دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سلیمان بن عبدالملک

No image
سلیمان بن عبدالملک

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، سليمان بن عبدالملك، قتيبة بن مسلم، دمشق، عمر بن عبدالعزيز، مسلمةبن عبد¬الملك

نویسنده : یدالله حاجی‌زاد

«سلیمان بن عبدالملک بن مروان»؛ هفتمین خلیفه اموی، پس از برادرش «ولید بن عبدالملک» به حکومت رسید. مادرش «ولاده» نام داشت.[1] وی از سال 96 تا 99هجری امر خلافت جامعه اسلامی را بر عهده داشت.[2] او مدتی در زمان حکومت برادرش ولید بن عبدالملک مشاور و وزیر او بود. در هنگام مرگ برادرش در «رمله» شهری که خود آن را در زمان امارتش در فلسطین ساخته بود، مستقر بود.[3] پسر عموی وی؛ عمر بن عبدالعزیز در دمشق برای او بیعت گرفت[4] سلیمان در این زمان 37 ساله بود.[5] عمر بن عبدالعزیز در دوره خلافت سلیمان مشاور او بود.[6] سلیمان فردی حسود، مغرور، پرخور، شکم باره و زیبا بود.[7]

سیاست داخلی

سلیمان بن عبدالملک پس از این که به قدرت رسید به منظور جلب تمایل عمومی مسلمانان دست به اقداماتی زد. از جمله این اقدامات می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد.

1- برکناری برخی از استانداران: سلیمان، «قتیبة‌ بن مسلم باهلی» یکی از بزرگ‌ترین فاتحان اسلامی، که در منطقه ماوراء‌النهر به پیروزی‌های بسیار چشم‌گیری دست یافته بود، را عزل کرد و سپس او را به قتل رساند.[8] محمد بن قاسم نیز به دست صالح بن عبدالرحمن عامل خراج عراق کشته شد،[9] برخی از مورخان علت این امر را حمایت قتیبه از ولید بن عبدالملک (زمانی که می‌خواست پسرش عبدالعزیز را به جای سلیمان ولیعهد سازد) ذکر کرده‌اند.[10] برخی از محققان نیز جلب اعتماد عمومی و تمایل مردم به حکومت را علت این کار دانسته‌اند، چرا که محمد بن قاسم و قتیبه از عاملان حجاج بن یوسف ثقفی(ستمگر) بودند.[11] موسی بن نصیر نیز که در فتح اسپانیا تلاش کرده بود، برکنار شد. سلیمان او را به مرکز خلافت فرا خواند و همه اموال او را پس گرفت.[12] سپس او را به زندان افکند. «سلیمان چون موسى بن نصیر را به زندان کرد، پسرش عبدالله را نیز از افریقیه عزل نمود و به جاى او محمد بن یزید از موالى قریش را به آن سامان فرستاد. محمد بن یزید تا پایان حیات سلیمان در آن جا بود.»[13]

2- آزاد سازی برخی از مسلمانان مخالف با حکومت و افزایش مقرری ماهانه افراد. سلیمان موالی را از زندان آزاد کرد و آنان را در سپاه اسلام شرکت داد. و سهم ماهانه هر فرد را به 25 درهم رساند.[14]

سیاست خارجی

در جبهه شرق پس از قتل محمد بن قاسم و قتیبة بن مسلم فتوحات اسلامی جدیدی رخ نداد. در واقع اوضاع سیاسی خلافت اموی از سال 98 تا پایان دوره اموی اجازه چنین امری را نمی‌داد. آنان به سرکوب جنبش‌هایی چون خوارج و یزید بن مهلب پرداختند.[15] در جبهه روم اتفاق مهمی که افتاد محاصره قسطنطنیه توسط برادر خلیفه؛ «مسلمة بن عبدالملک» بود. مسلمانان ابتدا «عموریه» را تصرف کردند، سپس برخی دیگر از شهرهای منطقه که تحت تصرف رومیان بود؛ همانند صقلبیان و حصن مرآة در ناحیه ملیطه به تصرف آن‌ها درآمد.[16] به دستور خلیفه و به فرماندهی مسلمه شهر «قسطنطنیه» از راه خشکی و دریا محاصره شد.[17] سپاهیان خلیفه مدت‌ها این شهر را در محاصره داشتند؛ اما موفق به فتح آن نشدند. عواملی چند؛ از جمله: تجهیزات دفاعی رومیان، طوفان و شکسته شدن تعدادی از کشتی های مسلمانان، قطع راه های ارتباطی مسلمانان توسط رومیان، سرمای شدید،[18] حمله بلغارها و کم شدن آذوقه،[19] طولانی شدن محاصره، و نهایتا مرگ سلیمان و دستور عمر بن عبدالعزیز به بازگشت،[20] سبب عدم موفقیت مسلمانان در محاصره این شهر شد.[21] مسلمه بعد از 30 ماه که در آن منطقه ماند، سرانجام با دادن تلفات بسیار مجبور به بازگشت شد.[22]

درگذشت سلیمان

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال 99هجری، پس از دو سال و هشت ماه خلافت[23] در «دابق» از مناطق «قنسرین» درگذشت.[24] او در این زمان به منظور کمک به برادرش در این منطقه اردو زده بود.[25]

نقل شده «او قبل از مرگش لباسی سبز رنگ پوشید و دستار سبز بر سر گذاشت، به آینه نگاه کرد، به خود بالید و گفت: من پادشاهى جوان مرد هستم. بعد از آن یک جمعه بر او نگذشت که درگذشت. کنیزکى زیبا داشت او را بدان لباس و غرور دید و خیره گردید. پرسید: چه نگاه می‌کنى و چه مى‌بینى؟ کنیز گفت:

انت نعم المتاع لو کنت تبقى غیران لا بقاء للانسان‌

لیس فیما علمته فیک عیب کان فى الناس غیر انک فان‌

یعنى: تو متاع (موجود) نیکى هستى؛ اگر جاوید مى‌ماندى (اى کاش زنده مى‌ماندى)؛ ولى انسان براى بقاء آفریده نشده است. در تو عیب و نقصی مانند عیوب مردم، نیست، جز این که تو نابود خواهى شد.[26]

وی قبل از مرگش با توجه به خوبی‌هایی که از «عمر بن عبد العزیز» دیده بود،[27] او را به عنوان جانشین خویش برگزید. در منابع آمده است. «وقتی بیمارى او سخت شد، نامه‌اى نوشت و آن را مهر کرد و بست. کسی نمى‌دانست در آن نامه چه نوشته شده است. به رجاء بن حیوة گفت: برادران و عموزادگان و همه افراد خانواده من و بزرگان لشکرهاى شام را پیش خود جمع کن و آنان را وادار کن با کسى که نامش را در این نامه نوشته‌ام، بیعت کنند و هر کس از بیعت خوددارى کرد گردنش را بزن.[28] او به این دستور عمل کرد وقتی در مسجد جمع شدند فرمان سلیمان را به ایشان ابلاغ کرد، گفتند به ما بگو آن شخص کیست؟ تا با آگهى و بصیرت با او بیعت کنیم، گفت: به خدا سوگند نمى‌دانم، کیست و به من دستور داده است، هر کس خوددارى کند، او را بکشم. رجاء بن حیوه گوید، پیش سلیمان رفتم و اصرار کردم و گفتم اى امیرمؤمنان این فرمان را به نام چه کسى نوشته‌اى و ما را به بیعت با چه کسى دستور داده‌اى؟ گفت دو برادرم یزید و هشام هنوز به آن پایه نرسیده‌اند که بر کار مردم گماشته شوند، خلافت را براى مرد نیکوکار؛ «عمر بن عبد العزیز» قرار دادم و چون او درگذشت حکومت به ایشان خواهد رسید. رجاء بن حیوه بیرون آمد و این موضوع را به اطلاع یزید و هشام رساند آن‌ها راضى و تسلیم شدند و بیعت کردند و پس از ایشان همه بیعت کردند.[29]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟

پر بازدیدترین ها

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392، هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، جرم محسوب می‌شود.
قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار در لغت به‌معنای ثبات و استوار کردن است و با توجه به تعریفی که در ترمینولوژی حقوق آمده است به تصمیم دادگاه در امور ترافعی (اختلافی) که کلاً یا بعضاً قاطع خصومت نباشد، اطلاق می‌گردد و از سوی مقام قضایی در حین انجام تحقیقات و در موارد خاص در جریان محاکمه صادر می‌شود.
ولی قهری کیست و چه اختیاراتی دارد؟

ولی قهری کیست و چه اختیاراتی دارد؟

شاید برای افرادی که اطلاعات دقیقی از واژه‌ها و اصطلاحات حقوقی ندارند، تفاوت میان ولایت و حضانت فرزند مشخص نباشد.
شیطان جن است یا فرشته؟

شیطان جن است یا فرشته؟

شيطان جن است يا فرشته؟ اگر جن است، پس چرا در قرآن گفته شده است كه: "تمام فرشتگان سجده كردند جز شيطان" و اگر فرشته است، پس چرا در آيهای مشابه گفته شده كه تمام فرشتگان سجده كردند جز ابليس، كه از جنيان بود: "كان من الجن"؟!
قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

تصمیم‌‌‌‌های دادگاه‌ها درخصوص پرونده‌های مطرح‌شده در آنها، به دو نوع «حکم» و «قرار» تقسیم می‌شوند.
Powered by TayaCMS