دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد و تقوا

No image
زهد و تقوا

مرحوم سید موسى زر آبادى به شیخ على اصغر شکرنابى خیلى عنایت داشتند. مرحوم زرآبادى با شیخ على اصغر به یکى از روستاهاى قزوین مى روند ـ منطقه اى کوهستانى و صعب العبور ـ وارد روستا مى شوند ولى کسى آنان را به خانه نمى برد. یک شیخ و یک سید آمده اند به روستا و دو سه جا مراجعه مى کنند ولى کسى پذیرا نمى شود. شیخ على اصغر مى گوید: آقا! من چند سال درویشى کرده ام اگر اجازه مى دهید من بساط درویشى را پهن کنم؟ آقا موسى مى گویند: باشد، مدحى بخوان. شیخ شروع مى کند به مدح خواندن، مردم بیرون مى ریزند وجمع مى شوند. شیخ هم مدایح امیرالمؤمنین و ائمّه(علیهم السلام) را مى خواند و مى گوید: مى خواهم اولین نفر چراغ را روشن کند. همه مى گویند: ما حاضریم، شما چه مى خواهید؟ شیخ مى گوید: من از شما چیزى نمى خواهم، من و این آقا سید امشب در این روستا میهمان شما هستیم، ما را ببرید و پذیرایى کنید. یکى بلند مى شود و مى گوید: آقا! بفرمایید خانه ى ما. شیخ، درویشى را تمام مى کند و مى روند خانه ى آن حاجى، میزبان از آن ها پذیرایى خیلى گرمى مى کند، و احترامشان مى نماید. صبح که مى شود آقا موسى به شیخ على اصغر مى گویند: این حاجى خوب پذیرایى کرد یک چیزى به او بده، شیخ على اصغر مى گوید: چى بدهم؟ از روى زمین یا از زیر زمین بهش چیزى بدهم؟ آقا مى گوید: نه، همین جا زیر زمین خیلى چیزهاست، چیزى به او بده. حاجى را صدا مى زنند، سپس آقا موسى مى گویند با او شرط کن که یک حسینیّه و یک مسجد بسازد، این جا حسینیه و مسجد ندارد. شیخ على اصغر رو مى کند به صاحب خانه و مى گوید: در عوض پذیرایى یک گنجى به تو نشان مى دهیم به شرط آنکه یک حسینیه بسیار خوب و یک مسجد بسیار خوب در این روستا بسازى و بقیّه ى آن هم مال خودت باشد. مرد تعجب مى کند که آیا ممکن است چنین چیزى؟ بالاخره جاى گنج را نشان مى دهند و مى گویند: این جا را بکن به گنج مى رسى.

آرى علماى ربّانى این گونه بودند که راه که مى رفتند مى دانستند در زیر زمین و در چند مترى خودشان چه خبر است و در عین حال با آن زهد و تقوا زندگى مى کردند. بنا به گفته ى مرحوم حاج شیخ مجتبى قزوینى، شیخ على اصغر پس از دوازده سال گذرش به آن روستا مى افتد، مى بیند یک مسجد بسیار زیبا و یک حسینیه عالى آن جا هست، مى پرسد: این حسینیه و مسجد را که ساخته است؟ مى گویند یک حاجى این جا بود، او ساخته است. آیا زنده است؟ خیر، بچّه هایش هستند؟ بله! پسرانش زنده هستند. شیخ مى گوید: آیا مى شود مرا راهنمایى کنید تا پسرش را ببینم؟ بله! منزل پسرش را به او نشان مى دهند، شیخ وارد منزل مى شود، فرزندان حاجى جمع مى شوند. شیخ مى پرسد: پدر شما از کجا پول آورده و این مسجد و حسینیه را ساخته است؟ آن ها مى گویند: درویشى و سیّدى دوازده سال قبل این جا آمدند و مهمان باباى ما شدند. باباى ما از آن ها پذیرایى کرد، آن ها هم در مقابل یک گنجى به او نشان دادند و شرط کردند که یک مسجد و حسینیه بسازد. پدر ما هم به قولش عمل کرد. آنگاه شیخ على اصغر هم بلند مى شود و مى رود.([19])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

زهر سیاست، پاد زهر کودکی

«تنهای تنهای‌تن‌ها» با نشان دادن زندگی چند کودک در شهری بندری به ما کودکانه زیستن و کودکی کردن را یادآوری می‌کند: شادی، جنب و جوش، بی‌پیرایگی، خیال پردازی‌های دور و دراز، قهر و آشتی‌های دوست‌داشتنی…
رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

رعشه | نقد فيلم دربنـــــــــد

ظاهر فیلم آنقدر ساده است که در وهله اول تماشاگر را میخکوب می‌کند. یک داستان ساده و روی کاغذ بی‌ارزش، که با تصاویر چنان کوبندگی‌ای پیدا می‌کند که به آسانی ما را درگیر خودش می‌کند...
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

در "قاعده تصادف" اما خبری از این رویاگونگی، روایت پیچیده و بازی با زمان نیست. یک داستان ساده خطی است که در فرمی دایره وار روایت می‌شود. چالش اصلی اما جایی اتفاق می‌اُفتد که برداشت دو نسل از اخلاقیات به میان می‌آید...
سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

سرد و ملال آور | نقدي بر فیلم برلین منفی هفت

«لوافی» فقط خواسته که کار شسته رفته‌ای تحویل بدهد. نه خلاقیتی در دکوپاژ و نه بازی‌هایی خاص. همه چیز به صورت مکانیکی اجرا شده. شوری در صحنه‌ها نیست. سرمای عجیبی در بُن لحظات احساسی فیلم هست...
Powered by TayaCMS