دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در بیان عقل وهوی

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: عاقل کسى است که در اجابت حقّ و اطاعت فرمان وى، در نهایت هموارى باشد و حرف حق از هر که بشنود، قبول کند و سر از او نپیچد، و در گفتار به انصاف باشد و هر چه مشتمل به ظلم و تجاوز از حق باشد، از کسى نشنود و در اطاعت باطل سر سخت باشد و سر به اطاعت او فرو نیارد. و به انصاف باشد و در صدد آن نباشد که هر چه گوید خواه حقّ و خواه‌ باطل، بجا نشاند. بلکه هر گاه ظاهر شود که خطا کرده است، برگردد و تا ممکن باشد از براى نفع دنیا، ترک آخرت نکند و به خسران آخرت، راضى نشود و خسران دنیا را بر خسران آخرت اختیار نماید.
در بیان عقل وهوی
در بیان عقل وهوی

قال الصّادق علیه السّلام: العاقل من کان ذلولا عند إجابة الحقّ، منصفا بقوله، جموحا عند الباطل، خصیما بقوله، یترک دنیاه و لا یترک دینه.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: عاقل کسى است که در اجابت حقّ و اطاعت فرمان وى، در نهایت هموارى باشد و حرف حق از هر که بشنود، قبول کند و سر از او نپیچد، و در گفتار به انصاف باشد و هر چه مشتمل به ظلم و تجاوز از حق باشد، از کسى نشنود و در اطاعت باطل سر سخت باشد و سر به اطاعت او فرو نیارد. و به انصاف باشد و در صدد آن نباشد که هر چه گوید خواه حقّ و خواه‌[1]باطل، بجا نشاند. بلکه هر گاه ظاهر شود که خطا کرده است، برگردد و تا ممکن باشد از براى نفع دنیا، ترک آخرت نکند و به خسران آخرت، راضى نشود و خسران دنیا را بر خسران آخرت اختیار نماید.

و دلیل العاقل شیئان، صدق القول، و صواب الفعل.

مى‌فرماید که: نشانه عاقل دو چیز است، گفتار راست، و کردار درست.

و العاقل لا یحدّث بما ینکره العقول، و لا یتعرّض للتّهمة، و لا یدع مداراة من ابتلى به.

مى‌فرماید که: عاقل باید حرفى نگوید که هر گاه به سمع عقلا رسد، انکار کنند، و نیز باید که در عرضه تهمت، نشود و به حکم: «اتّقوا مواضع التّهم»، از گفتار و کردارى که مظنّه تهمت باشد، احتراز کند، و نیز باید با مردم مدارا کند و به هموارى سلوک نماید، و با مؤالف و مخالف و دوست و دشمن، این طریقه را از خود فوت نکند.

و یکون العلم دلیله فی اعماله، و الحلم رفیقه فی أحواله، و المعرفة یقینه فی مذاهبه.

مى‌فرماید که: عاقل باید علم، دلیل او باشد در کردار. یعنى: هر چه کند موافق علم باشد و علم را مرشد و هادى خود داند و هر چه کند به اشاره او کند و در هیچ کار دست از او بر ندارد.

و نیز حلم باید رفیق او باشد و در جمیع حالات از درشتى و بد خلقى، محترز باشد و در همه حال، خواه صحّت و خواه مرض و خواه در خلأ و خواه در ملأ، ملازم یقین و معرفت باشد و از مقتضاى معرفت و یقین منحرف نشود، و خلل در او راه ندهد، و هر کدام از این فقرات، خبرند و به معنى انشاء، و از براى کمال رغبت و میل به وقوع مضمون اینها، تعبیر به خبر شده است، چنانکه در عربیّت مذکور است.[2]

و الهوى عدوّ العقل، و مخالف للحقّ، و قرین الباطل.

مى‌فرماید که: هواى نفس و پیروى خواهشهاى نفسانى، دشمن عقل است و عقل را نابود مى‌کند، و نیز مقتضاى هوا، متابعت باطل و مخالفت حقّ است، چنانکه معلوم است.

و قوّة الهوى من الشّهوات.

و قوّت هوا و زور آن، از شهوت نفس است. یعنى: پیروى کردن لذّتهاى نفسانى و مرتکب شدن شهوتهاى جسمانى، قوّت مى‌دهد هواى نفس را، زیاد مى‌کند طول امل و آرزوها را.

و اصل علامات الهوى من اکل الحرام و الغفلة عن الفرائض، و الاستهانة بالسّنن، و الخوض فی الملاهى.

مى‌فرماید که: سبب حدوث هوى و طول امل، سه چیز است:

یکى- خوردن حرام و اجتناب ننمودن از حرام و مغشوش.

دوم- مسامحه کردن در فرایض و واجبات، سهل گرفتن آنها، خواه ترک کردن، یا انجام دادن و خوب انجام ندادن، و آداب و قواعد آن را اهتمام ننمودن.

سوم- فرو رفتن در ملاهى و مکروهات، و کارهاى لغو و بى فایده کردن.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 251
  • [2] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 252
  • [3] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 253

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امکان اخص Contingency,probability

بنابراین باید امکان را مقابل ضرورت دانست؛ اما بسته به اینکه واژه امکان در مقابل چه ضرورتی مطرح شود، معانی مختلفی از امکان خواهیم داشت.
No image

گادامر (2002-1900)

پر بازدیدترین ها

No image

مراتب و درجات عقل

No image

علم اخلاق

صفات خداوند

صفات خداوند

No image

فلسفه اشراق

Powered by TayaCMS