دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارث

No image
ارث

كلمات كليدي : إرث، اموال ميت، كتاب الفرائض، باب فرائض، ورثه نسبي، ورثه سببي، ولاء، سهم بالفرض، سهم بالقرابه

نویسنده : حسن بهاری قراملکی

«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است.

این باب در فقه اسلام « باب فرائض» یا «کتاب الفرائض» نامیده می شود، که نام‌گذاری آن به «کتاب الفرائض» از آن رو است که سهم بعضی از خویشاوندان میت در قرآن بیان شده است.

اقسام ورثه

وارثان میت به دو دسته تقسیم می‌شوند:

الف) نسبی: کسانی که به واسطه خویشاوندی از میت إرث می برند، اینان از سه گروه تشکیل یافته‌اند (به هر کدام از این گروه‌ها در فقه اسلام طبقه نیز گفته می شود).

گروه اول:

1) پدر ومادر.

2) فرزندان، و در صورت زنده نبودن فرزندان، فرزندان آنان (هرچه پایین روند).

گروه دوم:

1) پدر بزرگ و مادر بزرگ (هر چه بالا روند).

2) برادر و خواهر و فرزندان آن‌ها (هرچه پایین روند).

گروه سوم:

1) عمو، عمه و فرزندان آن‌ها.

2) دایی، خاله و فرزندان آن‌ها.

تا زمانی که از هر طبقه یک نفر باقی است، کسی از طبقه بعدی إرث نمی‌برد.

ب ) سببی: که به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1) وارثانی که به واسطه زوجیت (زن و شوهری) إرث می‌برند. زن و شوهر با وجود گروه‌های سه گانه از یکدیگر إرث می برند.

2) وارثانی که به واسطه ولاء إرث می‌برند.

اقسام ولاء

الف) ولاء عتق.

ب ) ولاء ضمان جریره.

ج ) ولاء امامت.

احکام موارد نام‌‌ برده در کتاب‌های فقهی به تفصیل بیان شده است.

انواع سهم در إرث

1 – سهم بالفرض:مقدار سهمی است که در قرآن به صراحت ذکر شده است.

2 – سهم بالقرابه: سهمی که در قرآن به صراحت ذکر نشده و در ادلة دیگری همانند روایات، بیان شده است.

سهامی که در قرآن ذکر شده است شش قسم می‌باشد:

اول: نصف (2/1)؛ که صاحبان آن سه گروهند:

1- یک دختر در صورتی که میت فرزند دیگری که از او إرث ببرد نداشته باشد.

2- یک خواهر پدر ومادری یا پدری، در صورتی که میت برادر پدر ومادری یا پدری نداشته باشد.

3- شوهر در صورتی که همسر متوفای او فرزند یا فرزند زاده نداشته باشد .

دوم: یک سوم (3/1)؛ که صاحبان آن دو گروه می باشند:

1- مادر در صورتی که میّت فرزند یا برادرانی نداشته باشد ،داشتن یک برادر مانع نیست.

2- برادران یا خواهران مادری میّت در صورتی که متعدد باشند.

سوم: یک چهارم (4/1)؛ که صاحبان آن دو گروه می باشند:

1- شوهری که زن متوفّایش فرزند یا فرزند زاده نداشته باشد .

2- زنی که شوهر متوفّایش بی فرزند یا فرزند زاده نداشته باشد .

چهارم: یک ششم (6/1)؛ که صاحبان آن سه گروهند:

1- پدر در صورتی که میّت دارای فرزند باشد.

2- مادر در صورتی که میت حدأقل دو برادر یا چهار خواهر پدر ومادری داشته باشد یا اینکه میت فرزند داشته باشد .

3- برادر یا خواهر مادری در صورتی که تنها باشد یعنی برادر یا خواهر مادری دیگری نباشد.

پنجم: یک هشتم (8/1)؛ که صاحب، آن زنی است که شوهر متوفّایش فرزند یا فرزند زاده داشته باشد.

ششم:دو سوم ( 3/2 )؛ صاحبان آن سه گروه می باشند:

1- دو دختر یا بیشتر در صورتی که میّت پسر نداشته باشد.

2- دو خواهر پدری در صورتی که میّت برادر پدری نداشته باشد.

3 – دو خواهر پدر ومادری یا بیشتر در صورتی که برادر پدر ومادری نداشته باشد .

غیر از موارد ذکر شده، بقیّه وارثان میّت که سهم ارث آنان در قرآن کریم مشخص نشده است، «وارثان بالقرابه» نامیده می شوند.

موانع ارث

در مواردی بعضی از ورّاث در اثر برخی عوارض، از ارث بردن محروم می شوند و آن عوارض را در فقه به عنوان «موانع ارث» می نامند که عبارتند از:

1- «کفر»؛ هیچ کافری حق ندارد از مسلمان ارث ببرد؛ چه کافر اصلی باشد چه مرتد.

2- «قتل»؛ قاتل از مال مقتول ارث نمیبرد مگر در خطای محض که از مال میت ارث می برد؛ ولی از دیه آن ارث نمی برد.

3- «رقّیّت»؛ بَرده از مال فرد آزاد، ارث نمی برد.

4- «تولد از زنا»؛ بین فرزندی که از زنا متولد شده، و پدر و مادرش«توراث» وجود ندارد؛ یعنی متولد از زنا ا پدر ومادر، وپدر ومادر از او ارث نمی برند.

5- «لعان»؛ کودکی که در مورد آن لعان شده است با پدر وخویشاوندان او توراث ندارد؛ ولی با مادر و خویشاوندان مادری توراث دارد.

توارث همسران:

زن وشوهر در صورتی از یکدیگر إرث می برند که عقد آنها دائمی باشد .

کیفیت إرث آنها از هم به شرح ذیل است:

اگر شوهر بمیرد:

1) میت فرزند ندارد: 4/1 به همسر، و4/3 به سایر ورثه می رسد .

2) میت فرزند دارد: 8/1 به همسر، و8/7 به سایر ورثه میرسد

اگر زن بمیرد:

1) میت فرزند ندارد: 2/1 به شوهر، و2/1 به سایر ورثه میرسد .

2) میت فرزند دارد: 4/1 به شوهر، و4/3 به سایر ورثه میرسد .

مقاله

نویسنده حسن بهاری قراملکی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS