28 بهمن 1395, 5:13
«و هر کس که بر خدا اعتماد کند، او برای وی بس است 1. خدا فرمانش را به انجام رسانده است. به راستی که خدا برای هر چیزی اندازهای مقرّر کرده است.» سؤالات انسان ها از راز و رمز زندگی،بسیار بیشتر از آن است که بتوان آنها را شمرد؛ امّا در این میان بعضی از سؤالها اساسیتر و بنیادی تر هستند و شاید سؤال از نقطه تکیه و امید در فراز و نشیب طوفان زندگی در بالاترین درجه اهمیت و حساسیت قرار گرفته باشد. به چه چیز باید دل بست؟ از که باید کمک خواست و به کجا امید باید داشت؟ افراد مختلف بنا به ذوق، آگاهی، ایمان و تجربه خود به سؤال فوق پاسخ های متفاوت میدهند. بسیاری ثروت را کلید حلّ معما می دانند و آن را یگانه نقطه خوشبختی و سعادت میدانند. گروهی تکیه بر اریکه قدرت را، مایه نجات دانسته،تلاش می کنند با کسب موقعیت بهتر در جامعه بر مشکلات خویش فائق آیند. گروهی کسب علم و معرفت را نردبان ترقی میدانند، امّا شاید بعضی دوست داشته باشند بدانند خداوند چه می گوید. او که خالق ماست یعنی تمامی اجزای بدن ما، نیازهای ما، عواطفِ ما، احساسات ما و عقل و شعور ما را آفریده و به تمامی خیر و شر زندگی ما آگاهی دارد و مهربان تر از او کسی نیست و همه دنیا با تمام عظمت و شگفتیهای آن در دست تدبیر اوست، حرفی دیگر می زند و آن سفارش و تأکید بر تکیه و اطمینان به خود اوست. او در کلام جاودانه خود دوباره این نکته را یادآوری کرده است که: «بر خدا توکلّ کن؛ چرا که خداوند کسانی را که به او توکلّ کنند، دوست میدارد. اگر خدا شما را یاری کند هیچ کس نمی تواند شما را شکست دهد و اگر خدا پیروزی را برای شما نخواست، چه کسی قادر به پیروز کردن شماست؟ و البته مؤمنان باید بر خدا توکلّ کنند.»2 توکل به او به معنای نکوشیدن و به دست نیاوردن قدرت و ثروت و کسب علوم نیست که اینها اگر از راه طبیعی و در مسیری که خداوند فرموده کسب شوند، مطلوب و مورد رضایت خداوند است.خود او از ما می خواهد که پی کسب و کار برویم، تلاش کنیم و برنامهریزی داشته باشیم، به همنوعان خود کمک کنیم؛ در راه او انفاق کنیم؛خویشتن و جامعه خویش را اصلاح نماییم، و همه این ها اگر ثروت،علم و قدرتی نباشد، محقق نخواهد شد. توکّل به معنای سستی در کار و تنبلی و امور را به تقدیر زمان واگذار کردن، نیست؛ بلکه بدان معناست که در عین حال که انسان به امور مادّی توجه دارد و به دنبال کسب آنهاست و برای داشتن یک زندگی سالم و موفق نیاز به امکانات دارد، نقطه امیدش اینها نباشند؛ آنها را ابزاری بداند که خداوند در اختیار او گذاشته است و تمام اثر آنها به دست خداست. چه بسا قدرتی که انسان را ذلیل کند و چه بسا ثروتی که آدمی را فقیر سازد، و چه بسا قدرت و ثروت و دانشی که دنیای انسان را آباد، ولی آخرت او را خراب سازد! توکلّ به خدا یعنی به قدرت، لطف، مهربانی و پشتیبانی خداوند ایمان داشتن؛ همه چیز را از خدا دانستن، و در سایه لطف و امداد او با نشاط و امید حرکت کردن. توکّل یعنی اسباب را دیدن، ولی اثر و کارایی اسباب را از خداوند دانستن. با هم آیاتی از قرآن کریم را مرور کنیم که خداوند به سرگذشت سه انسان اشاره می کند که هر یک نمادی از سه گزینه کامل ثروت و قدرت و دانش بودند؛ امّا اینها سودی به حالشان نبخشید: قارون، فرعون و هامان. 3 و قارون و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم]. و به راستی موسی برای آنان دلایل آشکار آورد، ولی آنها در آن سرزمین سرکشی نمودند و [با این همه بر ما] پیشی نجستند. و هر یک [ از ایشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] کردیم… .» نکته آخر این که: انسان همیشه به دنبال مطلق ها و بی نهایتهاست. به دنبال هر چیز که می رود، می خواهد خود را به دریایی برساند که پایانی نداشته باشد. این صفت برخاسته از فطرت و سرشت خداجوی اوست که مطلق و بی نهایت است، امّا چون در این مسیر هوای نفس و آرزوهای دور و دراز ره زنی می کنند، به جای این که او به سرچشمه زلال توحید و قدرت و ثروت و دانش مطلق، یعنی به خدا برسد، به آن چه خود ساخته و پرداخته مشغول میشود. از این رو باید گفت: هر کس که به دنبال قدرتی نامحدود، ثروتی بدون زوال و علمی گسترده است، باید به خدا توکّل کند ،او را بشناسد و با او باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان