دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عیب جویی نکن

No image
عیب جویی نکن

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مؤمن باید مانند آیینه باشد و زشتی ‌ها و زیبایی ‌های برادر دینی خود را نشان بدهد. منت‌ها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است.

عاقبت عیب جویی از دیگران

عیب در لغت به معنی كمبود در ذات چیزی یا صفتش می‌باشد و در مقابل آن صحت و سلامتی است.[ مصطفوی، حسن؛ التحقیق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368، اول، ج 8، ص 270] عیب جویی یكی از رذایل اخلاقی است كه قرآن با تعبیر‌های مختلف از آن نهی كرده و عیب‌جو را مورد نكوهش قرار داده است.[خرمشاهی، بهاء الدین؛ دانش نامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید، 1377، اول، ج 2، ص 1501] عیب‌پوشی نقطه مقابل تجسس و عیب جویی است و در فضیلت و شرافت آن همین بس كه یكی از اوصاف خدای سبحان است (خداوند ستار العیوب است).[نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی، (جامع السعادات) ترجمه جلال الدین مجتبوی، تهران، حكمت، 1366، دوم، ص 360]ریشه و اساس پیدایش این عیب‌جویی در دل انسان از دیدگاه علم اخلاق می‌تواند موارد زیر باشد: 1- عیب جویی نتیجه عداوت و حسد است به این معنا كه اگر كسی كینه و دشمنی دیگری را در دل داشته باشد به دنبال عیوب او می‌افتد تا آن‌ها را پیدا كند و رسوایش سازد. 2- تجسس ممكن است در برخی موارد از آثار طغیان قوه شهوت باشد به این معنا كه شخص بدون اینكه كینه و حسد نسبت به دیگران داشته باشد دنبال لغزش‌ها و عیوب آن‌ها می‌افتد.[حقانی زنجانی، حسین؛ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، تهران، دانشگاه الزهرا، 1383، اول، ص 117] به طوری كه در این قوه نوعی پستی و زبونی پدید می‌آید كه فرد بیمار از آشكار شدن زشتی‌‌ها و عیوب دیگران، شاد می‌شود.[ علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص 363.] 3- بدگمانی از عوامل دیگر عیب جویی و بدگویی است.[ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، پیشین، ص 129]

راه علاج

هر كسی با مراجعه به نفس خویش متوجه می‌شود كه خودش مانند دیگران خالی از عیوب نیست و خداوند از روی لطف، صفات بد و زشت و اشتباهات او را از دیگران مخفی كرده است.[ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، پیشین، ص 120] توجه به این نكته همچنین توجه به آثار شوم عیب جویی بر خود فرد و دیگران،‌چه دنیوی و چه اخروی، از مهمترین راهكار‌های درمان این صفت زشت است. حضرت امیر (علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «مَنْ نظَرَ فی عَیْبِ نَفْسِهِ اِشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیرِهِ »[ محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحكمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1379، دوم، ج 9، ث 4216.] «هر كه عیب خود را ببیند از پرداختن به عیب دیگران باز ایستد.»

تجسس ممدوح یا عیب جویی جایز

لازم به تذكر است كه اطلاع از عیوب دیگران و تجسس در امور مردم در برخی موارد، مذموم نیست، از جمله:1- عیب جویی از خود در جهت خودیابی و خودسازی (رفع اشكالات و دفع بیماری‌‌های اخلاقی). 2- كشف عیوب دیگران در انتخاب افراد مسئول برای مسئولیت‌‌های اجتماعی و نیز انتخاب همسر و...3- عیب جویی از بیگانگان و زیر نظر گرفتن افراد اجنبی و مشكوك، جهت جلوگیری از رسیدن به اهداف شوم خود.4- در عیوبی كه فراگیر هستند، برخی از آن‌ها را مورد توجه قرار دادن و بازگو کردن آن جهت اخطار و هشدار به دیگران.5- بازگو کردن برخی عیوب به افراد ذی‌صلاح و دلسوز و مربی جهت علاج و اصلاح.[ همان، ص 241.]

بازگو کردن عیوب مردم

چون اسلام برای حیثیت و آبروی مؤمن ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است باید این امر مهم را به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مؤمن لطمه ای وارد نشود.می‌گویند: نیاز‌های اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند یعنی از آن محدوده نباید تجاوز کرد .حضرت علی (ع) فرمود: «نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است.» « فهرست غرر /ص382»امام حسن عسگری (ع) فرمود: « کسی که برادر دینی خود را در پنهان پند دهد زینت بخش او شده است ، اما اگر در برابر دیگران نصیحتش کند موجب سرشکستگی او می‌شود . » « تحف العقول / ص 36»

نصیحت در نهانی بهتر آید

گره از جان و بند از دل گشاید

پیامبر گرامی‌اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌‌های مؤمنان را جستجو نكنید، زیرا هر كه دنبال عیب ‌های مؤمنان باشد، خداوند عیب ‌های او را دنبال كند و هر كه خداوند تعالی عیوبش را جستجو كند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.

هدیه ای به نام عیب

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «محبوب‌ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.» «تحف العقول ، ص 273 – اصول کافی – وسائل شیعه »پس کسی که ادعای دوستی می‌کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی‌دهد و هر گونه نقص و عیبی که می‌بیند بی‌اعتنا از آن می‌گذرد دوست واقعی نیست و چه بسا دشمن انسان ( هر چند از روی دشمنی ) خدمتی به انسان می‌کند و عیوب او را تذکر می‌دهد ، که اگر تذکر نمی‌داد او نمی‌توانست به سادگی به عیوب خود پی ببرد.

کتمان عیب خیانت است

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مؤمن باید مانند آیینه باشد و زشتی‌ها و زیبایی‌های برادر دینی خود را نشان بدهد منت‌ها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است .امام صادق (ع) فرمودند: « کسی که برادر دینی خود را گرفتار عمل ناپسندی می‌بیند و می‌تواند او را از این کار باز دارد اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است.» « بحار الانوار چاپ بیروت، ج72/ص65»عیب‌زدایی و عیب‌جویی از جمله ویژگی ‌های انسان مؤمن و متخلّق (کسی که خود را تغییر بدهد و با کس دیگر همخو شود و خوشخویی کند) به اخلاق حسنه است. همه می‌دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به شمار می‌رود ولی عیب زدایی از صفات بسیار خوب و پسندیده است زیرا انسان در صورتی کامل می‌شود که عیوب خود را برطرف سازد و شکی نیست که تمام افراد بشر جز معصومان نواقص و کمبودهایی دارند و هیچ یک از گناه و اشتباه خالی نیستند .

چگونه به عیوب خود پی ببریم؟

پس انسان برای عیب زدایی یا بهتر بگویم برطرف کردن عیوب خود اول باید آن‌ها را بشناسد. اما چگونه انسان به عیوب خود آگاه می‌شود ؟پاسخ: انسان می‌تواند از سه راه به عیب خود واقف شود:

  1. مراقبت و محاسبه ؛ یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشد و خودش را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد ، به ویژه اگر خود را با معیار‌ها و الگو‌های مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند چون خودش را فاقد فضیلت‌های آن‌ها می‌بیند به خوبی می‌تواند به عیوب خویش پی ببرد .2. عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بداخلاق، که به قول سعدی، لقمان را گفتند: ادب از که آموختی ؟ گفت: از بی ادبان. 3. معاشرت با دوستان مخلص و صدیق که از نصیحت کردن تو دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی عیوب تو را بدون تملّق و چرب زبانی تذکّر دهند .بله ، دوستان واقعی و با ایمان می‌توانند در این مسیر بهترین راهنما برای انسان باشند.از این رو است که امام صادق (ع) فرمودند:

«سعی کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید: یک قسمت برای عبادت و خلوت با خدا ، یک قسمت برای تأمین معاش و تحصیل (به دست آوردن) هزینه زندگی ، قسمتی برای رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی که شما را به عیوبتان آگاه می‌سازند و قلباً نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز برای تفریح و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید. به وسیله این ساعت استراحت می‌توانید خود را برای ساعت دیگر آماده کنید . » « بحار الانوار / چاپ بیروت ج 75/ ص 321؛ تحف العقول ، ص 307»

عیب‌جویی نکن

پیامبر گرامی‌اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌‌های مومنان را جستجو نكنید، زیرا هر كه دنبال عیب ‌های مومنان باشد، خداوند عیب ‌های او را دنبال كند و هر كه خداوند تعالی عیوبش را جستجو كند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.(کتاب نهج الفصاحه)بعضی ‌ها در دیدن هم خسیس اند!گروهی از مردم هستند که بدی ‌های مردم را می‌بینند و مهم می‌شمارند ولی خوبی ‌ها را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند، و اگر دیدند آن‌ها را ناچیز و غیر قابل اعتنا می‌شمارند و برای خوبی آن‌ها ارزشی قائل نیستند. این گروه عینک بدبینی به چشم دارند و همواره در جستجوی بدی‌های مردمند. اگر کسی ده‌ها صفت خوب داشته باشد و یک صفت بد، صفات خوبش را نادیده می‌گیرند و حتی یک بار هم از آن‌ها نام نمی‌برند، ولی روی آن صفت بد انگشت می‌گذارند و مکرر به زبان می‌آوردند. اینان بیمارند و به مرض عیب‌جویی مبتلا هستند. اولیای گرامی‌اسلام به پیروان خود توصیه کرده‌اند آنان را دشمن خود بدانید و از معاشرت با این فرومایگان ناپاکدل بپرهیزید که از شرشان در امان نخواهید بود. حضرت علی(ع) فرموده‌اند:البته باید دشمن ترین آدم ‌ها نزد تو و دورترین اشخاص از تو کسانی باشند که در عیب‌جویی از مردم اصرار بیشتری دارند. و نیز فرموده‌اند: از آمیزش و مجالست با عیب جویان پرهیز کن که همنشین آنان از آسیب‌شان در امان نمی‌ماند.

امام جعفر صادق (ع) در حدیثی گهربار فرموده است: هر كس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متكبران است.حفص بن غیاث مى گوید: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى علیه السلام را نخوانده‌اى؟ «اصول كافى، جلد8، صفحه128».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS