دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله حسینعلی راشد

No image
تدریس آیت الله حسینعلی راشد

بر کرسى تدریس

آقاى راشد از همان دوره آغازین طلبگى به تدریس نیز همّت مى ورزید چرا که این کار منافع متعددى را در پى دارد که مهمترین آنها، تقویت آموخته ها و تربیت نسلى هوشمند است. امّا درخشان ترین برگه زندگى معلّمى وى، ورود به «دانشگاه الهیّات» و پرورش فرهیختگانى است که به آن مى پردازیم.

در سال 1324 هـ .ش. از حجت الاسلام و المسلمین راشد دعوت رسمى به عمل آمد تا در دانشگاه به تدریس بپردازد[31]) لذا آن فیلسوف و خطیب نامور به جرگه استادان دانشگاهى وارد شد تا رسالت دینى خود را در عرصه «تعلیم» و «تربیت» انجام دهد. وى، در شرح حالى که در سال 1327ش. نگاشته، مى گوید:

«... مشاغل علمى این جانب فعلاً عبارت است از: هفته اى شش ساعت درس که در دانشکده معقول و منقول مى گویم، سه ساعت فقه و سه ساعت فلسفه و هفته اى یک درس خطابه ـ که در مدرسه عالى سپهسالار براى طلاّب و محصّلین مى گویم ـ و بعضى درسهاى آزاد که گاهى براى طلاّب و محصّلین از فلسفه یا فقه مى گویم.»([32])

دکتر مهدى محقّق از آن استاد خبیر و فرزانه چنین یاد مى کند:

«... وقتى دوره دکترى دانشکده علوم معقول و منقول در سال 1334 افتتاح گردید، من و شمارى از دانشجویان... در درس «اسفار» ملاّ صدرا، که آن مرحوم (راشد) تدریس مى کرد، حاضر مى شدیم. او به روش دورههاى عالى دانشگاههاى غرب، درس را به صورت «سمینار» اداره مى کردیعنى دانشجویان را در قرائت متن و شرح و گزارش آن شرکت مى داد...».

وى پس از نقل جلسات گوناگون علمى استادان و دانشجویان مى گوید:

«... آنچه را که مرحوم راشد در مباحثات و مفاوضات بیان مى داشت، واقعاً فصل الخطاب و سخن پایانى بود.»([33]).

آقاى راشد که ریاست گروه فلسفه و حکمت اسلامى را به عهده داشت، در سال 1345ش. بازنشسته شد و از آن پس تا دو سال پیش از رحلت به تدریس همین دروس در مدرسه عالى سپهسالار ادامه داد.([34])

در ضمن در همان ایّام مقام وزارت معارف و نیابت تولیت مدرسه سپهسالار به آقاى راشد پیشنهاد شدامّا ایشان نپذیرفت.([35])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

ظاهر فیلم آنقدر ساده است که در وهله اول تماشاگر را میخکوب می‌کند. یک داستان ساده و روی کاغذ بی‌ارزش، که با تصاویر چنان کوبندگی‌ای پیدا می‌کند که به آسانی ما را درگیر خودش می‌کند...
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

در "قاعده تصادف" اما خبری از این رویاگونگی، روایت پیچیده و بازی با زمان نیست. یک داستان ساده خطی است که در فرمی دایره وار روایت می‌شود. چالش اصلی اما جایی اتفاق می‌اُفتد که برداشت دو نسل از اخلاقیات به میان می‌آید...
سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

«لوافی» فقط خواسته که کار شسته رفته‌ای تحویل بدهد. نه خلاقیتی در دکوپاژ و نه بازی‌هایی خاص. همه چیز به صورت مکانیکی اجرا شده. شوری در صحنه‌ها نیست. سرمای عجیبی در بُن لحظات احساسی فیلم هست...
Powered by TayaCMS