دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امتیاز نفت شمال

No image
امتیاز نفت شمال

كلمات كليدي : نفت شمال، شوروي، كافتارادزه، ساعد، مصدق، مجلس چهاردهم

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

مسئله «امتیاز نفت شمال» زمینه یکی از جدی‌ترین بحران‌های مجلس چهاردهم و حتی کشور را فراهم آورد. سال 1312ش در امتیاز دارسی، بعد از ماه‌ها گفت‌وگو و کشمکش، میان حکومت رضاشاه و شرکت نفت، تجدید نظر، و با عنوان «قرارداد 1933» اجرا شد؛ از این رو مسئله نفت، در عمل از جرگه مباحث و ملاحظه‌های سیاسی و اقتصادی خارج شد.

تمدید و تجدید امتیاز دارسی، مثل آتشی زیر خاکستر، پنهان بود که درخواست روس‌ها برای سپردن امتیاز کشف و بهره‌برداری از نفت کویر خوریان به آنها، این آتش را شعله‌ور ساخت. درواقع، شوروی در برابر امتیازی که در جنوب به دولت انگلیس داده شده بود، امتیازی همانند آن را از ایران درخواست کرد.

چگونگی طرح امتیاز نفت شمال

در اسفند 1322 دو هیئت انگلیسی و آمریکایی از سوی «شرکت نفت سوکونی- واکیوم»، «سینکلر آمریکایی» و «شرکت رویال داچ شل انگلیسی - هلندی» به تهران آمدند و هر دو، امتیاز نفت را در ناحیه‌های جنوب شرقی ایران درخواست کردند. مذاکره‌ها و حتی حضور نمایندگان مزبور در تهران، محرمانه مانده بود و جز چند نفر از مقام‌های بلندپایه دولت، کسی از گفت‌و‌گوهای «ساعد» با آنان اطلاعی نداشت[1] تا اینکه در مجلس از دولت سؤال شد و «دکتر رادمنش»، سخنگوی فراکسیون حزب توده اعلام کرد که با دادن امتیاز به دولت‌های خارجی، به‌طور کلی مخالفیم.[2]

به محض اینکه شوروی‌ها از طریق عوامل خود از مذاکرات نفت آگاه شدند، آنها نیز دست به کار شدند و در شهریور 1323، هیئتی را به ریاست «سرگئی کافتارادزه»، معاون وزارت خارجه شوروی به تهران فرستادند تا امتیاز نفت شمال را درخواست کند. وی پس از ملاقات با نخست‌وزیر و جلب‌نظر مساعد وی، به شمال رفت تا قسمت‌های نفت‌خیز آن مناطق را بررسی کند و در بازگشت، درخواست امتیاز استخراج نفت را در بعضی از استان‌های شمالی ایران به دولت داد.[3]

واکنش دولت ساعد به دادن امتیاز به شوروی

پس از مدتی سکوت و سیاست دولت، سرانجام، دولت ساعد در ۱۶ مهر 1323، در جلسه خصوصیِ مجلس شورای ملی اعلام داشت: «هیئت دولت تصمیم گرفته است که موضوع اعطای امتیاز نفت، تا خاتمه جنگ جهانی و معلوم شدن وضعیت اقتصادی جهان، مسکوت بماند.»[4] این تصمیم دولت اقدامی علیه شوروی تلقی شد و رئیس هیئت نمایندگی شوروی، آن را رویه‌ای با هدف تیرگی روابط دو کشور توصیف کرد.[5]

مقصود اصلی دولت شوروی از گرفتن امتیاز نفت شمال، داشتن یک منبع اقتصادی و ایجاد موازنه نفوذ با انگلیس در ایران بود. سیاست دولت شوروی همواره این بود که از حضور نیروهای خود در ایران و از اتفاق نظری که با دولت انگلیس، رقیب دیرینه خود در ایران حاصل کرده بود و از فتوحاتی که پس از عقب‌نشینی سپاهیان آلمان از استالینگراد در جبهه مشرق اروپا نصیبش می‌شد و از کرسی‌هایی که برای دوستان و موافقان سیاسی خود در مجلس شورای ملی به دست آورده بود، برای گرفتن امتیازهایی از ایران و از جمله امتیاز نفت به نحو احسن استفاده کند.[6]

