دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقدم تزکیه بر تعلیم

No image
تقدم تزکیه بر تعلیم

آمنه اسفندیاری

بعثت انبیا از میان مردم داراى بركاتى است: الف: مردم سابقه او را مى ‌شناسند و به او اعتماد مى‌كنند. ب: الگوى مردم در اجراى دستورات و فرامین الهى هستند. ج: دردآشنا و شریك در غم و شادى مردمند. د: در دسترس مردم هستند.

به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه‌] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را برایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند. (آل عمران ـ 164)

بزرگترین نعمت خداوند

در این آیه، سخن از بزرگترین نعمت الهى یعنى نعمت بعثت پیامبر اسلام به میان آمده است و در حقیقت، پاسخى است به سؤالاتى كه در ذهن بعضى از تازه مسلمانان، بعد از جنگ احد خطور مى ‌كرد كه چرا ما این همه گرفتار مشكلات و مصائب می‌شویم؟ قرآن به آنها مى‌گوید: اگر در این راه، متحمل خسارت‌هایى شده‌اید، فراموش نكنید كه خداوند، بزرگترین نعمت را در اختیار شما گذاشته، پیامبرى مبعوث كرده كه شما را تربیت مى‌كند و از گمراهی‌هاى آشكار باز می دارد.هر اندازه براى حفظ این نعمت بزرگ، تلاش كنید و هر بهایى بپردازید باز هم ناچیز است.جالب توجه اینكه ذكر این نعمت با جمله لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُوْمِنِینَ: (خداوند بر مؤمنان منت گذارد) شروع شده است كه شاید در بدو نظر تصور شود نازیباست، ولى هنگامى كه به ریشه اصلى لغت منت باز مى‌‌گردیم مطلب كاملاً روشن مى ‌شود.توضیح اینكه همانطور كه راغب در كتاب مفردات مى‌ گوید: این كلمه در اصل از من به معنى سنگ هایى است كه با آن وزن مى‌ كنند و به همین دلیل هر نعمت سنگین و گرانبهایى را منت مى‌گویند كه اگر جنبه عملى داشته باشد یعنى كسى عملاً نعمت بزرگى به دیگرى بدهد كاملاً زیبا و ارزنده است و اما اگر كسى كار كوچك خود را با سخن، بزرگ كند و به رخ افراد بكشد كارى است بسیار زشت، بنابراین منتى كه نكوهیده است به معنى بزرگ شمردن نعمت‌ ها در گفتار است اما منتى كه زیبنده است همان بخشیدن نعمت هاى بزرگ است.خداوند در آیه فوق مى‌ گوید: پروردگار بر مؤمنان منت گذارد یعنى نعمت بزرگى عملاً در اختیار آنها نهاد.اما اینكه چرا تنها نام مؤمنان برده شده در حالى كه بعثت پیامبر (ص) براى هدایت عموم بشر است، به خاطر این است كه از نظر نتیجه و تأثیر، تنها مؤمنان هستند كه از این نعمت بزرگ استفاده مى‌‌كنند و آن را عملاً به خود اختصاص می دهند.سپس‌ مى‌فرماید: یكى از مزایاى این پیامبر (ص) این است كه او از جنس خود آنها و از نوع بشر است (مِنْ أَنْفُسِهِمْ) نه از جنس فرشتگان و مانند آنها تا احتیاجات و نیازمندى‌هاى بشر را دقیقاً درك كند و دردها و مشكلات و مصائب و مسائل زندگى آنها را لمس نماید و با توجه به آن به تربیت آنها اقدام كند، به علاوه مهمترین قسمت برنامه تربیتى انبیا تبلیغات عملى آنهاست به این معنى كه اعمال آنها بهترین سرمشق و وسیله تربیت است زیرا با زبان عمل، بهتر از هر زبانى می توان تبلیغ كرد و این در صورتى امكان ‌پذیر است كه تبلیغ كننده از جنس تبلیغ‌شونده باشد با همان خصائص جسمى و با همان غرائز و ساختمان روحى. اگر پیامبران مثلاً از جنس فرشتگان بودند این سؤال براى مردم باقى مى‌ماند كه اگر آنها گناه نمى‌‌كنند آیا به خاطر این نیست كه شهوت و غضب و نیازها و غرائز گوناگون بشرى ندارند و به این ترتیب برنامه تبلیغات عملى آنها تعطیل مى ‌شد، لذا پیامبران از جنس بشر انتخاب شدند تا بتوانند سرمشقى براى همگان باشند.

اخلاق پیامبر(ص) در خانواده

در ادامه مى ‌گوید: این پیامبر(ص) سه برنامه مهم را درباره آنها اجرا مى‌ كند؛ نخست خواندن آیات پروردگار بر آنها و آشنا ساختن گوش ها و افكار با این آیات، و دیگر تعلیم، یعنى وارد ساختن این حقایق در درون جان آنها و به دنبال آن، تزكیه نفوس و تربیت ملكات اخلاقى و انسانى، اما از آنجا كه هدف اصلى و نهایى تربیت است، در آیه، قبل از تعلیم ذكر شده، در حالى كه از نظر تربیت طبیعى،تعلیم بر تربیت مقدم است. جمعیتى كه از حقایق انسانى به كلى دورند و به آسانى تحت تربیت قرار نمى‌‌گیرند، باید مدتى گوش هاى آنها را با سخنان الهى آشنا ساخت و وحشتى را كه قبلاً از آن داشتند از آنها دور كرد، سپس وارد مرحله تعلیم اصولى شد و به دنبال آن محصول تربیتى آن را گرفت.این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد كه منظور از تزكیه، پاك ساختن آنها از پلیدى ‌هاى شرك و عقاید باطل و خرافى و خوهاى زشت حیوانى بوده، زیرا مادامی كه نهاد آدمى از این آلودگی‌ها پاك نشود، ممكن نیست كه آماده تعلیم كتاب الهى و حكمت و دانش واقعى شود، همانطور كه اگر لوحى را از نقوش زشت، پاك نكنى هرگز آماده پذیرش نقوش زیبا نخواهد شد و به همین جهت تزكیه در آیه فوق بر تعلیم كتاب و حكمت یعنى معارف بلند و عالى اسلامى، مقدم شده است.

پیام‌های آیه

1ـ بعثت انبیاء، بزرگ‌ترین هدیه‌ آسمانى و نعمت الهى است. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ»

2ـ گرچه بعثت براى همه‌ مردم است، ولى تنها مؤمنان شكرگزار این نعمت هستند و از نور هدایت بهره مى‌گیرند. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُوْمِنِینَ»

3ـ انبیا، مردمى بودند. «مِنْ أَنْفُسِهِمْ»

4ـ تلاوت آیات قرآن، وسیله‌ تزكیه و تعلیم است. «یَتْلُوا»، «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ»

5ـ تزكیه بر تعلیم مقدّم است. «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ»

6ـ تزكیه و تعلیم در رأس برنامه‌هاى انبیاست. «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ»

7ـ رشد و خودسازى باید در سایه‌ مكتب انبیاء و آیات الهى باشد. (ریاضت‌ها و رهبانیّت ‌هایى كه سرچشمه‌اش آیات الهى و معلّمش انبیا نباشند، خود یك انحراف است). «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ»

8- براى شناخت بهتر نعمت بعثت انبیاء، به تاریخِ مردمان قبل از آنان باید مراجعه كرد. «إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»

9ـ در محیط هاى گناه ‌آلود و گمراه نیز مى ‌توان كار كرد. «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ»، «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ»

10ـ در مكتب انبیا، پرورش روحى و آموزش فكرى، در كنار بینش و بصیرت مطرح است. «یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَه»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS