دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الهیات بالمعنی الاخص

No image
الهیات بالمعنی الاخص

كلمات كليدي : الهيات بالمعني الاخص، الهيات، فلسفه اولي، فلسفه اعلي، مابعد الطبيعه، ارسطو، مطاطاقوسيقي، آثالوجيا، الهيات بالمعني الاعم

نویسنده : حسن رضايي

الهیات بالمعنی الاخص یا ماوراء الطبیعة، علمی است که در زبان یونانی به «مطاطاقوسیقى»[1] معروف است و معادل آن در زبان فرانسوی عبارتست از Metephyisics و در زبان انگلیسی بدان «Metaphysica »گفته می‌شود. مابعدالطبیعه به بخشى از نوشته‌هاى ارسطو اطلاق می‌شود که مربوط به فلسفه اولى است. این بخش از نوشته‌هاى ارسطو را از این جهت به این اسم نامیده‌اند که، آندروینکوس رودسى که در قرن اول پیش از میلاد، آثار ارسطو را جمع‌آورى کرده است، مباحث فلسفه اولى را در مجموعه آثار ارسطو، بعد از علوم طبیعى قرار داده است.[2]

تقسیمات فلسفه

فلاسفه، بطور کلى علوم فلسفى را در یک تقسیم اولیه، به دو گروه تقیسم کرده‌اند که عبارت است از حکمت عملى و حکمت اکتسابى (نظرى). آنان سپس هر یک از این دو قسم را به اقسامی تقسیم نمودند. حکمت عملى را بر سه قسم نمودند. که عبارتست از؛ تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدینه و شهر. حکمت نظرى نیز در این دسته بندی بر سه قسم است؛ فلسفه اولى که بحث از امورى می‌کند که نه از نظر ذهنی احتیاجى به ماده دارد و نه در خارج. این قسم، الهیات به معنای اعم و اخص است که در آن از وجود خدا، صفات و اسمای او و نیز از عقول مجرد بحث می‌شود؛[3]فلسفه اوسط که بحث آن از امورى است که در وجود خارجى نیاز به ماده دارد، این علم همان علم ریاضیات است؛ فلسفه ادنى که بحث از امورى می‌کند که مادى محض‌اند. این قسم، به علم طبیعى معروف است.[4]

‌ حکما به ملاحظه حدود دامنه شمول مسائل بخش الهیات، آن را دو قسم کرده‌اند: الهیات عام یا به تعبیرى "الهیات بالمعنى الأعم" که در آن مسائل عام و شامل همه اقسام «موجود» بما هو موجود مطرح مى‌شود؛ مثل وحدت و کثرت، حدوث و قدم، علیت و معلولیت و امثال اینها[5] و الهیات خاص یا الهیات بالمعنى الأخص و "فن مفارقات"[6] که از ذات و صفات و افعال واجب الوجود و عقول کلیه و رابطه آن‌ها با عالم جسمانى و مسائل دیگرى مربوط به آن بحث مى‌کنند.[7] این دو را نباید دو علم و دو فن مستقل به شمار آورد بلکه این دو، مجموعا فن و علم واحدی را تشکیل می دهند؛ زیرا از از یک سوی موضوع واحدی به نام " موجود بما هو موجود" دارند و از سوی دیگر، روش تحقیق در مسائل الهیات بامعنی الاخص دقیقا همان روش تحقیق در امور عامه است.[8]

در کتب فلسفه اسلامى از الهیّات به علم مابعدالطبیعه، علم الهى و علم اعلی که در زبان یونانی آثولوجیا [9] نامیده می شود، تعبیر شده است. تسمیه این علم به الهیّات از آن جهت است که ثمره و نتیجه این علم شناخت خداوند و فرشتگان اوست و از آن جهت که در معرفت، پس از شناخت طبیعیّات محسوسه قرار مى‌گیرد مابعدالطّبیعه می خوانند و هر چند که در وجود قبل از طبیعت است و فلسفه اولى است. براى آنکه معرفت مبادى اولیّه و صفات عامّه و کلیّه‌اى که وسایل شناخت آن مبادى هستند از این علم به دست مى‌آید[10] و نیز در آن از اسباب قصوا و مبادى اولى و موجودات مفارق بحث مى‌کند، برخلاف علوم طبیعى که آن را فلسفه ثانیه می‌نامند.[11] آنرا علم اعلی نیز می‌نامند؛ بدین واسطه که اولا از سایر علوم کلی‌تر است. ثانیا همه علوم بدان نیازمند هستند و او از آنها بی نیاز است و ثالثا معانی و مفاهیم مورد استفاده در این علم، معانی و مفاهیم مادی نیستند و مستقیما از مادیات گرفته نشده اند. رابعا موضوعات مورد بحث دراین علم، موجوداتی هستند که از همه موجودات، عالی‌تر، شریف‌تر و قدمتشان بیشتر است.[12]

مابعدالطبیعه

مابعدالطبیعه از شریف‌ترین و مهمترین[13] اجزاء فلسفه به شمار مى‌آید و فیلسوفان اسلامى از یعقوب بن اسحاق کندى گرفته تا صدر الدین شیرازى و بالاخره حاج ملا هادى سبزوارى درباره فضیلت و شرافت این علم سخن گفته‌اند. "کندى"، ما بعد الطبیعه را فلسفه اولى و علم ربوبیت می دانست و فارابى انرا علم به موجود، از آن جهت که موجود است می‌داند. ابن سینا، مابعد الطبیعه را علمی می‌داند که از موجود مطلق بحث مى‌کند و در تفصیل به جایى منتهى مى‌شود که علوم دیگر از آنجا آغاز مى‌شود. بنابراین مبادى علوم جزئى، همه در این علم بیان مى‌شود.[14] ابن رشد این علم را ما بعد الطبیعه نامیده است و کار این علم نزد ابن رشد عبارت است از نظر کردن در وجود از آن جهت که موجود است.[15]

سرنوشت این علم در میان فلاسفه غربی دارای فراز و نشیب های زیادی بوده است. تا پیش از دوران رنسانس اهمیت این علم و جایگاه آن تا حدی بود که کسی حق مخالفت و حتی تشکیک در مسائلش را نداشت و متولی این دانش، در آن زمان کلیسا و کشیشان بود. با شروع رنسانس، دوران جدیدی پیش روی غربیان باز شد. سرآغاز تفکّر دوره دوم تقریبا با "رنه دکارت" فیلسوف مشهور فرانسوى شروع مى‌شود. او موضوع اصلى فلسفه و الهیات را که هستى شناختى و یا وجود شناختى بود به انسان شناختى و یا موجود شناختى تغییر و تنزّل داد. در واقع، نطفه انانیّت فلسفى به دست او منعقد گردید و انسان جایگزین خداوند شد.

سیر نظام‌مند این جریان و تقوّم آن به وسیله "ایمانوئل کانت" آلمانى به اوج خود رسید. کانت ضربات مهلکى به ارزش عقل نظرى و تفکر ما بعد الطبیعه قدیم زد. او عقل انسان را از حیّز انتفاع ساقط کرد و وجدان را جایگزین عقل عملى و مبناى ارزش‌یابى اخلاق دانست. از همه مهمتر، برای توجیه فطری بودن پرستش موجود برتر و به دنبال چنین موجودی بودن توسط انسانها را معلول طبیعی دستگاه ادراکی و فاهمه بشر دانست که متافیزیک ساز می باشد. پس این جریان هیچ اعتباری ندارد و زاییده تخیلات ماست.[16]در نتیجه او ما بعد الطبیعه قدیم را محصول این فرایند تحلیل کرده و آن را دروغین و پوچ مى‌خواند. وى در صدد تأسیس علم ما بعد الطبیعه جدیدى بر اساس مبادى تجربى بود. [17]

نزد ارسطو و حکماى مدرسى، موضوع این علم، عبارت بود از بحث در امور الهى، اصول کلى و علل اولى.[18] امّا عده‌ای این نظر را قبول ندارند. آنان با تشکیک در این مسئله معتقدند که این مطلب درست نیست؛ زیرا باتوجه به اینکه مبدأ اوّل، از جنس و فصل و اعراض ذاتیه و غریبه منزّه است، معلوم مى‌شود که مبدأ اوّل موضوع هیچ علمى و مسأله هیچ علمى نمى‌تواند باشد. چون موضوع هر علمى، چیزی است که در آن علم بحث از اعراض ذاتیه آن موضوع کنند؛ و مبدأ اوّل چون منزّه است از اعراض ذاتیه، موضوع هیچ علمى نمى‌تواند شد.[19] مسائلی که در این علم از آن بحث می‌شود نیز عبارتند از عوارض وجود بما هو وجود؛ یعنى امورى که بى‌واسطه و یا به واسطه شرط و یا قیدى بر وجود از آن جهت که وجود است عارض مى‌شوند. پس قسمتى از آن‌ها عبارتند از ذوات یعنى موجوداتى که به طور کلى و مطلقا عارى و مجرد از ماده‌اند. بدین معنى که هیچ‌گونه تعلقى نه در خارج و نه در تجزیه و تحلیل ذهنى به ماده و عوارض ماده ندارند؛ مانند عقول کلیه که مستقل در وجود و قائم به ذات خویشند نه عقول جزئیه که متعلق به انسانند[20] و نزد متفکران جدید موضوع آن محدود است به بحث در مسأله هستى و مسأله شناسائى. برگسون، کانت، دکارت، دونان و فرانک از جمله این متفکران می‌باشند که پس از نفی مابعدالطبیعه به معنای مصطلح آن، این علم را نوعی علم معرفت شناسی می‌دانند و هر یک تعریفی برای آن ارائه می‌دهند.[21]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟

پر بازدیدترین ها

شیطان جن است یا فرشته؟

شیطان جن است یا فرشته؟

شيطان جن است يا فرشته؟ اگر جن است، پس چرا در قرآن گفته شده است كه: "تمام فرشتگان سجده كردند جز شيطان" و اگر فرشته است، پس چرا در آيهای مشابه گفته شده كه تمام فرشتگان سجده كردند جز ابليس، كه از جنيان بود: "كان من الجن"؟!
آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392، هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، جرم محسوب می‌شود.
قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار در لغت به‌معنای ثبات و استوار کردن است و با توجه به تعریفی که در ترمینولوژی حقوق آمده است به تصمیم دادگاه در امور ترافعی (اختلافی) که کلاً یا بعضاً قاطع خصومت نباشد، اطلاق می‌گردد و از سوی مقام قضایی در حین انجام تحقیقات و در موارد خاص در جریان محاکمه صادر می‌شود.
اذن ولی در نکاح دختر رشیده باکره

اذن ولی در نکاح دختر رشیده باکره

با توجه به این‌که در روزهای جاری بحث اصلاح قانونِ لزوم اذن ولی در نکاح دختر رشیده و هم‌چنین اصلاح سن ازدواج برای دختران و پسران دوباره مطرح شده است،بر آن شدیم تا در این نوشتار موضوع اذن پدر در نکاح دختر بالغه رشیده را به اختصار بررسی کنیم.
قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

تصمیم‌‌‌‌های دادگاه‌ها درخصوص پرونده‌های مطرح‌شده در آنها، به دو نوع «حکم» و «قرار» تقسیم می‌شوند.
Powered by TayaCMS