27 شهریور 1323 نخست‌وزیر ساعد، در یک سخنرانی، به صورت رسمی، نظر خود را درباره اعطای امتیاز اعلام داشت و پس از ذکر تاریخچه‌ای از پیشنهادهای رسیده و اقدام‌های دولت، اظهار کرد که در جریان مذاکره با کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی برای حفظ منافع عالی کشور در حال و آینده، در جلسه ۱۱ شهریور 1323 هیئت وزیران، تصمیم گرفته شد که پیش از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی، مطالعه اعطای هیچ‌گونه امتیاز خارجی، ضروری نیست.

دو هفته پس از این تصمیم‌گیری، آقای «کافتارادزه» جانشین کمیسر خارجی دولت شوروی به تهران آمد و درباره درخواست امتیاز نفت در برخی از منطقه‌های ایران با ساعد مذاکره کرد.[7]

بعد از سخنرانی ساعد در مجلس شورای ملی، روز دوم آبان، کافتارادزه، یک کنفرانس مطبوعاتی در محل سفارت بزرگ شوروی تشکیل داد و اظهار داشت: «... دولت اتحاد جماهیر شوروی در نظر دارد امتیاز نواحی آذربایجان شمالی و گیلان و مازندران و قسمتی از ناحیه سمنان و چند ناحیه از خراسان شمالی (شمال قوچان) را تحصیل کند.»[8]

واکنش حزب توده و مصدق به امتیاز نفت شمال

پنجم آبان‌ 1323 حزب توده ایران با همکاری «شورای متحده مرکزی کارگران» و تحت حمایت سربازان شوروی، جلسه‌های بسیاری در تهران تشکیل داد و تظاهراتی علیه ساعد و شهردار تهران در خیابان‌های پایتخت به راه انداخت.[9]

ساعد، ناگزیر در مجلس، توضیحاتی درباره مذاکرات شرکت‌های خارجی داد و پس از او دکتر مصدق، نماینده نخست تهران با توجه به موقعیت کشور و کلیه جریان‌ها، سخنرانی مفصل و مشروحی درباره امتیاز نفت کرد و در پایان آن، طرح قانونی را عنوان کرد که به امضای عده‌ای از نمایندگان رسیده بود، که آن طرح، تصویب شد.

طرح تصویب‌شده به این شرح است: «ماده اول: هیچ نخست‌وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام آنها و یا معاونت می‌کنند، نمی‌توانند راجع به امتیاز نفت از هیچ‌یک از نمایندگان رسمی و غیررسمی دول مجاور و غیرمجاور یا نمایندگان شرکت‌های نفت و هرکس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد، بکند یا اینکه قراردادی امضا نماید. ماده دوم: نخست‌وزیران و وزیران می‌توانند، برای فروش نفت و طرزی که دولت ایران، معادن نفت خود را استخراج و اداره می‌کند، مذاکره نمایند و از جریان مذاکرات باید مجلس شورای ملی را مستحضر نمایند. ماده سوم: متخلفین از مواد فوق، به حبس مجرد از سه تا هشت سال و انفصال دائمی از خدمات دولتی محکوم خواهند شد. ماده چهارم: تعقیب متخلفین از طرف دادستان دیوان کشور، محتاج به این نیست که مجلس شورای ملی آنها را تعقیب نموده باشد و اجازه بدهد دادستان مزبور، وظیفه دارد که متخلفین از این قانون را بر طبق محاکمه وزراء، مصوب 16 و 20 تیرماه 1307 تعقیب نماید.»[10]

دکتر مصدق در مجلس تأکید داشت که امتیاز جدیدی درباره نفت داده نشود و از سیاست موازنه منفی پیروی شود و چون دولت انگلیس، نفت جنوب را در اختیار داشت، از این نظریه استقبال می‌کرد. آمریکا نیز برای اینکه شوروی به نفت ایران دست نیابد، پذیرفته بود که فعلاً از گرفتن امتیاز، دست نگه دارد و مجلس چهاردهم محل برخورد سیاست‌های شوروی، انگلیس و آمریکا شد و مصدق و سیدضیاء در مقابل هم قرار گرفتند.

نمایندگان حزب توده مجلس، علاقه‌مند بودند که امتیاز نفت شمال به شوروی داده شود و دیگر نمایندگان، امتیاز سابق را زیان‌بار نمی‌دانستند و مخالفتی با آن نداشتند؛ به انگلیس نیز حق می‌دادند که از قرارداد نفت استفاده کند؛ ولی با دادن امتیاز جدید موافق نبودند؛ در حالی‌ که آیت‌الله کاشانی در همین تاریخ در زندان بود و انگلیسی‌ها را تهدید کرده بود که در آینده، یک قطره نفت به آنها داده نمی‌شود.[11]

تصویب طرح مصدق که به صورت قانون درآمد، جنجال زیادی به پا کرد. در مجلس، عده زیادی، مخالف آن بودند و هنگام بحث، هیاهوی زیادی به راه افتاد؛ اما سرانجام به تصویب رسید. دولت ساعد از زیر بار مسئولیت امتیاز نفت رها شد؛ اما مخالفان زیادی نیز پیدا کرد. ساعد در آبان 1323 از نخست‌وزیری کناره گرفت.[12]

در این هنگام، بیشتر نمایندگان مجلس به نخست‌وزیری دکتر مصدق، تمایل نشان دادند، تا وی قضیه نفت را حل کند. مصدق نیز طی دو نامه به مجلس و شاه اطلاع داد که مقام نخست‌وزیری را به شرطی قبول می‌کند که امکان بازگشت وی به مجلس در صورت استعفا از نخست‌وزیری تضمین شود و چون با این امر موافقت نشد، «سهام‌السلطنه بیات» نخست‌وزیر شد.[13]

مصدق پیشنهاد کرد: «دولت اتحاد جماهیر شوروی به نفت احتیاج دارد و دولت ایران هم در عالم مجاورت، نباید نفت خود را با دیگران معامله کند. من تصور می‌کنم که در این مجلس چنین پیشنهادی بگذرد؛ یعنی دولت ایران متعهد شود که در مدت معلوم در قرارداد، مازاد نفت معادن شمال را به نرخ متوسط بین‌المللی که در هر سال معین می‌شود، به دولت شوروی بفروشد. برای استخراج معادن نفت شمال هم یا شرکت سهامی بین‌المللی که برای اتباع ایران و سایر دول، سهمی در آن معلوم کنند یا شرکت‌های سهامی مختلط ایرانی که سهام آن را دولت و ملت ایران قبول کنند، تشکیل شود.»

احسان طبری، نظریه‌پرداز حزب توده، درباره واگذاری امتیاز نفت شمال چنین اظهار عقیده می‌کرد: «در مسئله واگذاری امتیاز به روس‌ها معتقدیم که برای حل بسیاری از مشکلات کنونی یک کشور ورشکسته، مانند کشور ما در وضع حاضر، خودداری از اعطای امتیاز به خواستاران، حرکت غلط و یک‌طرفه‌ای است.»[14]

متأسفانه پیشنهاد امتیاز نفت شمال که از سوی دولت شوروی به ایران داده شد، در معرض افکار عمومی قرار نگرفت و آن قسمت از پیشنهاد که کافتارادزه در کنفرانس مطبوعاتی دوم آبان‌ 1323 بیان کرد، بدین شرح است: «بدیهی است که صاحب‌امتیاز پرداخت‌های فنی و پرداخت‌های از روی منافع و مبالغی که در قرارداد به جای معاف شدن از پرداخت مالیات، مشروط شود، تأدیه خواهد کرد. ضمناً دولت اتحاد جماهیر شوروی حاضر است پرداخت‌های حداقل امتیاز را که تعیین خواهد شد، تضمین کند. صاحب‌امتیاز متعهد خواهد بود که مواد نفتی را با شرایط استمهالی؛ چه برای احتیاجات دولت و چه برای احتیاجات اهالی کشور ایران، بدهد.»[15]

چند‌روز پس از تصویب طرح دکتر محمد مصدق، کافتارادزه در مصاحبه‌ای با روزنامه‌نگاران و چند‌ نفر از نمایندگان مجلس در محل سفارت شوروی، پیشنهاد امتیاز شوروی را به سود ایران دانست و عمل مجلس را در تصویب طرح دکتر مصدق، یک اشتباه شمرد و روز بعد، ایران را بدون خداحافظی با مقامات رسمی ترک کرد.[16]

از این زمان به بعد، شوروی‌ها نقشه جدیدی برای به‌دست‌آوردن نفت شمال ایران طرح کردند و آن، به وجود آوردن مسئله آذربایجان بود.[17]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

ساختار کلی اخلاق اسلامی

اگر دین‌ را مجموعة‌ عقاید و دستورات‌ عملی‌ بدانیم‌ که‌ بنا بر ادعای‌ آورنده‌ و پیروان‌ آن‌ عقاید و دستورات‌، از سوی‌ آفریدگار جهان‌ می‌باشد، و اخلاق‌ را مجموعة‌ آموزه‌هایی‌ که‌ راه‌ و رسم‌ زندگی‌ کردن‌ به‌نحو شایسته‌ و بایسته‌ را ترسیم‌ کرده، بایدها و نبایدهای‌ ارزشی‌ حاکم‌ بر رفتار آدمی‌ را می‌نمایاند، بخوبی‌ به‌ رابطة‌ تنگاتنگ‌ دین‌ و اخلاق‌ پی‌ خواهیم‌ برد و اخلاق‌ را پاره‌ای‌ ناگسستنی‌ از دین‌ به‌ شمار خواهیم‌ آورد...
رفتار امام رضا (ع) با مردم

رفتار امام رضا (ع) با مردم

من از دوستان شما و دوستان پدر و اجداد پاک شما هستم. در سفر حج، پولم تمام شد و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم. اگر امکان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم. خداوند مرا از نعمت‌هایش برخوردار نموده است، وقتی به وطن رسیدم، آن چه به من داده‌ای معادل آن، از جانب شما صدقه می‌دهم، چون خودم مستحق صدقه نیستم
No image

دین زندگی، نه دین مرگ

جامعه شناسان، روانشناسان و اندیشمندان تربیت را شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان برای توسعه اهداف اجتماعی بشر دانسته‌اند. بی‌تردید این اهداف چیزی جز روابط بین فردی و حقوق مترتب برآن ؛ یعنی احترام به دیگران و رعایت آزادی‌های اساسی نیست. بر این اساس، تربیت اخلاقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. از این رو، به‌نظر کانت، در این دشوار‌ترین مسئله تعلیم و تربیت ؛ یعنی تربیت اخلاقی ، تهذیب اخلاق باید جزو تربیت...
No image

پلورالیسم اخلاقی

واژه‌ پلورالیسم به معنای کثرت‌گرایی و مکتب اصالت کثرت است. اما اصطلاح پلورالیسم اخلاقی به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که معتقد است مفاهیم، ارزش‌ها، الزام‌ها و حتی اصول بنیادین اخلاق ذاتاً مختلف بوده، از این رو ارایه یک نظام اخلاقی هماهنگ و فراگیر امکان ندارد. البته پلورالیسم اخلاقی، منطقاً مساوی با نسبیت‌گرایی اخلاقی نیست؛ زیرا این نظریه ارزش‌های اخلاقی را سابژیکتیو و یا محصول سلیقه یا فرهنگ خاص نمی‌داند و در اینکه می‌توان درباره ارزش‌ها، احکام معتبر عینی صادر کرد، با رئالیسم اخلاقی هم عقیده است. و اساساً اخلاقی بودن یک حکم را محصول یک سری قیود عقلی می‌داند؛ اما معتقد است که احکام اخلاقی تماماً...
از منافقت تا حقیقت

از منافقت تا حقیقت

احمدشاه مسعود، فرمانده‌ی نامدار مجاهدین در دره‌ پنجشیر در نهم سپتامر سال ۲۰۰۱ با انفجار انتحاری دو عضو شبکه‌ی القاعده که خود را خبرنگار نامیده بودند، در خواجه بهاالدین ولایت تخار ترور شد.
Powered by TayaCMS