دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چهره‌های گوناگون دنیا طلبان

کسی که زراعت آخرت را بخواهد ، به کشت و کار او فزونی می بخشیم (و بر محصولش می افزاییم)؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد بهره ا ی از آن به او می دهیم اما در آخرت هیچ بهره ای ندارد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
چهره‌های گوناگون دنیا طلبان
چهره‌های گوناگون دنیا طلبان

چهره‌های گوناگون دنیا طلبان

گرچه قرآن کریم مردم را به دو گروه دنیا طلب و آخرت طلب تقسیم می کند: ﴿ منکم من یرید الدنیا ومنکم من یرید الاخرة ﴾[1]و می‌فرماید: عده‌ای «حرث» و کشت دنیا و عده‌ای کشت آخرت طلب می‌کنند: ﴿ من کان یرید حرث الاخرة نزد له فی حرثه ومن کان یرید حرث الدنیا نؤته منها ﴾[2]، ولی در حدیث معروفِ تثلیث، امیرالمؤمنین (علیه السلام) آخرت طلبان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند: دسته‌ای که هدف آنان پرهیز از آتش است، عده‌ای که شوق به بهشت دارند و گروهی که محبّت خدا مقصود و مطلوب آنهاست. گروه اول و دوم که از خدا غیر خدا را می‌خواهند نسبت به گروه سوم در حقیقت، دنیا طلبند؛ گرچه مردان با ایمان و اهل نماز و روزه‌اند؛ زیرا هر چه غیر خداست، گرچه وصول به بهشت و یا نجات از دوزخ باشد، دنیا (به معنای جامع و عام آن) است.

این معنای لطیف را از آیه دیگری می‌توان استفاده کرد: ﴿ واصبر نفسک مع الذین یدعون ربّهم بالغدوة والعشی یریدون وجهه ولا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا ﴾[3]. به رسول اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) دستور داده شد که با کسانی که اهل سیر و سلوکند و در هر با مداد و شامگاه به یاد خدا هستند صابرانه به‌سر ببرد و آنها را رها نکند و با دیگران که دنیا طلبند نباشد.

از آیه مزبور چند مطلب استفاده می‌شود.

یکم: دعوت به ذکر دایمی حق. قرآن کریم در سوره مبارکه «اعراف» نیز مانند آیه مورد بحث عدّه‌ای را به تذکر در بامداد و شامگاه دعوت کرده است: ﴿ واذکر ربک فی نفسک تضرّعاً وخیفَةً ودون الجهر من القول بالغدوّ والاصال ولا تکن من الغافلین ﴾[4]. منظور از بامداد و شامگاه در این دو آیه این نیست که تنها هنگام صبح و غروب به یاد حق باش؛ بلکه مقصود این است که دائماً به یاد حق باش، چنانکه ما اگر خواستیم بگوییم: فلان شخص مطلبی را دائماً بازگو می‌کند؛ می‌گوییم: صبح و شام می گوید.... پس انسان همواره باید به یاد حق باشد.

دوم: کسانی که به این دستور عمل می‌کنند انسانهای «دائم الذکر» هستند که به آیه مبارکه سوره «احزاب» عمل می‌کنند: ﴿ یا أیها الذین امنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً ﴾[5]، آنان دائماً یا زیاد به یاد حقند و غفلت آنها بسیار کم است.

سوم: در این آیه «دنیاطلبی» در مقابل «اراده وجه خدا» قرار گرفته است؛ یعنی اینها اهل اراده‌اند و «وجه» خدا را اراده می‌کنند، یعنی آنان از این تذکّرِ صبح و شام، فرار از دوزخ یا قرار در بهشت را طلب نمی‌کنند، بلکه «وجه الله» را طلب می‌کنند و همان طور که امیرالمؤمنین و سایر اهل بیت (علیهم السلام) فرمودند: ﴿ إنما نطعمکم لوجه الله ﴾[6]، اراده این گونه از سالکان کوی حق نیز متوجه «وجه الله» است، نه پرهیز از دوزخ یا وصول به بهشت. پس «اراده» اگر به «وجه الله» تعلق گیرد، سالک در حقیقت، موفق به وصول است و این، برترین مرتبه اراده است؛ اما اگر فقط به پرهیز از دوزخ یا وصول به بهشت تعلق گیرد، او در بین راه می‌ماند؛ زیرا در آیه شریفه بین دو گروه تقابل واقع شد و به رسول اکرم‌‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) خطاب شده است که: تو با کسانی که «وجه الله» را اراده می‌کنند باش و از آنان فاصله نگیر و به دیگران که دنیا طلبند نگاه نکن.

از این تقابل معلوم می‌شود عده‌ای اهل دنیا و گروهی مرید «وجه الله» هستند، ولی دسته‌ای هم هستند که برای پرهیز از دوزخ و وصول به بهشت کوشش می‌کنند. اینها گرچه نسبت به اهل دنیا، آخرت طلب محسوب می‌شوند، ولی نسبت به مریدان وجه الله، اهل دنیا (به معنای جامع و عامِ آن) به شمار می‌روند. چون اینها که در «وسط راه» هستند، گرچه نسبت به پایینتر از خود اهل نجاتند، لیکن نسبت به بالاتر از خودشان هنوز به مقصد نرسیده‌اند.

چهارم: سالک راستین، کسی است که چیز زوال ناپذیر را طلب کند و آن «وجه الله» است: ﴿ کل من علیها فان٭ ویبقی وجه ربک ذوالجلال والإکرام ﴾[7]؛

هرچیزی زوال پذیر است و تنها وجه الله، باقی است. پس در حقیقت، سالک راستین کسی است که از فانی سفر و هجرت کند و باقی را طلب کند؛ زیرا می‌فرماید: ﴿ یریدون وجهه ﴾؛ «وجه الله» را طلب می‌کنند. وجه الله هم باقی است؛ پس اینها باقی طلبند و مطلوب پایدار را طلب می‌کنند.

پنجم: پیغمبر اکرم‌‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) برابر این آیه، دو مأموریت پیدا کرده است: یکی این که از دنیا طلبان صرف نظر کند و با آنها نباشد. دوم این که با طالبان و سالکان مرید «وجه الله» به سر ببرد. البته با دنیا طلبان زندگی کردن آسان است؛ چون با لذّتهای نفس همراه است. آنان مسرِف، مُتْرَف و مرفّهند و اگر انسان با آنان زندگی کند، از نعمتهای آنان برخوردار می شود و رنجی نمی برد، ولی همسفر شدن با محرومان و سالکان کوی «وجه الله» دشوار است و به همین جهت هم خدا به رسول اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم) دستور صبر می‌دهد: ﴿ واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة والعشی یریدون وجهه ﴾[8] .فاصله گرفتن از دنیا طلبان هم باید با «هَجْر جمیل»، همراه باشد؛ زیرا ذات اقدس خداوند گرچه به رسول اکرم ‌(صلّی الله علیه وآله وسلّم( فرمود: با آنها مباش؛ اما آن حضرت نمی‌تواند آنها را رها کند؛ چون پیامبرِ آنها نیز هست و بنابراین، باید آنها را هم تربیت و هدایت کند. از این رو در آیه دیگری آمده است: ﴿ واهجرهم هجراً جمیلاً ﴾[9]. اگر راهنمای مردم از آنان جدا و منزوی شود، چنین هَجْری، هَجْرِ جمیل نیست؛ زیرا آنها را بدون سرپرست رها کرده است؛ در حالی که پیام خدا را باید به آنها برساند، ولی اگر در عین این که به مقدار لزوم، هدایت آنها را بر عهده دارد؛ با آنها با صفا و صمیمیّت به سر نبرد، در حلقه آنها شرکت نکند و آنها را به جمع خاص خود راه ندهد چنین رفتاری هجر جمیل است.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص 260-261
    پی نوشت:
  • [1] . سوره آل عمران، آیه 152.
  • [2] . سوره شوری، آیه 20.
  • [3] . سوره کهف، آیه 28.
  • [4] . سوره اعراف، آیه 205.
  • [5] . سوره احزاب، آیه 41.
  • [6] . سوره انسان، آیه 9.
  • [7] . سوره الرّحمن، آیات 26 ـ 27.
  • [8] . سوره کهف، آیه 28.
  • [9] . سوره مزمل، آیه 10.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS