دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظلم و ستم Oppression

No image
ظلم و ستم Oppression

كلمات كليدي : ظلم، ستم

ظلم در لغت گزاردن چیزی در غیر موضع و محل خود و اصطلاحاً تعدّی و تجاوز به دیگری است که در مقابل عدل قرار می‌گیرد.

امام باقر (ع) ظلم را بر سه گونه دانسته از:

«الظلم ثلاثة: ظلم لا یغفره الله و ظلم یغفره الله و ظلم یدعدالله فاما الظلم الذی لایغفره الله فالشرک بالله و اما الظلم الذی یغفره الله فظلم الرجل نفسه فیما بینه و بین الله و اما الظلم الذی لا یدعدالله فالمداهنة العباد»[1]

«ظلمی که خدا آن را نمی‌آمرزد و ظلمی که خدا می‌آمرزد و ظلمی که خدا آن را رها نمی‌کند؛ آن چه خداوند نمی‌بخشد شریک انگاشتن بر او است. اما ظلم به نفس که انسان بین خودش و خدای خود گناهانی را انجام دهد و سپس توبه کند قابل آمرزش می‌باشد وظلم به دیگری فقط با گذشت مظلوم و اغماض صاحب حق قابل عفو و چشم پوشی است.»

برخی اندیشمندان علل ظلم را چنین گفته‌اند:

الف) حرص و طمع

ب) جهالت چرا که ظالم از پایان ظلم خود خبر ندارد.

ج) تکبر و خود بزرگ بینی

د) حسادت به این معنا که ظالم توان بزرگ‌تر از خود دیدن را ندارد.

ه‍( ترس از اینکه مبادا مظلوم از او انتقام بگیرد.

و) شهوت و نفس امّاره که عنان عقل را از دست می‌گیرد.

ز) بدطینتی و خباثت باطنی که موجبات ظلم را فراهم می‌آورد.

در آموزه‌های دینی بدترین نوع ظلم و ستم، ظلم کردن در حق کسی دانسته‌اند که یاوری ندارد چون در این حال یاور و حامی او پروردگار متعال است چنان که رسول اکرم (ص) می‌فرماید:

«یقول الله تعالی اشتدّ غضبی علی من ظلم من لایجدله ناصراً غیری»[2]

«خدای تعالی می‌فرماید: غضب من شدّت می‌گیرد درباره کسی که ظلم کند بر کسی که جز من یار و یاور ندارد. »

«لا تَطلمنّ اذا ما کنت مقتدراً فالظلم مصدره یَقضی الی الندم

تنام عیناک و المظلوم منتبه یدعو علیک و عین الله لم تنسم»

«وقتی قدرت پیدا کردی به کسی ستم نکن، چون پایان ستم و ستمگری پشیمانی است. چشم‌های تو می‌خوابد در حالی که مظلوم بیدار است و بر علیه تو دعا می‌کند و چشم خدا نمی‌خوابد.»

محمدبن عبدالملک وزیر معتصم عباسی مردی شاعر و ادیب و به رسوم کشورداری آگاه اما بسیار خشن و ستمگر بود و در او هیچ رأفت و مهربانی پیدا نمی‌شد، چنان که تنوری ساخته و مجرمین را در تنور محبوس می‌کرد واگر کسی به او می‌گفت رحم کن. جواب می‌داد کسی که سست عنصر است رحم می‌کند. چون متوکل خلیفه شد به سبب خشمی که با او داشت از وزارت خلعش نمود، و در همان تنور زندانیش کرد و گفت:آن چه که به دیگران می‌چشانیدی اکنون خود بچش. او از خلیفه تقاضای ترحم کرد، متوکل گفت: رحم کردن از سست عنصری است.

مقاله

جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

حکمت 17 نهج البلاغه : ضرورت رنگ كردن موها

حکمت 17 نهج البلاغه موضوع "ضرورت رنگ كردن موها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 2 نهج البلاغه : شناخت ضدّ ارزش‏ها

حکمت 2 نهج البلاغه موضوع "شناخت ضدّ ارزش‏ها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 31 نهج البلاغه : ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير

حکمت 31 نهج البلاغه به تشریح موضوع "ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير" می پردازد.
No image

حکمت 16 نهج البلاغه : شناخت جايگاه جبر و اختيار

حکمت 16 نهج البلاغه به موضوع "شناخت جايگاه جبر و اختيار" می پردازد.
No image

حکمت 1 نهج البلاغه : روش برخورد با فته ها

حکمت 1 نهج البلاغه موضوع "روش برخورد با فتنه‏ ها" را بررسی می کند.

پر بازدیدترین ها

No image

حکمت 139 نهج البلاغه : علمى، اخلاقى، اعتقادى

موضوع حکمت 139 نهج البلاغه درباره "علمى، اخلاقى، اعتقادى" است.
No image

حکمت 127 نهج البلاغه : ضرورت ياد مرگ

حکمت 127 نهج البلاغه موضوع "ضرورت ياد مرگ" را بیان می کند.
No image

حکمت 445 نهج البلاغه : راه غرور زدایی

حکمت 445 نهج البلاغه به موضوع "راه غرور زدایی" می پردازد.
No image

حکمت 403 نهج البلاغه : احترام به استاد

حکمت 403 نهج البلاغه به موضوع "احترام به استاد" می پردازد.
No image

حکمت 301 نهج البلاغه : ارزش گمان مؤمن

موضوع حکمت 301 نهج البلاغه درباره "ارزش گمان مؤمن" است.
Powered by TayaCMS