دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شیداى اهل بیت علیهم السلام

No image
شیداى اهل بیت علیهم السلام

شیداى اهل بیت علیهم السلام

اربلى در فرصت هاى مناسب در کتاب کشف الغمّة گاهى با نظم و زمانى با عبارت هاى شیوا، عشق و علاقه خود را به اهل بیت عصمت(علیهم السلام)ابراز مى دارد. او در ضمن شرح حال امام حسین(علیه السلام)مى نویسد:

«هنگامى که قلم به دست گرفتم که این کتاب را تألیف نمایم اهتمام جدّى داشتم که تک تک ائمه اطهار(علیهم السلام) را بعد از شرح حال و ذکر فضائل و مناقب با یک قصیده اى مدح نمایم. البتّه نه به خاطر این که مقام و منزلت آن ها را بالا ببرم زیرا آنان در اعلاترین رتبه و بلندترین مقام قرار دارند و منزلت آن گرامیان بالاتر از آن است که من بتوانم فضیلتى را برایشان اثبات نموده و بر شرافت آنان بیفزایم بلکه فقط خواستم یاد من با مدح و ستایش آن بزرگوران جاودانه شود و به نسل هاى آینده بفهمانم که من بنده اى از بندگان آنان، بلکه عبدى براى بندگان آنان هستم.»([25])

وى در ضمنِ ذکر مناقب امام چهارم(علیه السلام) با نهایت تواضع و خاکسارى عشق عمیق خود را به اهل بیت(علیهم السلام) چنین مى نمایاند: آنان مشعل هاى نور و سروران برگزیده اند، امین هاى نیک سیرت و پارسایان پاکیزه اند و هر یک از ایشان در عصر خود، راهنماى هدایت بوده اند. على بن الحسین(علیه السلام) یکى از درختان باشکوه بوستان آل محمّد(علیهم السلام) است که شاخه هاى شرف و امامت از وجود او ادامه مى یابد. زبان من توانایى شمارش مفاخر و مناقب وى را ندارد و عبارات من در مقام توصیف عظمت او نیست، چطور یک بشر خاکى مى تواند ستارگان افلاکى را وصف نماید. کلمات من درباره آن گرامى در حدّ افق فهم و درک من مى تواند باشد نه به گستره عظمت شخصیّت آن بزرگوار، البتّه نیتِ من رساتر از سخن من است.([26])

اربلى همچنین در خاتمه کتاب خود به عنوان حسن ختام قصیده اى سروده و با تقدیم به اهل بیت(علیهم السلام) براى آخرین بار اظهار ارادت مى کند و مطلع آن چنین است:

اَیُّها السّادَةُ الاَئِمّهُ اَنْتُم *** خیرَةُ اللهِ اَوّلاً وَ اَخیراً

اى پیشوایان بزرگوار، شما همواره ـ از اوّل خلقت عالم تا آخر آن ـ بهترین خلق خدا بوده و خواهید بود.

سوگوار امام حسین(علیه السلام)

على بن عیسى در موارد متعددى حزن و اندوه خود را از حوادث غم بار کربلا اظهار مى دارد و حتّى گاهى تحمّل خود را از شنیدن و نقل مصیبت هاى حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)از دست مى دهد. او مى گوید:

گاهى شنیدن این اوضاع و احوال شدیداً دل مرا به درد مى آورد و نمى توانم این مصائب را آن چنان که رخ داده بنگارم. من سال هاست که در روز عاشورا و در مجالس عزادارى برخى از این مصائب و روضه ها را نمى توانم گوش کرده و تحمّل نمایم و از شدّت ناراحتى بر آن چه که بر آن حضرت و اهل بیت(علیهم السلام) وى گذشته است، گاهى مشرف به هلاکت مى شوم و تا آن جا که مى توانم بر آن حضرت و اهل بیتش گریه مى کنم و بر قاتلان و دشمنانشان لعن و نفرین مى فرستم. امّا حزن و اندوه من با این ها تسکین نمى یابد و در مصیبت آن جناب نمى توانم آرامش حقیقى خود را بازیابم.»([27])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS