دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابوحنیفه

No image
ابوحنیفه

كلمات كليدي : ابوحنيفه، حنفي، استحسان، قياس، تابعين، صحابه، اصحاب حديث، عصاي پيغمبر

نام اصلی وی نعمان بن ثابت بن زوطى بن ماه بن هرمز ( 80 - 150) امام ، فقیه ، کوفى و پیشواى مذهب حنفى بود.

ابوحنیفه تجارت پیشه بوده و در عین حال به کسب دانش رغبت بسیار داشته ، نخست به علم کلام روى آورد ولى از آن سر خورده شد و به تحصیل فقه پرداخت .

وى از تابعین به شمار آمده و صحبت چهار تن از صحابه رسول (ص) یعنى انس بن مالک و عبداللَّه بن ابى اوفى در کوفه و سهل بن سعد ساعدى را در مدینه و ابوالطفیل عامر بن واثله را در مکه دریافته و از هر چهار تن اخذ روایت کرده است .

وى درعلم فقه - برخلاف اصحاب حدیث که یکسره اعتماد به نصّ و متن حدیث داشتند - دقت نظر بکار مى‌برد، تفکر و استدلال عقلى را وارد فقه نمود، هر چند در این باره راه افراط پیمود و خیلی به قیاس و استحسان اعتماد مى‌ورزید، بدین علت و نیز به سبب شدت محبت او به اهل‌بیت رسول (ص) محدثان اهل سنت با وى عداوتى خاصّ داشتند. خود مى‌گفته: دشمنى محدثان با ما بدین سبب است که ما خاندان رسول و اهل بیت او را دوست مى‌داریم و به فضایل ایشان معترفیم.

امام باقر (ع) از جمله مشایخ و اساتید او بوده و در مناقب شرح ملاقات او با آن حضرت در مدینه آمده است که چگونه در پاسخ ایشان در اعتراض به روش قیاس با کمال ادب زانو مى‌زند و خود را از قیاس فاسد دور مى‌ساخت. امام صادق (ع) با روش قیاس و استحسان او مخالف بودند،

وى در عصر آن حضرت مى‌زیسته و از شاگردان آن حضرت بوده، چنان که از خود او نقل شده:

«اگر آن دو سال بهره‌بردارى از محضر امام صادق (ع) نبود نعمان تباه بود.»

ونیز می‌گفت:

«کسى را فقیه‌تر از حضرت صادق (ع) ندیده‌ام.»

وى در قیام زید بن على و نفس زکیه علوى و ابراهیم بن عبداللَّه با شیعیان همکارى نزدیک داشت و خود را به خطر انداخت. وى نخست قائل به امامت نفس زکیه محمد بن حسن علوى بود لیکن پس از استقرار دولت بر بنى عباس ناگزیر از آن عقیده باز آمد .

ابوجعفر منصور خلیفه، وى را از کوفه به بغداد طلبید و تولیت قضا به وى داد و ابوحنیفه ابا کرد. او دو روز بر مسند قضا نشست و روز سوم بیمار شد و بیمارى او شش روز طول کشید و وفات یافت.

امام شافعى نیز گفته است : من به کتب اصحاب ابوحنیفه مراجعه کردم و در آن صد و سى ورقه خلاف کتاب و سنت یافتم .

نقل است که روزى وى به نزد حضرت صادق آمد که از آن حضرت حدیث بشنود، دید حضرت عصائى به دست دارد، گفت: اى فرزند رسول خدا تو هنوز به آن سنى نرسیده‌اى که به عصا نیاز داشته باشى !! فرمود : آری ولى این عصاى پیغمبر (ص) است خواستم بدان تبرک جویم . ابوحنیفه خم شد تا عصا را ببوسد حضرت آستین خود را بالا زد و فرمود : تو خود مى‌دانى که این بدن، بدن پیغمبر و این مو، موى پیغمبر است آن را نمى‌بوسى و مى‌خواهى چوبى را ببوسى ؟!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

حکمت 17 نهج البلاغه : ضرورت رنگ كردن موها

حکمت 17 نهج البلاغه موضوع "ضرورت رنگ كردن موها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 2 نهج البلاغه : شناخت ضدّ ارزش‏ها

حکمت 2 نهج البلاغه موضوع "شناخت ضدّ ارزش‏ها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 31 نهج البلاغه : ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير

حکمت 31 نهج البلاغه به تشریح موضوع "ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير" می پردازد.
No image

حکمت 16 نهج البلاغه : شناخت جايگاه جبر و اختيار

حکمت 16 نهج البلاغه به موضوع "شناخت جايگاه جبر و اختيار" می پردازد.
No image

حکمت 1 نهج البلاغه : روش برخورد با فته ها

حکمت 1 نهج البلاغه موضوع "روش برخورد با فتنه‏ ها" را بررسی می کند.

پر بازدیدترین ها

No image

حکمت 139 نهج البلاغه : علمى، اخلاقى، اعتقادى

موضوع حکمت 139 نهج البلاغه درباره "علمى، اخلاقى، اعتقادى" است.
No image

حکمت 127 نهج البلاغه : ضرورت ياد مرگ

حکمت 127 نهج البلاغه موضوع "ضرورت ياد مرگ" را بیان می کند.
No image

حکمت 301 نهج البلاغه : ارزش گمان مؤمن

موضوع حکمت 301 نهج البلاغه درباره "ارزش گمان مؤمن" است.
No image

حکمت 289 نهج البلاغه : ضرورت عبرت گرفتن

حکمت 289 نهج البلاغه به موضوع "ضرورت عبرت گرفتن" می پردازد.
No image

حکمت 166 نهج البلاغه : راه درمان ترس

حکمت 166 نهج البلاغه موضوع "راه درمان ترس" را مطرح می کند.
Powered by TayaCMS