دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اهمیت اخلاقی رازداری در معاشرت

افـشـاى اسـرار، نـشـانـه ضـعـف نـفـس و سـسـتـى اراده اسـت . بـه عـكـس ، كـتـمـان راز دلیـل قـوت روح و كـرامـت نـفـس اسـت و ظرفیت شایسته و بایسته یك انسان را مى رساند. نگهبانى از راز مردم و راز نظام هم از تكالیف اجتماعى است.
No image
اهمیت اخلاقی رازداری در معاشرت

رازداری از اخلاق معاشرت است

حرمت راز

راز، بـه اقـتـضاى حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند وگرنه راز نمى شد. در این هیچ تردیدى نیست .

گفته اند: غلامى طبق سرپوشیده اى بر سر داشت و خاموش و بى صدا در راهى مى رفت . یـكـى از افـراد، در راه بـه او بـرخـورد و پرسید: در این طبق چیست ؟ غلام چیزى نگفت . آن شخص به اسرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوشى كه روى طبق كشیده اند چیست ؟ غلام گفت : فلانى ! اگر قرار بود كه همه افراد بدانند در طبق چیست ، دیگر سرپوشى روى آن نمى كشیدند!

رازهاى درونى افراد نیز همین گونه است . اگر آن را به این و آن بگویید، از راز بودن ، مى افتد.

بـا مـردم بـیـگـانـه مـگـو راز دل خـویـش بـیـگـانـه ، دل راز نگهدار ندارد

راز فاش شده ، مثل یك زندانى گریخته از محبس است كه باز گرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است .

تـیـرى كـه از كمان رها گشت و گلوله اى كه از سلاح شلیك شد، دیگر به كمان و سلاح بـرنـمـى گـردد. راز، هـمـان زنـدانـى اسـت ، همان تیر و گلوله است و دهان ، و سینه تو، هـمـچـون زنـدان . مـانـنـد چـله كـمان و مانند خشاب اسلحه ، تا وقتى كه رها نشده ، مصون و پـنـهان است . همین كه از چنگت گریخت و از تفنگت شلیك گشت ، دیگر از اختیار تو بیرون رفته است . اگر تا آن لحظه ، راز در گروگان تو بود، اینك تو در گرو آنى .

به تعبیر زیباى امیرالمومنین (علیه السلام ):

سرك اسیرك ، فان افشیته صرت اسیره ؛(عیون الحكم و المواعظ (للیثی)، ص: 285)

 راز تو اسیر توست ، اگر آشكارش ساختى ، تو اسیر آن شده اى .

به قول سعدى :

خامشى به كه ضمیر دل خویش به كسى گویى و گویى كه : مگوى

اى سـلیـم ! آب ز سـر چـشـمـه بـبـنـد كـه چـو پـر شـد، نـتـوان بـسـتـن جـوى( گلستان سعدى ، باب هشتم ، آداب صحبت .)

پـس آنـچـه زمـینه برخى كدورتها و گله ها میان افراد مى شود، گاهى زمینه اش دست خود صاحب سر است كه نمى تواند رازدار خویش ‍ باشد. راز راحتى به دوستان هم نباید گفت ، اگر واقعا راز است و پنهان بودنش حتمى ! چرا كه همان دوستان صمیمى تو هم دوستان صـمـیـمـى دیـگرى دارند. همان افراد مورد اعتماد هم به كسان دیگرى اعتماد دارند، آنان هم بـه هـمـه كـس نـمـى گـویـنـد، ولى بـه بـعـضـى چـطـور؟ شـایـد! بـاز هـم بـه قول شاعر شیراز، سعدى حكیم :

رازى كـه پـنـهـان خـواهـى ، بـا كسى در میان منه ، اگر چه دوست مخلص باشد، كه مر آن دوست را دوستان مخلص باشد(گلستان سعدى ، باب هشتم ، آداب صحبت .)!

نـگهبانان راز، هر چه كمتر باشند، محفوظتر است . برخلاف نگهدارى از چیزهاى دیگر كه زیـادى نـگـهـبانان ، آن را سالمتر نگاه مى دارد. اسرار، هر چه صندوقهاى متعددتر داشته بـاشـنـد، نـاامـن تـر و در مـعـرض فـاش شـدن اسـت . كل سر جاوز الاءثنین شاع ؛

هر رازى كه از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد.

كدام راز؟

عـلاوه بـر رازهـاى خـودتان ، اسرار مردم نیز همان حكم را دارد. همان طور كه باید ظرفیت نگهدارى از راز خودت را داشته باشى و آن را پیش دیگران نگویى ، رازى را هم كه كسى بـا تـو در مـیـان گـذاشـتـه ، یـا از اسرارى به نحوى آگاه شده اى ، باید نگهبان و امین بـاشـى . قـدرت رازدارى و ظـرفـیـت حـفـظ اسـرار را هـم بـایـد نـسبت به آنچه به خود و زندگیت مربوط است داشته باشى ، هم نسبت به دیگرانم و اسرارشان .

افـشـاى اسـرار، نـشـانـه ضـعـف نـفـس و سـسـتـى اراده اسـت . بـه عـكـس ، كـتـمـان راز دلیـل قـوت روح و كـرامـت نـفـس اسـت و ظرفیت شایسته و بایسته یك انسان را مى رساند. نگهبانى از راز مردم و راز نظام هم از تكالیف اجتماعى است .

حفظ لسان و كنترل زبان در مباحث اخلاقى و روایات ، جایگاه مهمى دارد و به موضوعاتى چـون : دروغ ، غـیـبـت ، افـتراء، لغو و بهتان و در بخشى هم به رازدارى مربوط مى شود. كـسـى كـه نتواند رازدار مردم باشد، گرفتار یك رذیله اخلاقى و معاشرتى است و باید در رفع آن بكوشد. تقوا و تمرین مى تواند راهى مناسب به شمار آید.

اسرار مردم

چه بسا انسان از بعضى اسرار دیگران آگاه شود، اما باید امین مردم بود و آبرویشان را نریخت و برایشان مشكل پدید نیاورد.

حـفـظ اسـرار را بـایـد از خـدا آمـوخـت . خـداونـد بـیـش و پـیـش از هـر كـس ، از اعـمـال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش باخبر است ، اما... حلم و بردبارى و پـرده پـوشـى و راز دارى او بـیـش از همه است . اگر خداوند، كارهاى پرده پوشى و راز دارى او بـیـش از هـمـه است . اگر خداوند، كارهاى پشت پرده و پنهانى بندگانش را افشا كـنـد، آیـا كـسـى بـا كـسـى دوسـت مى شود؟ اگر خداوند، آن كارهاى دیگر مردم را رو كند، بـراى چـه كـسـى آبـرو و حـیـثـیـتى باقى مى ماند؟ خداوند، كریم است و آبرودارى و خطا پـوشـى مـى كـنـد و زشـتـكاریهاى پنهانى مردم را فاش نمى سازد، وگرنه كیست كه در بـرابـر افـشـاگـریـهـایـش بـتـوانـد تـاب آورد؟ ایـن هـمـان اسـت كـه در دعـاى كمیل مى خوانیم : و لا تفضحنى بخفى ما اطلعت علیه من سرى …) (إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 707

بارى ... امانت ، تنها در باز پس دادن فرش همسایه یا مراقبت از گلدانهاى او نیست . آبرو از هـر سـرمـایـه اى بـالاتـر اسـت و با رازدارى مى توان آبرودارى كرد. كسى كه از عیب پـنـهـان و راز مـخـفـى كـسـى مطلع مى شود و آن را در بوق و كرنا مى كند، گناهكار است و مدیون حق مردم . تعجب است كه گاهى رازهاى خصوصى بعضى خانواده ها زبان به زبان نقل مى شود و صغیر و كبیر از آن آگاهند!

حـضـرت رضـا (عـلیـه السـلام ) در حدیثى فرموده است : مومن ، هرگز مومن راستین نخواهد بود مگر آنكه سه خصلت داشته باشد: سنتى از پروردگار، سنتى از پیامبر و سنتى از ولى خـدا. آنـگـاه سـنـت و روشـى را كـه مـومن باید از خدا آموخته و به كار بندد، رازدارى معرفى مى كند: و اما السنة من ربه كتمان سره . (وسائل الشیعة، ج‏15، ص: 193)

اگـر حـرفـى را از كـسـى شـنـیـدى كـه راضـى بـه نقل آن براى دیگرى نبود، نقل آن گناه است . اگر بیان یك راز، آبروى خانواده اى را به خطر اندازد، فرداى قیامت مسؤ ولیت دارد و پاسخ گفتن به آن بسیار دشوار است .

چرا غیبت حرام است و زشت ترین معصیت ؟ چون خمیر مایه اش همان افشاى اسرار و بدیها و مـعـایب دیگران است . مگر آبروى رفته را مى توان دوباره باز گرداند و مگر آب ریخته را مى توان جمع كرد؟

اگر از اختلافات خانوادگى زن و مردى خبر دارى ، چه نیازى و لزومى به طرح و افشاى آن ؟

اگر در كسى نقطه ضعفى سراغ دارى ، با كدام حجت شرعى و مستمسك دینى آن را فاش و پخش و بازگو مى كنى ؟

مگر مى توان هر چه را دانست ، گفت ؟

مگر گفتن هر راستى واجب است ؟

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مدیریت انتخاب کارگزار

مدیریت انتخاب کارگزار

بی‌گمان، ما همه چیز را مدیریت می‌کنیم، چون که خودمان نیز مدیریت می‌شویم، زیرا جهان به گونه ای نظام یافته که هیچ کس جز خداوند از دایره پاسخ گویی بیرون نیست.
مدیریت از منظر اسلام و قرآن

مدیریت از منظر اسلام و قرآن

تمام عرصه‌های حیات بشری جهت سیر تکاملی خویش، نیازمند مدیر و مدبری کاردان و عالم می‌باشد تا امورات و جوانب زندگی انسان به نحو احسن و عالی تنظیم گشته و با برنامه ریزی صحیح و سنجیده حل و فصل شود.
مدیریت بحران – چالشی برای رهبری

مدیریت بحران – چالشی برای رهبری

اخیرا مدیریت بحران به عنصری مهم در مدیریت تجارت تبدیل گشته است. در شرایط حاضر، هیچ تجارتی از وجود بحران در امان نیست.
پژوهشی موردی در مدیریت پیامبر اکرم‌(ص) در غزوه احزاب

پژوهشی موردی در مدیریت پیامبر اکرم‌(ص) در غزوه احزاب

در مقاله حاضر کوشش شده‌است، در حد امکان یکى از اقدامات مدیریتى پیامبراکرم‌(ص)در جریان "حفرخندق " بحث و بررسى شود، البته این مقاله به مدیریتى که رسول اللَّه ‌در واقعه حفر خندق اعمال کردند محدود نمى‌شود، بلکه موضوع اداره و بهره‌گیرى کامل از این اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مى‌گیرد.
ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

ویژگی های عمومی مدیریت از دیدگاه اسلام

مدیریت به صورت کلی از دشوارترین و در عین حال از ظریف ترین کارهای انسانی است که برای خود ویژگی هایی دارد. چه بسا فقدان یکی از این خصوصیات ، مایه رکود کار و نابسامانی اوضاع قلمرو مدیریت می شود.

پر بازدیدترین ها

No image

اخلاق مدیر در قرآن

این تحقیق بصورت مطالعه کتابخانه ای وبا رویکرد توصیفی- تفسیری بوده که ابتدا معنای اخلاق از دیدگاه قرآن سپس خصوصیات اخلاقی مدیر و موارد مرتبط با آن درمتون دینی ورهاورد آن مورد بررسی قرار گرفته است . لذا در این راستا به نظر میرسد مدیریت با اخلاق نیکو رابطه ای تنگاتنگ داشته و به بهینه سازی عملکرد، تعهد، روابط، منابع انسانی و...تاثیر مثبت ومستقیم دارد.
No image

بازار در نگاه اسلام

No image

روال اعمال حاكمیت

Powered by TayaCMS