دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حمایت از علما

No image
حمایت از علما

حمایت از علما

نقل کرده اند فردى که به دانش خود مغرور شده بود، در سخنانى اظهار داشت: «در دین ملاّها نقصان وجود دارد.» این سخن وقتى به گوش حاجى کرباسى رسید، غیرتش به جوش آمد، دستور داد وى را احضار کنند وقتى آن فرد خاطى به حضور آیت الله کرباسى آمد، خطاب به وى گفت:

«شنیده ام عباراتى نادرست و موهن بر زبان جارى نموده اى! اگر صحت دارد، مجازاتى سخت در پى خواهى داشت. چرا به گروهى انسان که عمر خود را صرف کسب معارف دینى و نشر علوم قرآن و عترت نموده اند، چنین تهمتى مى زنى؟!»

آن فرد وقتى با صلابت و قاطعیت مرحوم کرباسى مواجه گردید، به دروغ جواب داد: «مرا جنون ادوارى است و چنین کلامى را در حالت مذکور گفته ام.» و طبیبى را به شهادت طلبید، آن طبیب هم وقتى دید این مرد باید مجازات شود، براى نجاتش دیوانگى او را مورد تأیید قرار داد از این جهت حاجى از مجازاتش درگذشت. اما براى آن که عبرتى براى دیگران باشد و دیگر کسى این جرأت را به خود راه ندهد که گروهى را که اسوه دین داران و پارسایان هستند، متهم به کاستى در دیانت کند، او را که در منطقه مازندران اقامت داشت، به مدت یک سال به نجف آباد اصفهان تبعید کرد که با وساطت آیت الله سید محمدباقر شفتى از این وضع رهایى یافت.([51])

اصولاً آیت الله کرباسى نسبت به علماى دین و راویان حدیث، علاقه اى منبعث از باورهاى مذهبى داشت و شدت این اشتیاق در حدّى بود که وقتى در قم به زیارت بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) مى آمد، به حوالى مسجد امام حسن عسکرى(علیه السلام) که مى رسید، از کنار رودخانه کفش از پاى بیرون مى آورد و با پاى برهنه به سوى صحن مطهر حرکت مى کرد هنگامى که از او پرسیدند: چرا با پاى برهنه راه مى روید؟ در پاسخ فرمود:

«محدثان و راویان حدیث خاندان عترت و طهارت در این منطقه مدفون هستند و اینجا مزار آن بزرگان است و دوست ندارم با کفش بر مرقد پاکشان گام نهم.»([52])

از کارهاى دیگرى که قدرشناسى وى را نسبت به علماى سلف تأیید مى کند، باز سازى مرقد صاحب بن عبّاد است. وى در معطوف ساختن توجه مردم به مقام و مرقد این عالم فاضل و وزیر شیعى، فعالیت زیادى نمود و بر این امر مداومت ورزید.([53]) مسجدى که آیت الله کرباسى در آن به تدریس و وعظ مشغول گشت، از آثار صاحب بن عبّاد به شمار مى رفت. و بدن نام برده در محله باب دریه، که به نام باب طوقچى و گاه میدان کهنه خوانده مى شود، به خاک سپرده شده است و آرامگاهش اکنون آباد بوده و به صورت حسینیه اى درآمده که عزاداران حسینى در آن به نوحه سرایى مى پردازند.([54]) و این همه، به دلیل تلاش هاى تبلیغى آیت الله کرباسى است.

احساس فروتنى در برابر آقا سید محمدباقر حجت الاسلام (سید شفتى) نمونه اى دیگر از احترام این فقیه براى مشاهیر شیعه و علماى اسلامى است و این تواضع و مقدم داشتن سید شفتى بر خود، در حالى بود که آیت الله کرباسى مرجعى نامدار و فقیهى عالى مقام بود و شهرت علمى اش در جهان تشیّع پیچیده بود.([55])

آیت الله کرباسى در پذیرش شهادت افراد دقت زیادى داشت از باب نمونه نقل کرده اند: شخصى خدمت ایشان براى موضوعى گواهى داد. آن جناب پرسید: شغل تو چیست؟ گفت: غسّال هستم. پس آداب و احکام غسل دادن و امورى را که دانستن آن ها براى وى لازم بود، از این شخص پرسید و او هم جواب داد غسّال که از موشکافى هاى آیت الله کرباسى شگفت زده شده بود، خطاب به وى عرض کرد:

«ما بعد از آن که شخص متوفا را دفن مى کنیم، در گوشش مى گوییم خوشا به سعادت تو که از دنیا رفتى و براى اداى شهادت، خدمت حاجى کرباسى نرسیدى!»([56])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد ابراهیم کرباسی

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

ظاهر فیلم آنقدر ساده است که در وهله اول تماشاگر را میخکوب می‌کند. یک داستان ساده و روی کاغذ بی‌ارزش، که با تصاویر چنان کوبندگی‌ای پیدا می‌کند که به آسانی ما را درگیر خودش می‌کند...
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

در "قاعده تصادف" اما خبری از این رویاگونگی، روایت پیچیده و بازی با زمان نیست. یک داستان ساده خطی است که در فرمی دایره وار روایت می‌شود. چالش اصلی اما جایی اتفاق می‌اُفتد که برداشت دو نسل از اخلاقیات به میان می‌آید...
سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

«لوافی» فقط خواسته که کار شسته رفته‌ای تحویل بدهد. نه خلاقیتی در دکوپاژ و نه بازی‌هایی خاص. همه چیز به صورت مکانیکی اجرا شده. شوری در صحنه‌ها نیست. سرمای عجیبی در بُن لحظات احساسی فیلم هست...
Powered by TayaCMS