دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرمقاله

سرمقاله
سرمقاله

سرمقاله

«لاتقسر اولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم؛ فرزندانتان را بر آداب خود تربیت نکنید؛ چراکه آنها برای – آینده و – زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند (امام علیعلیه السلام)».

بدیهی است که یکی از نهاد‌های مهم جامعه که نقش اساسی را در تربیت ایفا می‌کند، نهاد خانواده است. خانواده در حقیقت اولین و مهم‌ترین نهادی است که در تربیت فرزندان در جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ به طوری که صاحب‌نظران در امر تعلیم و تربیت، خانواده را اولین آموزشگاه برای تربیت کودکان می‌دانند و در احادیث و روایات فراوانی نیز بر اهمیت این نهاد در امر تربیت تأکید شده است. کودکان در نهاد خانواده است که لبخند، قهر، دوستي، خوش‌خلقي، خودداري، تعامل و تكامل، وظيفه‌شناسي و مسئوليت، مفاهیم دینی و اخلاق و را مي‌آموزد؛ همچنین خانواده نقش اصلي را در شخصيت‌سازي كودكان بر عهده دارد و شخصيت و منش هر فرد، همواره از روی همان عادت‌ها و يادگيري‌هاي آن مجموعه‌اي است كه با آنها در ارتباط است. خانواده در امر تربیت هم نقش وراثتی دارد و هم نقش محیطی و این خود دلیل محکمی است تا بر اهمیت این نهاد در امر تربیت توجه بیشتری شود. نکته مهمی که در خانواده‌ها- در اینجا منظور والدین (پدر و مادر) است- در امر تربیت باید مورد توجه قرار گیرد، آینده‌نگری در تربیت فرزندان است؛ یعنی اینکه با توجه به حدیث بیان‌شده از امام علیعلیه السلام، فرزندان ما از آن آینده هستند و آینده نیز شرایطی متفاوت با زمان حال دارد؛ بنابراین باید فرزندان خویش را با توجه به رویدادها و شرایط حاکم بر آینده تربیت کنیم و آنها را مطابق با آینده پرورش دهیم.

شاید بتوان معنای مشابه این حدیث ارزشمند و نکته تربیتی آن را در جملات کانت فیلسوف آلمانی و همچنین جبران خلیل جبران، نویسنده مشهور که به نقل از پیامبر اکرمصلی الله علیه و آلهبیان کرده، یافت. کانت در این‌باره می‌گوید: «یکی از اصول تعلیم و تربیت که همواره باید مورد توجه مجریان برنامه‌های تربیتی باشد، این است که کودک نباید تنها برحسب وضع فعلی نوع بشر پرورش یابد، بلکه باید او را بر اساس شرایط آینده تربیت کرد؛ معمولاً والدین، فرزندانشان را تنها برای اینکه با شرایط موجود زندگی سازگار باشند، تربیت می‌کنند و حال آنکه باید به آنان تعلیم و تربیت مناسب‌تری داد تا بتوانند فرزندان آینده باشند».

خلیل جبران خلیل نیز این حدیث را به نقل از پیامبرصلی الله علیه و آلهدر کتاب پیامبر این‌‌گونه بیان می‌کند: «فرزندان شما به حقیقت، فرزندان شما نیستند. آنها دختران و پسران زندگی‌اند در سودای خویش؛ این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش، هر دم از گوشه‌ای سر برمی‌کند؛ آنها از کوچه وجود شما می‌گذرند، اما از آن شما نیستند و اگرچه با شمایند، به شما تعلق ندارند؛ عشق خود را بر آنها نثار کنید، اما اندیشه‌هایتان را برای خود نگه دارید؛ زیرا آنها نیز برای خود دارای اندیشه‌ای دیگر هستند؛ جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید، اما روح آنها را به آینده واگذارید؛ چراکه روح آنها در خانه فردا زیست خواهد کرد که شما حتی در رؤیا نیز نمی‌توانید به دیدار آن بروید؛ ممکن است تلاش کنید که شبیه آنان باشید، ولی مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید؛ زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد؛ شما کمانی هستید که از چله آن، فرزندانتان چون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می‌شوند؛ کماندار – که همان پروردگار هستی باشد- نشانه را در بی‌نهایت می‌بیند و باقوت، شما را خم می‌کند تا تیرهایش با شتاب به دوردست پرواز کند؛ بگذارید فشار این خم شدن، با شادمانی همراه باشد؛ زیرا کماندار، هم تیرهای پرشتاب و رو به آینده را دوست دارد و هم ثبات و استحکام کمان نزد او عزیز است».

شاید با نگاهی به آسیب‌ها و چالش‌هایی که با پیشرفت علم و فنّاوری فراروی تربیت فرزندان برای خانواده‌ها به وجود آمده، خود می‌تواند مؤیدی دقیق برای این موضوع باشد. پیشرفت رسانه‌ها و همچنین زیادشدن استفاده از فضای مجازی مثل اینترنت و وسایل ارتباط‌جمعی در جامعه و خطراتی که از قبل این فنّاوری‌ها، خانواده و فرزندان آنها را تهدید می‌کنند، بیش‌ازپیش ضرورت توجه و آگاهی به این امر (آموزش و تربیت فرزندان برای آینده) را مورد توجه قرار می‌د‌هد. توجهی که اگر با آگاهی توسط والدین صورت می‌گرفت، قطعاً این آسیب‌ها و خطرات را به حداقل می‌رساند؛ اما به‌راستی حال که این توجه صورت نگرفته و ما شاهد ایجاد شکاف بین دو نسل والدین و فرزندان در مواجهه با این پیشرفت‌ها به‌ویژه فضای مجازی شده‌ایم، وظیفه چیست؟ به نظر می‌رسد در این میان خانواده‌ها می‌توانند با آگاهی از عوامل ایجاد این شکاف و همچنین ‌آشنایی با پیامد‌های ناشی از این شکافی که بین ‌آنها و فرزندانشان در رابطه با فضای دیجیتالی به وجود آمده درصدد یافتن راه‌های کاستن و کم کردن آن باشند که در این شماره از فصلنامه در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر رحمتی، مدرس و پژوهشگر حوزه و دانشگاه به این موضوع پرداخته شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS