دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چک کیفری (جرم صدور چک پرداخت نشدنی)

No image
چک کیفری (جرم صدور چک پرداخت نشدنی)

كلمات كليدي : چك كيفري، جرم صدور چك پرداخت نشدني، چك حقوقي

نویسنده : محمد حسين طارمي

تعریف چک کیفری عبارت از: «سندی است که به موجب آن صادر کننده به بانک محال علیه دستور می‌دهد تا وجوه یا اعتبار قابل استفاده وی در آن بانک را کلا یا بعضا مسترد داشته و یا به محال له بپردازد»[1]. جرم صدور چک پرداخت نشدنی نیز چنین تعریف شده است:«صدور چک به گونه‌ای است که بانک، به یکی از علل قانونی، از پرداخت وجه آن خودداری نماید»[2].

چک از اسناد تجاری و مدنی است که دارای جنبه‌های کیفری، تجاری و مدنی است. در این نوشتار به جهات کیفری چک پرداخته و جهات خروج چک از لحاظ کیفری نیز در ضمن آن بررسی می‌شود تا ماهیت چک کیفری از غیر کیفری تمییز داده شود.

جهات کیفری چک

منظور از جهات کیفری چک پرداخت نشدنی، مواردی است که صادرکننده در صورت عدم رعایت آنها، قابل تعقیب کیفری خواهد بود. ماده 3 و 10 قانون صدور چک اصلاحی 1382 موارد پنجگانه محصور زیر را به عنوان جهات کیفری چک دانسته‌اند:

1. دارا نبودن محل (وجه نقد) یا عدم کفایت آن در هنگام صدور

فقدان یاکسری محل شایعترین جهت کیفری چک در کشور ما می‌باشد. به موجب ماده 3 قانون فوق الذکر، برای تحقق این جرم فرقی نمی‌کند که صادرکننده فاقد هرگونه وجه در بانک باشد و یا آنکه وجه موجود در حساب کمتر از مبلغ چک باشد.

لازم به ذکر است که بر اساس ماده 5 قانون مذکور در صورتی که دارنده چک تقاضا کند، بانک مکلف است مبلغ موجود در حساب را به دارنده پرداخت کرده با دریافت چک،گواهی مشتمل بر مشخصات چک و مبلغ دریافت شده از بانک صادر نماید. چک مزبور نسبت به مبلغی که پرداخت نشده است بی‌محل محسوب است و گواهینامه بانک جانشین اصل چک است.[3]

2. خارج کردن تمام یا قسمتی از وجهی که به اعتبار آن چک صادر شده، از بانک

این بخش از ماده 3 ناظر به موردی است که صادر کننده در هنگام صدور، محل کافی برای پرداخت وجه چک دارد ولی پس از صادر کردن و قبل از مراجعه دارنده به بانک، شخصا یا با تبانی با فرد دیگر تمام یا قسمتی از وجه را از بانک به نحوی خارج نموده و با این اقدام چک را کلاً یا جرئاً غیر قابل پرداخت می‌نماید. بیرون کشیدن وجه چک از بانک با بستن یا مسدود کردن حساب توسط صادر کننده یا صدور چکی با تبانی فرد دیگر و دریافت مبلغ آن قبل از مراجعه دارنده چک ممکن است.[4]ن

3. دستور عدم پرداخت وجه چک به بانک

بر اساس ماده 3 قانون مذکور، در این حالت چک گر چه از هر نظر قابل پرداخت است؛ اما صادر کننده دستور عدم پرداخت به بانک می‌دهد.[5] طبق ماده 14 همین قانون صادرکننده حق دارد کتباً به بانک دستور دهد که با تصریح به عللی مانند مفقودی، سرقتی، جعلی بودن چک، تحصیل آن از طریق کلاهبرداری یا خیانت در امانت و جرایمی دیگر‌؛ به بانک دستور عدم پرداخت بدهد.[6]

البته مطابق تبصره 2 ماده 14 همین قانون صادرکننده موظف است، ظرف یک هفته پس از اعلام به بانک، شکایت خود را به مراجع قضائی تسلیم و گواهی تقدیم شکایت از مرجع مزبور گرفته[7] و به بانک تسلیم نماید. در غیر این صورت پس از انقضاء مدت مذکور بانک از محل موجودی، به تقاضای دارنده چک وجه آن را پرداخت می‌کند.[8] دارنده می‌تواند علیه دستور دهنده شکایت کند. در صورتی که صحت ادعای دستور دهنده ثابت شود، وی از مسئولیت کیفری مبری می‌شود. در غیر این صورت علاوه بر محکومیت به مجازات صدور چک پرداخت نشدنی، به خسارات وارده به دارنده نیز محکوم خواهد شد.[9]

4. تنظیم چک به شکل نادرست

ممکن است صادر کننده در هنگام صدور وجه نقد داشته باشد و دستور عدم پرداخت نیز ندهد ولی چک را به گونه‌ای صادر نماید که بانک به عللی از قبیل عدم مطابقت امضاء یا قلم خوردگی در متن چک و یا اختلاف در مندرجات و امثال آن از پرداخت وجه چک خودداری کند. لذا ایجاد هر نوع بی‌نظمی در متن چک توسط صادرکننده که موجب امتناع بانک از پرداخت شود، مطابق ماده 3 قانون مذکور جرم خواهد بود.[10] به نظر می‌رسد، صادر کننده‌ای که امضاء و مهر خود را به طور توأمان در کارت نمونه امضاء بانک ، تعیین نموده است ولی، چک صادره را فقط امضاء کرده و مهر نزده باشد نیز، در صورت عدم پرداخت وجه چک توسط بانک، قابل تعقیب کیفری باشد.[11]

5.صدور چک از حساب مسدود

ممکن است شخصی که قبلا در بانک حساب جاری داشته است، اما به عللی مانند بستن حساب توسط خود وی، یا توسط بانک به علت عدم تحرک حساب، یا توسط مراجع قضایی؛ حساب مسدود باشد، در حالی که دسته چک هنوز نزد شخص باشد و با آن اقدام به صدور چک کند. بدیهی است که چنین چکی پرداخت نخواهد شد. از این رو قانونگذار با تاثیر پذیری از رای وحدت رویه شماره 34مورخ 29/3/ 1353 در سال 1355 ماده 10 قانون مذکور را به جرم‌انگاری فعل مذکور اختصاص داد. بنابر این ماده، «هرکس با علم به بسته بودن حساب بانکی خود مبادرت به صادر کردن چک نماید، عمل وی در حکم صدور چک بی محل خواهد بود و به حداکثر مجازات مندرج در ماده 7 محکوم خواهد شد و مجازات تعیین شده غیر قابل تعلیق است». این عنوان مجازات سنگین تری نسبت به سایر جهات کیفری دارد. لازم به ذکر است که گرچه تعلیق مجازات از جهت مورد بحث ممنوع است، ولی چنانچه در نظریه مشورتی 6571/7 مورخ22/9/1373 آمده است، دادگاه در صورت احراز جهات مخففه مذکور در ماده 22 قانون مجازات اسلامی، می‌تواند میزان مجازات موضوع ماده مذکور را به کمتر از حداکثر مقرر در ماده 7 قانون صدور چک تقلیل دهد و یا به مجازات مناسب‌تری تبدیل کند.[12]

ارکان جرم

عنصر قانونی جرم صدور چک پرداخت نشدنی عبارتست از مواد 3،7 و 10 اصلاحی قانون صدور چک سال 1382.[13]

عنصر مادی این جرم فعل مثبت مادی است که مجرم با امضای چک و تسلیم آن به طرف مقابل مرتکب آن می‌شود. فعل مثبت مادی این جرم با بیرون کشیدن وجه از حساب نیز محقق است. البته هرگاه چک در زمان صدور قابل پرداخت بوده، ولی بعدا دستور عدم پرداخت وجه آن به بانک داده شود، فعل مادی فیزیکی عبارت از ارائه دستور عدم پرداخت به بانک می‌باشد. شرایط تحقق عنصر مادی عبارتست از: عدم مطابقت امضاء، فقدان یا عدم کفایت موجودی حساب برای پرداخت وجه چک، قلم خوردگی در متن، اختلاف در مندرجات، مسدود بودن حساب، مشروط یا وعده دار یا بابت تضمین بودن چک و نظایر آنها که در مواد 3 و 10 قانون چک آمده است. نتیجه حاصل از جرم عدم پرداخت وجه چک توسط بانک است و در نتیجه آن صدور گواهی عدم پرداخت است. بنابراین براساس ماده 3 و 4 قانون مذکور این جرم از جرایم مقید به حصول نتیجه است. ثمره این امر مشخص شدن محل وقوع جرم یعنی ذکر محل بانک محال علیه در گواهی عدم پرداخت است.[14]

جرم صدور چک پرداخت نشدنی از زمره جرایم مادی صرف بوده بی نیاز از برخورداری متهم از عنصر روانی است. لذا حتی اگر متهم اثبات کند که سوء نیتی نداشته است، همچنان مادامی که وجه چک را به دارنده پرداخت نکرده و چک را دریافت نکرده است، مورد تعقیب کیفری قرار خواهد گرفت.[15]

لازم به ذکر است مجرم طبق ماده 7 قانون چک بر اساس مبلغ چک مجازات می‌گردد.[16]

جهات خروج چک از کیفری بودن

براساس ماده سیزده قانون صدور چک اصلاحی 1382 در موارد زیر صادرکننده چک قابل تعقیب کیفری نیست[17]:

1. در صورتی که ثابت شود، چک سفید امضاء داده شده است.

چک سفید امضا چکی است که مبلغ یا سایر مندرجات در آن قید نشده است. در حقیقت بر اساس ماده 310 قانون تجارت، چنین چکی یکی از مهمترین ویژگی‌های اسناد تجاری را دارا نیست.[18]

2. هرگاه در متن چک، وصول وجه آن منوط به تحقق شرطی شده باشد.

لازم به ذکر است که انجام یا عدم انجام شرط مورد نظر تاثیری در عدم امکان تعقیب کیفری ندارد.[19]

3. چنانچه در متن چک قید شده باشد که چک بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی است.

4. هرگاه بدون قید در متن چک ثابت شود که وصول وجه آن منوط به تحقق شرطی بوده یا چک بابت تضمین انجام معامله یا تعهدی است.

5. در صورتی که ثابت گردد چک بدون تاریخ صادر شده و یا تاریخ واقعی صدور چک مقدم بر تاریخ مندرج در متن چک باشد.

چک طبق ماده 311 قانون تجارت نباید وعده دار باشد. البته در مقام اثبات اصل بر صحت تاریخ چک بوده و وعده دار بودن آن باید اثبات گردد.[20]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS