دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضمار

No image
اضمار

كلمات كليدي : اضمار، علم عروض، مُضْمَر، موقوص، مجزول

در لغت به معنی «لاغر کردن چهارپایان» و در اصطلاح عروض سه تعریف برای آن ذکر شده:

الف- ساکن کردن دومین حرف فاصله که متحرّک است؛

ب- ساکن کردن دومین حرف سبب ثقیلی را که در اوّل رکن قرار گرفته است؛

ج- ساکن کردن دومین حرف جزء (تفعله).

اضمار در متفاعلن آن است که تای مُتَفاعلن را ساکن گردانند تا مُتْفاعلن شود، آن گاه به جای آن مستفعلن می‌گذارند که «مضمر» است.

زِحاف اضمار را اگر با زِحاف خَبْن جمع کنند، مفاعلن می‌شود که «مضمرِ مخبون» است و آن را «موقوص» می‌گویند، و اگر با زحاف طی جمع کنند، مفتعلن می‌شود که «مضمرِ مَطْوی» است و آن را «مجزول» می‌گویند، و اگر با زحاف قطع جمع کنند مفعولن می‌شود که «مضمرِ مقطوع» است، و اگر با زحاف حَذَذ جمع کنند، فع‌لن می‌شود که «مضمر احذّ» است، و اگر با زِحاف اِذاله جمع کنند، مستفعلان می‌شود که «مضمرِ مُذال» است، و اگر با زحافِ ترفیل جمع کنند، مستفعلاتن می‌شود که «مضمرِ مُرَفّل» است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امکان اخص Contingency,probability

بنابراین باید امکان را مقابل ضرورت دانست؛ اما بسته به اینکه واژه امکان در مقابل چه ضرورتی مطرح شود، معانی مختلفی از امکان خواهیم داشت.
No image

فاعل بالتسخیر

No image

علت صوری

No image

علت مادی

No image

فاعل جبری

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS