دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تأثيرات راستگویی در زندگی

No image
تأثيرات راستگویی در زندگی

رهايي در راستگويي است، اين جمله را همه آدم‌هايي كه با ديگران مراوده مي‌كنند قبول دارند . وقتي انسان راست مي‌گويد خيالش از همه بابت راحت است چون شب‌ها سرش را با آسودگي روي بالش مي‌گذارد و صبح‌ها راحت چشم به روي دنيا باز مي‌كند. كسي كه راستگوست دوست‌داشتني هم هست چون تكليف اطرافيان با او روشن است و همه مي‌دانند چگونه با او رفتار كنند. حالا اگر اين راستگويي را زير يك سقف ببريم شيرين‌تر هم مي‌شود. وقتي زن و شوهري با هم يكدل و يك زبان مي‌شوند زندگي آنقدر دوست‌داشتني مي‌شود كه در سايه امن آن مي‌شود با خيال راحت گذران عمر كرد.

راستگويان را چگونه بشناسيم؟

اگر بخواهيم خود را بيازماييم و بدانيم كه راستگو هستيم و بر منش و روش راستگويان هستيم يا راستگويي را در ديگران بجوييم مي‌توان از نشانه‌هايي كه قرآن بيان داشته بهره بريم. اين نشانه‌ها به ما كمك مي‌كند تا راستگويان راستين را از دروغگويان دغلكار شناسايي كنيم و در دام حيله‌هاي آنها نيفتيم.نخستين نشانه راستگويي تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وي مطابقت نداشت وي را مي‌بايست از دروغگويان يا دست كم كساني دانست كه راستگو نيستند. بنابراين نمي‌توان در برابر ايشان متواضع بود و آنان را الگو قرار داد و خود را مريد ايشان دانست. اين مسأله را مي‌توان با نگاهي به اعمال آنان به دست آورد. اصولاً كساني كه اهل راستگويي هستند براي مردم دل مي‌سوزانند و براي رهايي مردم تلاش مي‌كنند و آنان را از اسارت و بندگي و بردگي رهايي مي‌بخشند. از اين‌روست كه اهل انفاق هستند و مي‌كوشند تا با كمك‌هاي مالي خويش ديگران را از بند بردگي برهانند. بنابراين اگر موردي ديده شد كه شخص مي‌كوشد تا مردم را برده و بنده خود كند در حقيقت او فريبكار است؛ زيرا كسي كه حاضر نيست كه شخصي در بند بردگي ديگري باشد چگونه اجازه مي‌دهد كه به شكل ديگر برده و بنده او شود؟ از اين رو راستگويان اهل انفاق و كمك به ديگران و انسان‌هاي نوعدوستي هستند كه دستگير هر در راه مانده‌اي هستند و به حاجتمندان و فقيران كمك مي‌كنند. يتيمان و ناتوانان را دستگير مي‌باشند و به آخرت ايمان داشته و نماز به پا مي‌دارند و زكات مال خويش را مي‌پردازند و اهل وفاي به عهد هستند (سوره بقره).‌ افراد راستگو خويشان را دوست داشته و به هر شكلي به آنان كمك مي‌كنند. اصولاً راستگويان اهل اخلاص هستند و در انجام وظايف عبادي و اجتماعي و اخلاقي خويش كوتاهي نمي‌كنند و با تحمل مشكلات و رنج‌ها آن را انجام مي‌دهند. آنها در انديشه و اعتقاد خويش با برهان و دليل هستند و اين مسأله خود مهم‌ترين دليل بر راستگويي ايشان افزون بر صدق در عمل آنان است. با توجه به اين نشانه‌ها، انسان به سادگي و آساني مي‌تواند راستگوي واقعي و راستين را از راستگويان مدعي و دروغين باز شناسد. بنابراين نمي‌بايست برخي از اعمال و رفتار گروهي فريبكار موجب شود تا در دام آنان افتاد. برخي با گريه و ساير شواهد ظاهري مي‌كوشند تا مردم را فريب دهند كه اصولاً نبايد برخي از رفتارهاي ظاهري و تظاهري مبنا و ملاك داوري قرار گيرد. بسيار ديده‌ايد كه دروغگويان به گريه متوسل مي‌شوند. از اين‌روست كه قرآن گريه را حربه دروغگويان مي‌شمارد و مي‌گويد كه آنان با گريه مي‌كوشند تا حقيقت را بپوشانند و مردمان را گمراه كنند. بنابراين نمي‌بايست گريه و ديگر تظاهرات ظاهري را ملاك داوري قرار داد.

راستگویی در روايات

راستگويي واقعاً معجزه مي‌كند چون كسي كه راستگوست نگاه‌ها را به سمت خود مي‌چرخاند و اعتماد ديگران را به خود جلب مي‌كند. در اين ميان اساس زندگي انسان كار گروهي است و هنگامي كار گروهي امكان‌پذير است كه افراد گروه نسبت به يكديگر اطمينان داشته باشند و اطمينان در صورتي حاصل مي‌شود كه صداقت و امانت در ميان افراد گروه حاكم باشد. در روايات آمده است که يكي از ياران پيامبر(ص) از اين كه گرفتار گناه مي‌شود به پيامبر(ص) گلايه برد و خواستار راهنمايي آن حضرت شد. پيامبر(ص) به وي مي‌فرمايد: دروغ نگو! آن شخص گفت: همين. پيامبر(ص:) فرمود: همين و بس. مرد رفت و در برابر امري قرار گرفت كه گناه بود و چون خواست آن را مرتكب شود گفت اگر پيش پيامبر رفتم و گفت اين كار را كردي چه بگويم؟ دروغ بگويم. من كه وعده داده‌ام دروغ نگويم. چند مسأله ديگري نيز رخ داد و او براي اينكه به پيامبر(ص) دروغ نگويد از ارتكاب آن خودداري كرد. اين گونه بود كه رفتار خود را اصلاح كرد.

راستگویی در قرآن

قرآن در آيات 70 و 71 سوره احزاب به تأثير و كاركرد راستگويي مؤمنان در گفتارشان اشاره كرده و آن را سبب اصلاح اعمال آنان مي‌داند. از اين رو فرمان مي‌دهد براي اينكه اعمال آنها به اصلاح گرايد همواره گفتار خالي از هرگونه شائبه دروغ و لغو بگويند و سخني را بر زبان آورند كه ظاهر آن با باطن آن موافق باشد. در آيه 20 و 21 اين سوره صداقت و راستگويي موجب تسليم شدن شخص در برابر دستورهاي خداوند و آموزه‌هاي وحياني آن به شمار مي‌رود. بنابراين كساني كه اهل صداقت و راستي هستند كساني هستند كه در برابر آموزه‌هاي وحياني تسليم اند و هرگز بر خلاف آن عمل نمي‌كنند و رفتارشان همواره در چارچوب آموزه‌هاي ديني است و گامي‌ برخلاف آن برنمي‌دارند. اصولاً رستگاري جز با راستگويي امكان‌پذير نيست و كسي كه دروغ مي‌گويد و ظاهر كلامش با باطن آن موافقت ندارد و بر خلاف واقع سخني را بر زبان مي‌راند نمي‌تواند اميد به رستگاري داشته باشد. خداوند در آيه 119 سوره مائده مي‌فرمايد: روز قيامت تنها كساني رستگار مي‌شوند و از آتش دوزخ رهايي مي‌يابند كه راستگو باشند. امروز روزي است كه تنها صدق و راستي راستگويان است كه به فرياد ايشان مي‌رسد و سربلند و پيروز از آزمون دنيا بيرون مي‌آيند. در حقيقت كساني كه راستگويي را منش و روش خويش قرار داده‌اند و در هر حال و مقامي ‌راستگويي مي‌‌كنند و سخني به دروغ بر زبان نمي‌رانند در قيامت از راستگويي خويش بهره‌مند مي‌شوند.

پايه‌های خوشی در زندگی

شايد در گير و دار زندگي روزمره از خوشي زندگي غافل شويم و حتي وقت نكنيم كه به اين موضوع بسيار مهم در زندگي فكر كنيم كه پايه‌هاي اساسي خوشي در زندگي چيست؟ چه چيزهايي خوشي را از بين مي‌برد؟ خوش‌ترين زندگي چيست؟ ائمه معصومين(ع) در اين مسائل نيز راه را به ما نشان داده‌اند و پاسخ اين سؤالات را در قالب احاديث و روايات بسيار زيبا بيان كرده‌اند: امام صادق (ع) در اين باره كه پايه‌هاي اساسي خوشي در زندگي چيست، مي‌فرمايند: پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، پيوسته زندگيش لنگ، خِردش سرگشته و فكرش مشغول است: اول، تندرستى. دوم امنيت. سوم، فراخى در روزى. چهارم، همدم سازگار - راوى مي‌گويد: عرض كردم: منظور از همدم سازگار چيست؟ فرمود: زن نيك و فرزند نيك و همنشين نيك - و پنجم كه جامع همه اين‌هاست، آسايش. آن حضرت همچنين درباره عواملي كه خوشي در زندگي را از بين مي‌برد، اينگونه مي‌فرمايند: سه چيز زندگى را تيره مي‌كند: فرمانرواى ستمگر، همسايه بد و زن بدزبان و وقيح. مولاي متقيان امام علي (ع) نيز به اين سؤال پاسخ مي‌دهند كه خوش‌ترين زندگي چيست؟ آن حضرت مي‌فرمايند: گواراترين زندگى، دور افكندن تكلفات است. هچنين بيان مي‌دارند: خوش‌ترين زندگى، قناعت داشتن است. امام على(ع) و امام صادق(ع) درباره خوش‌ترين و آسوده‌‌ترين زندگى نيز مي‌فرمايند: خوش‌ترين و آسوده‌‌ترين زندگى را كسى دارد كه خداوند سبحان او را قناعت ببخشد و همسرى پاك و شايسته عطايش فرمايد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS