دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سالروز وفات شیخ بهایی

No image
سالروز وفات شیخ بهایی

كلمات كليدي : شيخ بهايي، ملاصدرا، حدائق المقربين، الفوائد الصمديه.

نویسنده : سيد حامد شريعت مداري

محمد بن حسين بن عبد الصمد حارثى، معروف به شيخ بهايى در سال 953 هجرى در شهر بعلبك لبنان به دنيا آمد. نسب شيخ به حارث همدانى، صحابى جليل القدر امير المؤمنين (ع) مى‌رسد[1].

شيخ بهايى در دوران كودكى همراه پدر به ايران سفر نمود، پدر بزرگوارش چون از حاميان دولت صفويه -که به تازگي شکل مي گرفت- بود، با شهادت «شهيد ثاني» احساس خطر نموده، از منطقه خود کوچ نمود.

مقدارى از تحصيلات خود را در وطن فرا گرفت. در زمان شاه طهماسب اول به اصفهان وارد شد و در آنجا نيز با تحصيل علوم مختلف ظرف مدت كوتاهى به مقبوليتي عام دست يافت و از سوى شاه عباس صفوى نهايت احترام را به خود اختصاص داد[2].

شيخ بهايى پس از شيخ على منشار« پدر همسرش»، منصب شيخ الاسلامى[3] دولت صفويه را عهده‌دار شد و از امكانات اين دولت شيعى نهايت استفاده را براى ترويج تشيع نمود.

وى پس از مدتى قصد سفر كرد و مسافرتى طولانى را آغاز نمود[4]. يكى از عواملى كه باعث اين سفر شد، علاقه شيخ به سياحت و ديدن و تجربه اندوزى بود. عامل ديگر كه سهم مهمى در اين سفرها داشت، حسادت اطرافيان بود كه نمى‌توانستند موقعيت و احترام شيخ را در دربار صفوى تحمل كنند.

وي مشرب عرفاني داشت و از برجسته‌ترين عرفاي زمان خود بود. لذا با ميرداماد و مير فندرسکي مناسباتي داشت. ديوان اشعار مثنوي وی به سبک مولاناست و غزلیاتش شباهت بسياري با غزلیات حافظ دارد[5].

سفرها:

شیخ بهايى حدود 30 سال از عمر خود را در سفر گذراند و به شهرها و كشورهاى گوناگون سفر نمود؛

1- پس از دوران رشد و تحصيل ،از اصفهان به عراق و حجاز رفت و عتبات عاليات را زيارت نموده و حج خانه خدا را نيز به انجام رساند.

2- در سفرى به مشهد مقدس همراه شاه عباس كبير فاصله اصفهان تا مشهد رضوى را پياده طى نمود.

3- سفرى به كشور مصر داشت و در آنجا كتاب معروف خود، كشكول را تأليف كرد.

4- سفر به كشورهاى روم و شام و بيت المقدس را پس از مراجعت از مصر در برنامه خويش داشت.

5- از شام عازم حلب شد و در پايان عمر خويش به اصفهان برگشت و ساليانى چند در آن ديار ساكن شد.

متأسفانه جز چند يادداشت مختصر توسط بعضى اطرافيان و همراهان شيخ، سفرنامه‌اى از اين سفرهای 30 ساله به دست ما نرسيده است،[6]

جامعيت:

جامعيت در علوم و فنون يكى از خصايص شيخ بهايى است.[7] او در زمينه‌هاى گوناگون نظير: تفسير، حديث، فقه، اصول، رجال ،فلسفه، دعا، لغت، رياضي، نجوم، شعر و ادب فارسي و چندین دانش دیگر بيش از 80 تأليف دارد. تا آنجا که شاگردش (پدر علامه مجلسي) در مورد او مي گويد :

من به مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و علو مرتبه نديده‌ام[8].

برخي از کتب اين بزرگوار نظير مفتاح الفلاح تا مدتها مورد مراجعه و کتاب مرجع به شمار مي آمده که علماء زيادي بر آن شرح و حاشيه نگاشته‌اند. در فنون مختلف نظير مهندسي ، رمل و اسطرلاب نيز مهارت وي‍ژه‌اي داشت. از كارهاى عمرانى فراوان وي مي‌توان به اقدامات وی در مرقد امير المؤمنين (ع)، مسجد امام اصفهان و منار جنبان، حمام گرم اصفهان و بسياري بناهاي به ياد ماندني ديگر را نام برد، که هر يک از جمله عجائب آن دوران است.

او آنچنان بزرگوار بود كه اهل تسنن او را سنى شمرده و صوفيه او را از بزرگان تصوف مى‌پنداشتند.[9]

اساتيد:

اساتيد او منحصر به اساتيد شهر خودش نبود و در هر منطقه‌اي از اساتيد مبرز آن ديار استفاده مي نمود؛ پدرش حسين بن عبدالصمد، شيخ عبدالمالک کرکي پسر محقق کرکي(م 993)، شيخ عبدالله يزدي، ملا علي مذهب مدرس (در علوم عقلي و رياضي)، شيخ احمد کجائي معروف به پير احمد که در قزوين از او بهره برد، عماد الدين محمود نطاسي (در طب)، محمد بن ابي الحسن بکري (استاد او در الازهر مصر)[10] نمونه‌ای از این بزرگواران هستند که شیخ از دانش این‌ها استفاده کرده است.

شاگردان:

شاگردان شيخ به ده‌ها نفر مى‌رسند كه در بين آنان علمايى والا مقام ديده مى‌شود؛ ملا محسن فيض كاشانى، ملا محمد صالح مازندرانى، مرحوم محمد تقى مجلسى (مجلسى اول)، سلطان العلماء، سيد حسن بن سيد حيدر كركى، ملا صدراي شيرازي وچندین و چند دانشمند دیگر که از خرمن فیوضات ایشان استفاده نمودند، از جمله این افراد هستند.

تأليفات:

با وجود سفرهاى طولانى و منصب‌هاى اجرايى كه شيخ با استفاده از آنها به ترويج مكتب تشيع مبادرت مى‌ورزيد، هيچ گاه از امر مهم تأليف و تصنيف غافل نمانده به طورى كه در علوم مختلف تأليفاتى دارد. تعدادی از این آثار عبارتند از:

مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليله؛

العروه الوثقى در تفسير سوره حمد؛

مشرق الشمسين در تفسير آيات الأحكام؛

حدائق المقربين در شرح صحيفه سجاديه؛

جامع عباسى، كتابى فقهى تا پايان بحث حج؛

الاثني عشريات الخمس، كتابى فقهى از بحث‌ طهارت تا حج؛

الفوائد الصمديه در نحو، بحر الحساب كتابى مفصل در علم حساب؛

خلاصه الحساب که تلخيص بحر الحساب و بهترين تأليف در علم حساب قديم است، و بارها بر آن حاشيه نوشته‌اند و علاوه بر فارسى به زبان‌هاى ديگرى مانند آلمانى نيز ترجمه شده است؛

كشكول، اولين كتاب با نام كشكول از شيخ بهایی بوده و پس از او اين نام براى كتب بسيارى انتخاب شد؛

شرح چهل حديث، كه به اعتقاد صاحب نظران از نظر علمى بهترين كتابى است كه تا كنون با عنوان چهل حديث تأليف شده است؛

ديوان اشعار عربى و فارسى[11].

وفات:

ايشان در سال 1030 هجري قمري ديده از جهان فرو بست و بدن مطهر او را از اصفهان به مشهد مقدس انتقال داده و در جوار امام رضا (ع) به خاك سپردند. نماز او را شاگرد بزرگوارش مجلسى اول اقامه كرد که در آن نزديك به 50 هزار نفر شركت داشتند[12].

مقاله

نویسنده سيد حامد شريعت مداري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS