دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صحابه از منظر قرآن

No image
صحابه از منظر قرآن

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : صحابه، عدالت صحابه، عملكرد صحابه، صحابه نزد اهل سنت، صحابه در قرآن

یکی از راههای بررسی ادله عدالت صحابه و نقد آن، سنجش صحابه در قرآن است. خداوند در قرآن در موارد مختلف اصحاب را مخاطب خویش قرار داده است و در مواردی مدح و در مواردی برخی صحابه را توبیخ می­کند. با توجه به اهمیت عدالت تمام صحابه نزد اهل­سنت، این دیدگاه را با بررسی صحابه از منظر قرآن به نقد می­کشیم.

مهاجرین و انصار

در منطق قرآن صحابه به دو دسته کلی مهاجر و انصار تقسیم می­شوند و این تقسیم به دلیل کار ارزشی این صحابه است. مهاجرین به کسانی گفته می­شوند که پس از فرمان خداوند به هجرت، از مکه به مدینه هجرت کردند تا زمانی که فتح مکه واقع شد. انصار به اصحاب آن حضرت که اهل­مدینه بودند گفته می­شد که از دو قبیله اوس و خزرج تشکیل شده بودند. اما کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند نه از مهاجرین محسوب می­شوند و نه از انصار. این مطلب را امیرالمومنین علی(ع) در رد پیشنهاد معاویه می­گوید که خواستار انتخاب خلیفه از طرف شوری(شورای مهاجرین و انصار) شده بود در حالی که خودش را جز ایشان می­پنداشت.[1]

ارزش صحابه

قرآن ارزش هر فرد و بلکه هر انسان مومن و مسلمانی را به ایمان و عمل صالح او و در یک کلمه به تقوای او مشروط کرده است. به این ترتیب تمام آیاتی که از ارزشمندی صحابه حکایت می­کند مشروط به استقامت در این راه و منحرف نشدن از طریق حق است. بنابراین اصحاب بدر و یا مهاجر و انصار تا زمانی که بر ایمان باقی باشند، ارزشمند و عادل خواهند بود. در این رابطه باید برای شناخت ملاکهای حق، به ملاکهای قرآن و سنت و عقل رجوع کرد و از تاریخ و حدیث و تفسیر و...صحابه فاسق و منافق و مرتد و مریض القلب و مومن را شناخت. بنابر این آیات الهی علاوه بر اینکه عدالت تمام صحابه را ثابت نمی­کند، خود دلیلی بر بطلان عدالت جمیع صحابه است.

ملاک برتری در قرآن

إن أکرمکم عند الله اتقاکم.[2]

قطعا این آیه به مراتب مسلمین و از جمله مخاطبین اولیه آیه یعنی صحابه را اشاره می­کند و ملاک ارزش مسلمین نزد خداوند را تقوی اعلام می­کند. تقوی در مفهوم گسترده خود ایمان و عمل صالح را در ربردارد که مطمئنا تمام صحابه از این جهت با هم تفاوت بسیاری دارند و یکسان نیستند. بطور کلی قرآن درجات انسانها را در این دنیا و در بهشت به دلیل عملکرد انسانها متفاوت قرار داده است[3] و یکی از علل تفاوت درجات انسانها را آزمایش انسانها به سبب داراییشان خوانده­است.[4] واضح است که برخی انسانها بر اثر حسادت و عوامل دیگر برتری دیگران را برنمی­تابند که از نظر خداوند امری ناپسند است و قرآن آن را نهی کرده است.[5] از جمله کسانی که خداوند فضل و درجات ایشان را برتر از دیگران قرار داده صاحبان علم و مومنین حقیقی و مجاهدین در راه خدا هستند.[6] قرآن تقوی، علم، مجاهدت، ایمان و...را از جمله ملاکهای ارزشی دینی برای برتر شدن از دیگران یاد کرده و ما در بین صحابه یقینا تفاوت چشمگیری در این امور خواهیم دید و این خود نشان دهنده عدم تساوی صحابه در اعمال و درجات است.

صحابه از دید قرآن

همانطور که آیات مختلف و بسیاری در مورد ارزشمند بودن اعمال و ایمان برخی صحابه اشاره شده، به نکوهش عمل و ایمان برخی دیگر نیز پرداخته شده است و این خود شاهدی بر وجود صحابه عادل و غیرعادل است. قرآن در جواب ادعای برخی از صحابه که خود را مومن قلمداد می­کردند اعتراض می­کند و قائل است که بوئی از ایمان نبرده­اند و قلوبشان خالی از ایمان است.[7] آری این آیه اصحاب پیامبر(ص) را به مومن و مسلمان تقسیم می­کند که از نظر باطن و ایمان قلبی نسبت به هم تفاوت دارند. تفاوت باطنی صحابه تاحدی بود که خداوند بر دروغ و ادعائی بودن ایمان برخی از صحابه شهادت دهد.[8] به این ترتیب بی­ایمان بودن برخی از صحابه ثابت می­شود[9] که قرآن در موارد مختلف از ایشان یاد کرده و عملکرد ایشان را مورد انتقاد قرار داده است.

عملکرد صحابه منافق

قرآن کریم با توجه به عدم ایمان منافقین همیشه به توبیخ اعمال این افراد می­پرداخت. عمده ترین اعمال منافقین برپائی جنگ روانی علیه مومنان بود. این افراد به حدی در مسلمانان شیوع داشتند که به راحتی اعمال منافقانه خود را انجام می­دادند، از جمله دشمن هراسی و شایعه پراکنی،[10] ساختن مسجد ضرار،[11] فرار از معرکه جنگ،[12] اذیت و آزار به پیامبر(ص) واهل­بیت(ع) و مومنین،[13] منت گذاشتن بر پیامبر(ص)،[14] نقشه ترور امیرالمومنین علی(ع)و پیامبر(ص)،[15] همکاری با دشمنان دین(کافران و اهل کتاب)،[16] کینه داشتن از پیامبر(ص)،[17] هیچ انگاشتن وعده­های خداوند و پیامبر(ص)،[18] فساد کردن به ادعای اصلاحات،[19] پیمان بستن بر غصب خلافت،[20] امرکردن به منکرات و نهی نمودن از کارهای خیر،[21] عدم انجام صحیح احکام به دلیل بی­ایمانی،[22] ....که همگی نشانگر جنگ درونی در جبهه مسلمین است. این همه خیانت همگی نشانگر بی­ایمانی برخی صحابه است که از قول فرزندان این نوع صحابه یعنی فرزند معاویه بیان شده است:

لعبت هاشـــــم بالملک فلا خبر جاء و لا وحـــــــی نزل‌

لیت أشیاخی ببدر شــهدوا جزع الخزرج من وقع الأسل‌

لأهلوا و استهــــــــلوا فرحا و لقالوا یا یزیــــــــد لا تشل‌

فجزیناه ببـــــــــــــــدر مثلا و أقمنا مثل بــــــدر فاعتدل‌

لست من خندف إن لم أنتقم من بنی أحمد ما کان فعــل[23]

منافق

قرآن کریم علاوه بر مبارزه با منافقین به تعریف منافق پرداخته. این آیات کلیاتی از صفات مومنین و منافقین را ارائه می­دهد که نشانگر وجود این افراد در توده مسلمین (صحابه) بوده است. یکی از علائم مهم منافقین عدم هماهنگی بین زبان و قلب ایشان است.[24] این بهترین نشانه شناخت منافق است. چنانکه خداوند می­فرماید: و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى‌کنند، و مى‌گویند: ما ایمان آورده‌ایم! (ولى) هنگامى که با شیطانهاى خود خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‌کنیم![25] منافقین بین کفرو ایمان سرگردان هستند.[26] بلکه بعداز ایمان رویگردان شده­اند. [27] همانند مشرکان به خداوند سوء ظن دارند[28] و به گمان خود به فریب خداوند مشغولند.[29] به بهانه زن و بچه و اموال از میدان جهاد فرار می­کنند و برای جهاد مانع تراشی می­کنند[30] با این حال این بهانه را برای پیامبر(ص) نقل می­کنند و خواستار طلب مغفرت از سوی آن حضرت هستند.[31] ولی باز با تکبر به تمسخر طلب مغفرت پیامبر(ص) می­پرداختند[32] با این همه خیانت، به خود جرأت می­دادند که بخاطر اسلامشان بر پیامبر(ص) منت ­گذارند!! [33] پیامبر(ص) را در زندگی خصوصی اذیت کرده و بر زنان آن حضرت طمع می­کنند![34] به همین دلیل خداوند به زنان پیامبر(ص) دستور می­دهد که مراقب نحوه حرف زدن خود باشند.[35] اهمیت دشمن شناسی در سنگر خودی یعنی شناخت منافق کمتر از شناخت دشمن خارجی نیست و به همین دلیل خداوند سوره­ای به عنوان منافقون نازل نمود و دستور می­دهد که ایمان حقیقی داشته باشید[36] به علت گستردگی و پیچیدگی و وابستگی منافقین به شجره ملعونه تشبیه شدند[37]و به پیامبر(ص) فرمان داد که همانطور که با کفار در جهاد است با منافقین نیز بجنگد.[38]

بیمار دل

خداوند در قرآن کریم به دو عنصر خیانت پیشه در برابر دستاوردها و قوانین الهی اشاره شده ، یکی از این گروه به منافقین و دیگری به بیمار دلان معرفی شده­اند. فرق بین این دو گروه از بیان هردو عنوان در یک آیه استفاده می­شود؛ زیرا خداوند فرموده:

إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‌ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ.[39]

جهت فکری و اعتقادی منافقین و بیمار دلان همسو است و هیچ فرقی از این جهت ندارند ولی در مواجهه با اسلام و دین بین بیمار دلال و منافقین فرق است و احتمال دارد که خداوند منافقینی که ظاهر سازی بیشتری داشتند را به بیمار دل معرفی کند تا به دیگران علت عدم ایمان آنها را با وجود اسلام ظاهری بیان نموده باشد و احتمال دارد که مریض القلب با پذیرش اسلام و ایمان در نهادش تیرگی و کدرورت وجود داشته باشد؛ اما منافق هرگز در قلبش ایمان نفوذ نکند!

عاقبت منافقین

خداوند عاقبت کفار و مشرکین و منافقین و بیماردلان را یکسان قرار داده ووعده عذاب دردناک را به همه این افراد داده است.[40] چراکه این افراد به صورتهای مختلف با خداوند و رسالت و اهداف آن مخالفت نمودند و هر یک به نحوی دشمنی خودش را ظاهر ساخته. با این وجود چگون می­توان معتقد به عدالت تمام اصحاب از جمله منافقینی شد که برای انحراف رسالت از مسیر اصلی خود تلاش کردند و دست به جعل و تحریف و تغییر زدند و به فرموده قرآن به جاهلیت رجوع کردند.[41]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS