده  است. پول و رياست براي او بت شده است. لازم نيست که بگويد پول و مقام بت من است، بلکه عملش نمايانگر اين مطلب است. لاابالي‌گران در جامعه مسلمين و در ميان مؤمنين، اين‌ها هستند که عملشان با اعتقادات اسلامي خودشان، تطبيق نمي‌کند.

عاقبت دوستي با اهل گناه

حالا به سراغ روايات برويم. علي (ع) فرمودند: «اياک و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق»،‌ از رفاقت و مصاحبت با فاسقان بپرهيز! چرا؟ علي (ع) دليلش را اينطور مي‌گويد که چون تو هم آن‌طور خواهي شد، بايد از او بپرهيزي «فان» در مقام تعليل است،‌ «فان الشر بالشر ملحق» بدان که تو هم همان‌طوري خواهي شد. پيوند دوستي و رفاقتي با اشرار نتيجه‌اش اين است که تو را هم به شرارت مي‌کشاند. بالاخره در يک‌جا به‌خاطر پيوند محبتي مجبور خواهي شد که از رابطه دروني و پيوند اعتقادي خود و خدا،‌ دست‌ برداري! اين دوستي، دلبستگي تو را نسبت به خدا در خطر قرار مي‌دهد؛ پس از آن بپرهيز!

روايت ديگري از علي (ع) است که فرمودند: «اياک و مصاحبه اهل الفسوق! فان الراضي بفعل قوم کالداخل معهم» از دوستي با اهل گناه و بي‌بند و باران بپرهيز که اگر از فسق آنها خوشت بيايد و کار آنها را بپسندي، اثرش اين است که تو هم مثل آنها مي‌شوي. چون روش آنها، روش اسلامي و ايماني نيست، اگر روششان را بپسندي، تو هم مثل آن هستي.

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: چهارشنبه 29 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

اقتصاد اسلامی، اصالت فرد و جامعه

در شماره‌های قبل به تبیین و بررسی مقوله‌های بنیادین ذیل از نگاه اسلام و نظام لیبرال سرمایه داری مبادرت ورزیدیم: 1- خداشناسی؛ 2- جهان شناسی؛ 3- انسان شناسی.‌
ژان باتیست سه و قانون بازار

ژان باتیست سه و قانون بازار

اشاره: ژان باتیست سه، اقتصاددان، اندیشمند و نویسنده قرن هجدهم اروپاست که آثار و کتب قابل توجهی در باب اصول علم اقتصاد و روش‌های موفقیت در فعالیت‌های اقتصادی دارد.
شاخص های فعالیت های اقتصادی

شاخص های فعالیت های اقتصادی

پرسش: در آموزه‌های اسلامی چه شاخص‌هایی برای فعالیت‌های اقتصادی پربرکت معرفی شده است؟
No image

اختلاس چیست؟

کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مقابله با فساد در ماده 17 هرگونه برداشت، استفاده و تصرف غیرمجاز از مال یا وجوه دولتی یا شخصی یا اوراق بهادار و هرچیز دیگر با ارزش توسط مقام دولتی جهت منافع خود یا هر شخص یا هر نهاد دیگری را که بنا به موقعیت شغلی به وی واگذار شده است چنانچه با عمد صورت گرفته باشد تحت عناوین اختلاس Embezzlement Misappropriation و یا persion جرم دانسته است.
نقش تجارت در اقتصاد مقاومتی

نقش تجارت در اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که بتواند ضمن قوامیت برای جامعه، هرگونه فشار و بحران‌های داخلی و بیرونی را به سادگی پشت سربگذارد و با قدرت، اقتصاد پویا و شکوفایی را به نمایش بگذارد و بامقابله با هر بحرانی اجازه ندهد استقلال جامعه با خطر مواجه شود.

پر بازدیدترین ها

اوضاع اقتصادی ایران در دوران پهلوی دوم

اوضاع اقتصادی ایران در دوران پهلوی دوم

اقتصاد ایران از جمله بخش‌هایی که در طول دوران گذشته کمتر تحول تأثیر گذار و درون زایی را در آن شاهد بوده‌ایم.
جدایی دین و سیاست در غرب، دروغ یا واقعیت

جدایی دین و سیاست در غرب، دروغ یا واقعیت

شعار «جدایی دین از سیاست»، پدیده جدیدی نیست. آنچه اینجانب را بر آن داشت تا هم‌اکنون به بررسی این نظریه بپردازم، طرح مجدد آن در رسانه‌های گروهی و دستگاه‌های ارتباط جمعی توسط کسانی است که خود را دلسوز دین و دولت می‌دانند و چه بسا برخی از آنان واقعا از سر عطوفت و مهرورزی نسبت به شریعت و حکومت، این شعار را در قالب‌های گوناگون عرضه می‌دارند.
اقتصاد دینی  و اقتصاد دین

اقتصاد دینی و اقتصاد دین

علم‌ اقتصاد متعارف‌ پس‌ از آنکه‌ حداقل‌ یک‌ قرن، مستقل‌ از تفکر و دانش‌ دینی‌ گسترش‌ یافت‌ در چند دهه‌ اخیر ارتباطی‌ دوسویه‌ با دین‌ بر قرار نمود.
آیا بهره بانکی همان رباست؟ʂ)

آیا بهره بانکی همان رباست؟(2)

مقاله براى رد نظریه کینز، که طبق آن بهره صرفا یک پدیده پولى است، این طور مطرح مى‌کند: «بهره بانکى یا بهره سرمایه در اقتصاد جدید یک پدیدار صرفا پولى نیست، بلکه متغیرى است وابسته به کمیابى سرمایه (پس‌انداز).
آیا بهره بانکی همان رباست؟ʁ)

آیا بهره بانکی همان رباست؟(1)

سعى در اثبات این نظریه دارند که دو مقوله یاد شده ماهیتا با یکدیگر متفاوت بوده و ربطى به هم ندارند; تا از این طریق مجوز فعالیت‌ بانکهاى مبتنى بر نظام بهره را فراهم کنند.
Powered by TayaCMS