دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قهر و دشمنی

ای ابوذر! از قهر کردن با برادر مسلمانت بپرهیز، که با قهر و دشمنی اعمال انسان پذیرفته نمی شود.
قهر و دشمنی
قهر و دشمنی

قهر و دشمنی

قال رسول الله(ص): «یا أباذر إیّاکَ و هِجرَانَ أخِیکَ، فإنّ العَمَلَ لایُتَقَبَّلُ معَ الهِجرَانِ» (وسائل الشیعه، ج12، ص264)

یکی از چیزهایی که در اسلام به‌شدت از آن نهی شده بی‌جهت قهر کردن با دیگران است. این مسأله به‌قدری در اسلام زشت نمایانده شده که در برخی روایات، قهر کردن با یک مسلمان، برابر با ریختن خون او شمرده شده است. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

«هَجرُ المُسلِمِ أخاهُ کَسَفکِ دَمِهِ»

قهر کردن مسلمان با برادرش، مانند ریختن خون اوست.[1]

انسان نباید بی‌جهت و بی‌مورد و به‌خاطر مسائل بسیار جزیی با اطرافیان خود قهر کند. بسیاری از اختلافات و قهرهایی که ما در زندگی، اعم از جامعه و خانواده‌ها، شاهد آن هستیم به‌خاطر مسائل جزیی و پیش پا افتاده به‌وقوع می‌پیوندد؛ که شاید اگر یکی از دو طرف، سطح توقّعات خود را پایین می‌آورد، کار به قهر و جدایی نمی‌کشید. در هر حال، در برخی روایات، قهر و جدایی بیش از سه روز جایز شمرده نشده است. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

«لایَحِلُّ للمؤمنِ أن یَهجُرَ أخاهُ فوقَ ثلاثٍ»[2]

برای یک مؤمن سزاوار نیست که از برادرش بیش از سه روز قهر باشد.

انسان نباید با قهر کردن رابطه خود را با دیگری قطع کند، بلکه باید با گفتگو، سعی کند آنچه موجب قهر و کدورت است را برطرف نماید؛ چه بسا سوء تفاهم، دو طرف را به قهر و جدایی کشانده است. نقل شده که مرجع بزرگ مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی، وقتی شنید که یکی از علما از او ناراحت است، یک شب به خانه او رفت و به او گفت: اگر از من ناراحتی چرا قهر می‌کنی؟ بیا عیب مرا بگو تا من آن‌را رفع کنم. آن شخص در جواب گفت: با این روحیه‌ای که شما دارید حقاً که شایسته مرجعیت هستید.[3]

آری انسان باید کدورت‌ها را کنار بگذارد و زمینه آشتی را فراهم کند و شیطان را از خود ناامید گرداند. حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند: تا زمانى که دو مسلمان با یکدیگر قهر باشند، ابلیس خوشحال است و هرگاه باهم دیدار (آشتى) کنند، زانوهایش به‌هم می‌خورد و بندهایش از هم می‌گسلد و فریاد می‌زند: اى واى بر من، هلاک شدم.[4]

    پی نوشت:
  • [1]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، (ویرایش دوم)،ج12، حدیث21112، ص508.
  • [2]. مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق، ج72، ص 189، باب60.
  • [3]. رحمتی شهرضا، محمد؛ گنجینه معارف، قم، صبح پیروزی، 1388، چاپ سوم، ج2، ص673.
  • [4]. میزان الحکمه، ج12، حدیث21121، ص509.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

حکمت 17 نهج البلاغه : ضرورت رنگ كردن موها

حکمت 17 نهج البلاغه موضوع "ضرورت رنگ كردن موها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 2 نهج البلاغه : شناخت ضدّ ارزش‏ها

حکمت 2 نهج البلاغه موضوع "شناخت ضدّ ارزش‏ها" را مطرح می کند.
No image

حکمت 31 نهج البلاغه : ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير

حکمت 31 نهج البلاغه به تشریح موضوع "ارزش و والايى انجام دهنده كارهاى خير" می پردازد.
No image

حکمت 16 نهج البلاغه : شناخت جايگاه جبر و اختيار

حکمت 16 نهج البلاغه به موضوع "شناخت جايگاه جبر و اختيار" می پردازد.
No image

حکمت 1 نهج البلاغه : روش برخورد با فته ها

حکمت 1 نهج البلاغه موضوع "روش برخورد با فتنه‏ ها" را بررسی می کند.

پر بازدیدترین ها

No image

حکمت 289 نهج البلاغه : ضرورت عبرت گرفتن

حکمت 289 نهج البلاغه به موضوع "ضرورت عبرت گرفتن" می پردازد.
No image

حکمت 139 نهج البلاغه : علمى، اخلاقى، اعتقادى

موضوع حکمت 139 نهج البلاغه درباره "علمى، اخلاقى، اعتقادى" است.
No image

حکمت 127 نهج البلاغه : ضرورت ياد مرگ

حکمت 127 نهج البلاغه موضوع "ضرورت ياد مرگ" را بیان می کند.
No image

حکمت 166 نهج البلاغه : راه درمان ترس

حکمت 166 نهج البلاغه موضوع "راه درمان ترس" را مطرح می کند.
No image

حکمت 354 نهج البلاغه : ضرورت پرهیز از جدال و درگیری

حکمت 354 نهج البلاغه به موضوع "ضرورت پرهیز از جدال و درگیری" می پردازد.
Powered by TayaCMS