دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذکاالملک فروغی و روزنامه تربیت

میرزا محمدحسین متخلص به «ادیب» و ملقب به «فروغی» و «ذکاالملک» متولد 1255 هجری قمری از نویسندگان نامور و روشنفکر عصر قاجاریه بود. در سال 1291ه.ق که ناصرالدین‌شاه به مناسبت طرح بنای باغ عشرت‌آباد در آنجا حضور داشت، وی قصیده‌ای برای شاه سرود.
ذکاالملک فروغی و روزنامه تربیت
ذکاالملک فروغی و روزنامه تربیت

29 مهر 1286 هـ. ش درگذشت فروغی اول

میرزا محمدحسین متخلص به «ادیب» و ملقب به «فروغی» و «ذکاالملک» متولد 1255 هجری قمری از نویسندگان نامور و روشنفکر عصر قاجاریه بود. در سال 1291ه.ق که ناصرالدین‌شاه به مناسبت طرح بنای باغ عشرت‌آباد در آنجا حضور داشت، وی قصیده‌ای برای شاه سرود. شاه شعر را پسندیده و او را ملقب به «فروغی» کرد. زمانی که اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات و دارالترجمه بود، محمدحسین در کار مطبوعات با او همکاری می‌کرد و بعد به مدیری دارالترجمه و مترجمی زبان عربی و فرانسه رسید. دستگاه دارالترجمه دولتی هم که در آن برخی مترجمان قابل کار می‌کردند گرایش قطعی به روشنفکری داشت و آثار سودمندی را چاپ می‌کرد که نشر آنها با اوضاع سیاسی زمانه چندان سازگار نبود.

بعد از به قدرت رسیدن مظفرالدین شاه، روشنفکران به این نتیجه رسیدند که محیط سیاسی و اجتماعی کشور، متفاوت با نیم قرن حاکمیت ناصرالدین شاه است و فضای موجود را برای نشر افکار و آگاهی دادن به مردم مناسب دیدند، در نخستین گام میرزا محمد حسین فروغی روزنامه تربیت را بنیان نهاد. هدف از تأسیس روزنامه تربیت توسط ذکاالملک اول، که روشنفکر و ادیب زمانه خود بود، آگاهی دادن به مردم آن روزگار بود. در برخی منابع آمده است که وی به درخواست سید جمال‌الدین اسدآبادی و به قصد ایجاد بیداری در مردم به تأسیس روزنامه اقدام کرد. ذکاالملک نیز در سرمقاله شماره224 تربیت، هدف خود از نگارش روزنامه را بسط معرفت و بصیرت و رهایی از نادانی ذکر کرده است.

 روزنامه تربیت در تهران به زبان فارسی و با مجوز وزارت انطباعات در روز پنجشنبه یازدهم ماه رجب سال 1314 ه.ق منتشر شد. روزنامه در چاپخانه سنگى دولتى (مطعبه دولتى دارالخلافه تهران) در چهار صفحه و گاه در هشت صفحه منتشر مى‌ شد. آخرین شماره آن در روز پنجشنبه 29 محرم 1325ه.ق با شماره 434 منتشر شد و پس از 9 سال از انتشار بازماند. روزنامه از ابتدای چاپ تا پایان به صورت هفتگی و در بیش از 25 شهر داخل و خارج از جمله برلن (سرپرستی نشریه تربیت در اروپا)، بادکوبه، تمام روسیه، قم، کردستان و... توزیع می‌شد.

تربیت، نخستین روزنامه غیر دولتی بود که به‌ عنوان یک نشریه آزاد و غیر وابسته نام گرفت. مدیر و صاحب امتیاز روزنامه، محمد حسین ذکاالملک بود. آزاد بودن روزنامه تربیت به این معنی نبود که بدون نظارت دولت منتشر می‌شد. این روزنامه نیز مانند سایر نشریات باید قبل از انتشار به تأیید وزیر انطباعات می‌رسید و روزنامه‌هایی که چنین نمی‌کردند توقیف می‌شدند. روزنامه از حمایت‌های دولت، مانند استفاده از چاپخانه دولتی، معافیت پستی بی‌بهره نبوده اما اسنادی وجود دارد که در آن ادعا شده که تمام مخارج این روزنامه با دولت بوده است. تربیت یکی از مطبوعات تأثیرگذار عصر خود بود و یکی از بهترین روزنامه آن دوران به شمار می‌رفت. این روزنامه زمینه ساز آگاهی‌رسانی به جامعه آن روز عصر قاجار و سرآغاز تحول در مطبوعات ایران شد، به طوری که پس از انتشار تربیت، روزنامه‌های مردمی دیگری نیز در ایران پا گرفتند. موضوعات و محتوای تربیت از اخبار علمی، اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی و مقالات و مطالب تألیف و ترجمه شده تشکیل می‌شد که با بیان و زبان خاص خود، مردم را به سمت مطالعه، جذب و تشویق می‌کرد و چون با زبانی در لفافه صحبت می‌کرد، معمولاً ایرادی به آن وارد نمی‌شد.

محمدحسین ذکاالملک فروغی با نثر خاصی روزنامه نگاری می‌کرد. روزنامه او در جریان مشروطه خواهی با مقالاتی چون «تحقیق در تاریخ دولت مشروطه»، «فواید مجلس شورای ملی» و... با مردم همگام و همراه بود. او تلاش می‌کرد مردم جامعه ایران را با علوم جدید شکل گرفته در دنیا آشنا کند. بنابراین با نگارش مقالات از افراد صاحب نظر در زمینه‌های مختلف، تلاش می‌کرد تفکر نوینی در زندگی آنها ایجاد کند؛ تلاشی که در نگاهی دیگر، روزنامه را به تجدد طلبی و بیگانه پرستی محض متهم می‌کند. اکثر مقالات توسط محمدعلی فروغی نوشته یا ترجمه می‌شد که معمولاً در زمینه پیشرفت‌های غرب بود. علاوه بر این، روزنامه به نقد کتب موجود در بازار می‌پرداخت و از مردم می‌خواست که مانع خواندن برخی از کتب نامناسب توسط فرزندان خود شوند و از این طریق سعی داشت تا وجود خرافات در جامعه قاجار را کم کرده و مردم را به سمت و سوی علم و عقلانیت سوق دهد. اخبار درج شده در روزنامه تربیت نشان می‌دهد که روزنامه در مدارس نیز مورد توجه دانش‌آموزان بوده و توسط آنها خوانده می‌شد.

محمدحسین فروغی در دوره ناصری که تدریس علوم سیاسی در دارالفنون ممنوع بود، مجبور شد برای رسیدن به مقصود یعنی آگاه کردن دانش‌آموزان دارالفنون، علوم سیاسی، فلسفه و تاریخ را طوری تدریس کند که با نتیجه‌گیری از عقاید فلاسفه و مورخان، محصلان به نظریات سیاسی مختلف آگاه شوند. او ضمن تدریس تاریخ عمومی جهان و ادبیات دنیا بویژه اروپا و عقاید فلسفی فلاسفه از یونان باستان تا عصر برگسون، به طور ضمنی و غیرمستقیم علوم سیاسی را در قالب مسائل فلسفی و تاریخی به دانش‌آموزان دارالفنون می‌آموخت.

یکی دیگر از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که در کارنامه فرهنگی محمدحسین فروغی به جای مانده است، مدیریت مدرسه‌ علوم سیاسی است. پس از تأسیس مدرسه‌ علوم سیاسی در سال 1278هجری شمسی، ذکاالملک اول، ابتدا به‌عنوان معلم ادبیات فارسی تدریس می‌کرد. زمانی که او ریاست مدرسه را بر عهده گرفت، فرزندش محمدعلی فروغی را به معاونت و استادی مدرسه منصوب کرد. پدر و پسر در تدریس تاریخ، فلسفه، ادبیات و مبانی علوم سیاسی سعی و اهتمام داشتند. محمدحسین فروغی به زبان فرانسه و عربی آگاهی داشت و برای تدریس، جزواتی را از زبان‌های خارجی به فارسی ترجمه می‌کرد. بسیاری از کتب معروف نیز با همت و نگارش و تصحیح فروغی به چاپ رسید که از جمله آنها می‌توان به کتاب‌های «تاریخ ملل شرق» «تاریخ ساسانیان» و... اشاره کرد.

محمدحسین فروغی را پدر روزنامه نگاری غیر دولتی ایران می‌نامند. وی که از طریق نگارش، نقش مؤثر و وسیعی در بیداری مردم در عهد قاجاریه و همچنین آگاه‌سازی جامعه در جهت نیل به مشروطه و قانون خواهی داشت و به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشت در سال 1325ه.ق در سن 70 سالگی در تهران درگذشت و در «ابن‌بابویه» به خاک سپرده شد.

منابع:

اعتماد السلطنه، منتظم ناصری، تهران، دنیای کتاب، 1367، ص 336.

زهرا آذرنیوش

پژوهشگر تاریخ

روزنامه ایران

تاریخ: سه شنبه 2 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS