دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن گواه جاوید پیامبر صلى الله علیه و آله

هدف اصلى این نوشته کاویدن ویژگی‌هاى قرآن است که پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهى بودن دعوت پیامبر مى‌دانند. در این بخش از مقاله، نخست‌به ماندگارى و دست‌نخوردگى قرآن اشاره گردیده و با نگاهى تاریخى گفته شده است که با توجه به انبوهى توزیع این کتاب، امکان دگرگون‌سازى آن در هیچ برهه‌اى از تاریخ اسلام، پذیرفتنى نیست. سپس به بررسى ادبیات قرآن پرداخته‌ایم و با جداسازى دو جنبه: الف) استوارى دستورى یا سامانمندى قرآن به عنوان مرجع و حجت در زبان تازى حتى نزد غیر مسلمانان; و ب) زیبایى و آرایه‌هاى واژگانى و خوش‌آهنگى و دل‌انگیزى متن قرآن، گفته‌ایم که تصدیق هر کدام از این دو براى دریافت‌شگفتى و ژرفاى قرآن، نیاز حتمى به آشنایى با زبان عربى ندارد و براى هرکس شدنى است، که این خود یکى از دریچه‌هاى نگاه به جنبه اعجاز همگانى و همیشگى قرآن مى‌باشد...
No image
قرآن گواه جاوید پیامبر صلى الله علیه و آله
خبرگزاری فارس: هدف اصلى این نوشته کاویدن ویژگی‌هاى قرآن است که پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهى بودن دعوت پیامبر مى‌دانند. در گفتار شماره پیشین آورده‌ایم که شمارگان انبوه قرآن در گذر همه سده‌هاى پیدایش این کتاب و ماندگارى نسخه‌هاى فراوان و بى‌شمار همه عصرها، راه بررسى موشکافانه متن دینى مسلمانان را بسى آسان و هموار ساخته است. هرکس مى‌تواند با پژوهش در نسخه‌هاى فراوان در موزه‌ها، مسجدها و مدرسه‌هاى خاور و باختر کره خاک، به ارزیابى ادعاى یکنواختى و دست‌نخوردگى قرآن، که مسلمانان بر آنند، بپردازد. اکنون این نکته را نیز یادآور شده و بر آن پاى مى‌فشاریم که اساسا در گذر سده‌هاى تاریخ اسلام زمانى را نمى‌توان یافت که دست‌بردن و دگرگون ساختن قرآن در برهه‌اى، شدنى باشد. از همان نیمه نخست‌سده آغازین پیدایش اسلام، نسخه‌هاى انبوه این کتاب، به ویژه پس از هماهنگ‌سازى و توزیع آن در روزگار خلیفه سوم، در هر خانه و مسجدى یافت مى‌شد و هزاران چشم و دل، واژه‌ها و فرازهاى این کتاب را از آغاز تا انجام حفظ مى‌کرده و مى‌خواندند و مى‌نوشتند. چگونه ممکن بود که کتابى بدین گستردگى در توزیع و تکثیر را ساخت؟ ! حتى در سخت‌ترین فراز و فرودهاى تاریخ که بخشهاى بسیارى از سرزمینهاى اسلامى، آماج تاخت و تاز جنگهاى خانمانسوز گردید، باز هم این کتاب را به فراوانى و در دسترس همگان مى‌یافتند. نه یورش مغولان و نه درگیریهاى دامنه‌دار صلیبى، هیچ کدام، بر انبوهى نسخه‌هاى این کتاب تاثیر شکننده بر جاى نگذاشت. با این که در این ستیزها، هزاران کتاب و نوشته دیگر سوخت و هرگز نشانى از آنها بدست نیامد. جالب این که حتى آن نسخه‌هایى از قرآن، که به چنگ دیگران افتاده و امروز زینت‌بخش موزه‌هاى سراسر گیتى است، هم چنان یک نواخت و دست‌نخورده برجاى مانده است. تو گویى دستى توانمند بر آن است که این نوشته را حتى در دست دیگران نیز نگاه دارد. به راستى آیا چنین چیزى را در نوشته‌اى دیگر مى‌توان یافت. بدین سان، امکان وقوع تحریف در این کتاب تنها به سالهاى نخستین پس از پیامبر صلى الله علیه و آله محدود مى‌شود; سالهاى حکومت دو خلیفه تا هنگامى که در روزگار عثمان، قرآنهاى یکنواخت و هماهنگ به همه سرزمینهاى اسلامى آن روز فرستاده شد. سخن در این است که حتى آشنایى نه چندان گسترده با تاریخ اسلام گواهى مى‌دهد که در آن برهه کوتاه که کمتر از بیست‌سال بود نیز امکان دست‌اندازى و دگرگون‌سازى این کتاب را نمى‌توان پذیرفت. در آن روزها هنوز انبوه گواهان و یاران دور و نزدیک پیامبر که از نخستین روزهاى مکه تا مدینه و جنگ و صلح با آن حضرت زیستند، زنده بودند و با حساسیت، به کتاب خداوند مى‌نگریستند. با همه اختلافهاى جانکاهى که پس از پیامبر رخ نمود، همه اصحاب نسبت‌به آیات قرآن، جز در نکته‌هایى بسیار خرد و ناچیز، اختلافى نکردند. با این که کار سوزاندن و یا در آب و سرکه جوشاندن تک‌نگاریهاى پراکنده قرآن در روزگار عثمان، اعتراضهاى بسیارى را برانگیخت، اما گزارش در خور توجهى نمى‌یابیم که دگرگونى و دست‌اندازى در قرآن را حتى مخالفان عثمان به او نسبت داده باشند. او را «حراق المصاحف‌» خواندند، ولى «محرف‌» ننامیدند. البته این اعتراضها هم دیرى نپایید و کار درست هماهنگ‌سازى و توزیع بجاى قرآن بر جاى ماند. جالب اینجاست که قدرت سیاسى حکومت‌خلیفه سوم نیز به اندازه‌اى نبود که بپنداریم ترس از حکومت، مانع اعتراضها مى‌شد; چرا که در ریز و درشت عملکردهاى عثمان، همواره مخالفتهاى جدى ابراز مى‌شد و شورشیان ناخرسند، خلیفه را دوبار محاصره کرده و سرانجام او را کشتند. اگر در آن روزگار، کسى حتى در جایگاه عثمان مى‌توانست‌به دگرگون‌سازى قرآن دست‌یازد، از مخالفت و اعتراض در امان بود؟ یا این که هیچ چشم تیزبینى و هیچ دل مشتاقى نبود که دلباخته کتاب خدا باشد؟ آیا اندک آشنایى با تاریخ اسلام براى نادرستى این انگاره‌هاى غریب، کافى نیست؟ این نوشته، در پى آن نیست که جنبه‌هاى گسترده تاریخى این مساله را بررسى کند، تنها به یادآورى همین نکته بسنده مى‌کنیم که چگونگى حضور قرآن در میان انسانها، چه باورمندان و چه دیگران، به گونه‌اى بوده که امکان دست‌بردن در آن، جز در برهه‌اى کوتاه از دهه‌هاى آغازین اسلام، پذیرفتنى نیست و در آن برهه هم، با توجه به شرایط سیاسى، اجتماعى و مذهبى و نیز حضور شخصیتهاى مهم و آغازگران حرکت اسلام، چنین چیزى به یقین، شدنى نبود. ادبیات قرآن از دیرباز در میان مسلمانان معروف بوده است که قرآن داراى ادبیات ویژه و شگفتى مى‌باشد. هنگامى که سخن از ویژگیهاى برجسته این کتاب به میان مى‌آید، نخستین ویژگى که به ذهن و زبان مى‌رسد ادبیات آن است. گرچه بررسى ادبیات و زیبایى واژگانى و سبک یک نوشتار یا گفتار نیازمند آشنایى به زبان آن مى‌باشد، ولى مى‌توان در باره قرآن نکته‌هایى را یادآور شد، که حتى ناآشنایان به زبان و ادب تازى را هم سودمند افتد. آرى ارزیابى و پى‌بردن به شگفتى کتاب دینى مسلمانان در سطحى پخته و شایسته، نیازمند آشنایى و مهارت در دستور زبان و قواعد بدیع و بیان عربى است. در این فراز به نکته‌هایى در باره قرآن مى‌پردازیم که جداى از ریزه‌کاریهاى درونى و قواعد دستورى، نشان‌دهنده برخى ویژگیهاى ادبى این کتاب باشد. در این زمینه از یک سوى مى‌توان استوارى دستورى و مرجع‌بودن متن قرآن را به عنوان یک متن برجسته و پذیرفته شده در زبان و ادبیات عرب بررسى کرد و از سویى دیگر زیباییها و آرایه‌هاى واژگانى آن را کاوید. الف) استوارى دستورى و مرجع بودن قرآن در باره استوارى دستورى و مرجع‌بودن این متن در قواعد زبان عربى باید گفت که این کتاب از آغاز پیدایش تا کنون مورد توجه و استناد در این زمینه بوده است. نگاهى هرچند گذرا به کتابهاى بى‌شمار نگاشته شده در قواعد صرف و نحو عربى به خوبى نشان مى‌دهد که تا چه اندازه به متن آیات قرآن به عنوان مرجع و مستند بى‌چون وبى‌همتاى این گستره، توجه شده است. به راستى آیا مى‌توان در گذر سده‌هاى طولانى که زبان و ادبیات عرب به شیوه‌اى علمى به همت والاى دانشمندان نام‌آورى کاویده و نگاشته شده، کتابى را یافت که در این زمینه از قرآن بهره نگرفته باشد؟ جالب آن که اصل توجه به دستور و قواعد زبان عرب با آمدن قرآن و اهمیت مسلمانان به درست‌خواندن این کتاب، آغاز شده است. همه پژوهشگران این زبان بر آنند که گستره پردامنه و بالنده و استوار این زبان قانونمند و بسامان، با آمدن اسلام و پیدایش قرآن، هماهنگى و سامان علمى یافته و پژوهش و نگارش در این زمینه با انگیزه پاسدارى از قرآن به عنوان متنى مقدس و فرابشرى در اندیشه مسلمانان، آغاز شده است. آیا مى‌توان در تاریخ ادبیات عرب کتابى درخور توجه یافت که پیش از اسلام و پیدایش قرآن، به قواعد و دستور آن پرداخته باشد؟ بارى به گمان ما این که ساماندهى و پژوهش علمى قواعد زبان عربى، که استوارى و قانونمندى چشم‌گیرى دارد، وامدار پیدایش اسلام و قرآن مى‌باشد، مطلبى روشن است و نیاز به پافشارى بیشتر ندارد. حتى غیر مسلمانانى که در این زمینه به کاوش پرداخته‌اند نیز آشکارا و فروتنانه حجیت و مرجعیت دستورى قرآن را پذیرفته‌اند. در روزگار ما که زبان و ادبیات عرب مرزهاى بومى خود را درنوردیده و در پژوهشهاى دانشگاههاى جهان جایگاهى یافته و یا در میان عرب زبانان غیر مسلمان، مانند مسیحیان لبنان، در این باره کاوشهاى ارزشمندى انجام گرفته است، به خوبى مى‌توان دید که تا چه اندازه به قرآن توجه شده و جنبه دستورى آن، جداى از باور دینى و درستى یا نادرستى محتوایى پیامهایش، پذیرفته شده است. اساسا باید گفت که استوارى دستورى یک متن مى‌تواند از محتواى پیام آن جدا باشد و پذیرش هرکدام در گرو دیگرى نباشد. بدین سان پذیرش مرجعیت قرآن نیز از سوى دیگران، نه کارى شگفت که شیوه‌اى پسندیده و هماهنگ با خلق و خوى پژوهش علمى است. در همین زمینه نکته شایسته درنگ و مهم این که در میان مسلمانان متون دینى دیگرى هم بوده و هست که حجم آن به دهها برابر قرآن مى‌رسد. این همه گفته‌ها و نوشته‌ها که از پیامبر و امامان به ما رسیده و با دقت و موشکافى بسیارى نگاشته و به آیندگان سپرده شده، میراث سترگى از متون دینى اسلام به شمار مى‌آید. با این همه، اندیشمندان و ادیبان مسلمان، این متون را مرجع و حجت‌براى استناد در زمینه قواعد زبان عربى نمى‌دانند; چرا که بناى معصومان علیهم السلام این نبوده است که در گفتار و نوشتار خود بر مراعات قواعد ریز و درشت صرفى و نحوى پاى‌بفشارند و سخنى بگویند یا بنویسند که حتما قابل استناد دستورى باشد. آیا دیده شده که همانند آیات قرآن، در یک مساله دستورى به جمله‌اى از نهج البلاغه، استناد کنند؟ البته روشن است که گفته‌ها و نوشته‌هاى معصومان علیهم السلام بسیار زیبا و ادیبانه و دل‌نشین عرضه گردیده، ولى مرجع‌بودن در قواعد یک زبان، ویژگى دیگرى است که آن را در قرآن پذیرفته‌اند. بدین‌سان مى‌بینیم که از یک سوى، مسلمانان متون دینى دیگر خود را به عنوان مرجع دستورى زبان عربى مطرح نمى‌کنند، ولى اشعار خرافى و مبتذل روزگار جاهلیت را به عنوان مرجع ادبیات عرب مى‌پذیرند، و از دیگر سوى، زبان‌شناسان و تازى‌دانان غیر مسلمان نیز قرآن را به حجیت و مرجعیت در این زبان مى‌شناسند. این همه نشان مى‌دهد که شیفتگى اعتقادى و جانبدارى دینى انگیزه این نیست که این ویژگى را براى قرآن برشمرده‌اند. به راستى آیا این ویژگى را در متون دینى ادیان الهى یا بشرى دیگر به آسانى مى‌توان یافت؟ سوگمندانه باید گفت که در ادیان گوناگون کمتر مى‌توان متون دینى را به زبان اصلى آن در گذر سده‌ها بدست آورد. نه تورات و نه انجیل را مى‌توان به زبان اصلى آنها یافت و نه اصل کتابها و نوشته‌هاى پیامبران بزرگ و نام‌آور دیگر را مى‌توان به دست آورد، تا چه رسد به این که ویژگى ادبى یا مانند آن را در این متون بررسى کرد. این امتیاز در میان متون دینى، تنها از آن قرآن است که همواره به زبان اصلى در دسترس بوده و به اعتراف همگان، مرجع مهم زبان خویش به شمار مى‌آید. البته در این باره سخن و نکته‌هاى ادبى و تاریخى بسیارى هست که در این نوشته کوتاه نمى‌گنجد. ب) زیباییها و آرایه‌هاى واژگانى قرآن زیباییها و آرایه‌هاى واژگانى قرآن نیز گستره دل‌نشین دیگرى است که در باره این کتاب مى‌توان از آن یاد کرد. سخن آهنگین و گزینش واژه‌هاى گوش‌نواز و دل‌انگیز و چینش بسامان، به این نوشته چنان جانى بخشید که ناباوران بدان نیز نمى‌توانستند از پذیرش جانفزایى و دلربایى آن سر باز زنند. البته ارزیابى و پذیرش این ویژگى نیاز بیشترى به آشنایى با زبان و سبکهاى ادبى عربى دارد. گرچه نباید انکار کرد که زیباشمارى قرآن از سوى مسلمانان، تا اندازه‌اى برخاسته از باور و شیفتگى دینى آنان به این متن است، که سخن مستقیم پروردگارش مى‌دانند، ولى مگر تنها مسلمانان بر این ویژگى پاى مى‌فشارند؟ نگاهى گذرا و آگاهى نه‌چندان گسترده به روزگار آغاز پیدایش قرآن کافى است تا گیرایى و دلربایى این متن را نزد آنان که به زبان مادرى خویش، آن هم در دوران شکوفایى سخنورى عرب، شیفته زیباییهاى قران مى‌شدند، دریابیم. گزارشهایى که از چگونگى اسلام‌آوردن برخى از صحابه نامدار رسول خدا صلى الله علیه و آله که گیرایى آیات آنان را به سوى پیامبر کشاند، نشان‌دهنده همین است. گذشته از این، مخالفان و دشمنان پیامبر نیز خود بدین ویژگى اعتراف مى‌کردند. اگر شیفتگى دوستان را از سر دلباختگى و ایمان به سخن خداوند و پیامبرش بدانیم، گفته‌هاى کافران و دشمنان پیامبر را چه کنیم؟ مگر نه این که سخن او را «افسونگر» مى‌دانستند و خود او را «ساحر» و «شاعر» مى‌خواندند؟ آیا کسى سرودن شعرى را به پیامبر اسلام نسبت داده است؟ یا مقصود آنان زیبایى آیاتى بود که او پس از چهل سالگى آنها را براى مردم بازگو مى‌کرد؟ یادآورى این نکته از سوى خود پیامبر به مردم روزگار خویش نیز بسیار مهم است که: من پیشتر از این عمرى را در میان شما بسر برده‌ام، آیا نمى‌اندیشید؟ به راستى اگر زیبایى سخن او بدان پایه که در قرآن آمده از سوى خود پیامبر بود، چرا در چهل سال نخست زندگى او نشانى از این دست نمى‌توان یافت؟ به هر روى همه اینها گواه آن است که غیر مسلمانان و حتى دشمنان پیامبر نیز از پذیرش زیبایى سخن قرآن سر برنمى‌تافتند. بدین‌سان تصدیق زیبایى، گوش‌نوازى و دل‌انگیزى آیات قرآن تا این اندازه نیاز به آگاهى گسترده و نزدیک به زبان و ادبیات عرب ندارد. آیا پذیرش زیبایى سروده‌هاى حافظ در زبان پارسى یا گوته در آلمانى، حتما در گرو آشنایى و توان ارزیابى شعر در این دو زبان است، یا مى‌توان از این همه اشتهار و داورى موافقان و مخالفان اندیشه‌هاى این شاعران نیز توانایى ایشان و استوارى سروده‌هایشان را دریافت؟ البته روشن است که آشنایى مستقیم با زبان یک متن و توان ارزیابى ادبى آن، راه بهتر و بالاترى مى‌باشد، ولى مقصود ما آن است که همگان مى‌توانند جنبه زیبایى ادبیات قرآن را تصدیق کنند، هرچند با زبان اصلى آن آشنایى گسترده‌اى نداشته باشند. از سویى دیگر در گذر سده‌هاى تاریخ اسلام تا امروز، صدها و شاید هزاران کتاب در زمینه تفسیر و جنبه‌هاى ادبى و زیباییهاى واژگانى قرآن به نگارش درآمده و امروز میراث سترگى در گستره علوم اسلامى برجاى مانده است. انبوهى از نوشته‌ها نیز در فراز و فرود رخدادهاى تاریخى گذشته از میان رفته‌اند که ما تنها از آنها نامى را مى‌شناسیم و گاهى حتى نامى هم نمانده است. در این حجم بزرگ که در زبانهایى چون تازى و پارسى که به زبان قرآن نزدیک‌ترند و نیز به زبانهاى دیگر، سامان یافته، همگى از ویژگیهاى ادبى و آرایه‌هاى واژه‌هاى آن سخن گفته‌اند. آیا مى‌توان پذیرفت که هزاران اندیشمند و صدها نویسنده، ادیب و پژوهشگر، همگى تنها به دنبال شیفتگى اعتقادى خویش، سرخوش از جانبدارى دینى به چنین کارى دست زده‌اند و قرآن داراى ویژگى برجسته‌اى در این زمینه نیست؟ به راستى که اگر کسى چنین احتمالى را هم به ذهن بیاورد، سخن بیهوده و خنده‌آورى خواهد بود. آیا مى‌توان این همه ریزه‌کاریهاى ادبى و نکته‌پردازیهایى را که در طول تاریخ نگارشهاى تفسیرى، هزاران ورق بر دفتر معرفت‌بشرى افزوده است‌به یکباره شست و به کنارى نهاد و آن را بى‌پایه دانست؟ به راستى چنین ستمى در هر شاخه و رشته‌اى از فرهنگ و دانش بشرى و در هر کجاى جهان و تاریخ، نابخشودنى است. چرا این همه دانشمند و ادیب و نویسنده مسلمان، یک‌دهم این تلاش را براى متون دینى دیگر به کار نبسته‌اند تا شیفتگى و جانبدارى اعتقادى خود را در گستره‌اى دیگر نیز بنمایانند؟ آیا زرگداشت‌سخنان دیگر پیامبر اسلام یا دیگر رهبران اصلى دین، مانند امامان معصوم در اعتقاد شیعه، تا این اندازه کم و ناچیز است؟ حقیقت آن است که آنان به دنبال سفارش و پافشارى خود پیامبر، دریافته‌اند که سخن خداوند در قرآن، رنگ و بوى دیگرى دارد و این متن آمده تا نمونه‌اى براى همه روزگاران باشد تا بهترین داستانها، ذکر، روشنایى، بیان، راهنما، استوار، رسا و... باشد و اگر همه انسانها توان خویش را برهم انباشته سازند و از توش و توانهاى دیگر نیز بهره جویند، حتى یک سوره مانند آن نخواهند آورد. (1) بدین سان مى‌بینیم که تصدیق این مطلب نیز حتما نیازمند آشنایى نزدیک با زبان قرآن نیست. چگونه مى‌توان پذیرفت که هزاران تن اهل دانش، از نویسنده و مدرس و پژوهشگر و دانش‌پژوه، با هزاران صفحه و جلد و مطلب در باره قرآن، به مبالغه و اغراق پرداخته و متنى عادى را محور این همه تلاش قرار داده باشند؟ نکته درخور توجه دیگر این که بسیارى از این تلاشگران در گستره قرآن‌پژوهى از اقوام عرب‌زبان هم نبودند. به ویژه ایرانیان در گذر سده‌ها بیشترین کوشش را براى سامان‌بخشیدن به شاخه‌هاى گوناگون ادبیات عرب به انجام رسانده‌اند تا این همه را در خدمت پژوهش و موشکافى قرآنى درآورند و از این رهگذر جنب و جوش فرهنگى ارزشمندى براى فرهنگ بشرى به ارمغان آورده و بر جاى گذاشته‌اند. براستى این همه اندیشمندان غیر عرب که از نخستین سده پیدایش اسلام تا کنون به کاوش در تفسیر و علوم قرآن، هزار نکته باریک‌تر از مو را کاویده‌اند، راهى بیهوده و بى‌اساس پوییده و به گفته حافظ ژاژ خاییده‌اند؟ در این نوشته کوتاه نمى‌توان حتى به نامها و کتابهاى اندیشمندان این گستره اشاره کرد، ولى تنها یادآور مى‌شویم که در کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، مرحوم شهید مطهرى، مطالب بسیار سودمندى در این باره آورده‌اند. بد نیست‌به چند نمونه از آنها اشاره کنیم: «کتاب معروف سیبویه در نحو که به نام «الکتاب‌» معروف است از بهترین کتب جهان در فن خود یعنى از قبیل مجسطى بطلمیوس در هیئت و منطق ارسطو در منطق صورى تلقى شده است، بارها در پاریس و برلین و کلکته و مصر چاپ شده است. سید بحر العلوم و دیگران گفته‌اند: همه علما در نحو عیال سیبویه مى‌باشند. در این کتاب به سیصد و چند آیه از قرآن مجید استشهاد شده است..» . (2) بنا بر نقل مرحوم شهید مطهرى در کتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، از مرحوم سید حسن صدر آمده است که سلامة بن عیاض شامى نقل کرده که: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس‌» یعنى نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلى فارسى پایان یافت. گرچه خود مرحوم مطهرى این سخن را مبالغه مى‌داند، ولى اصل تاثیر دانشمندان غیر عرب در گستره ادبیات و تفسیر را به روشنى مى‌توان دریافت. حتى کتابهاى لغت عرب و نام‌آورترین آثار را در این باره ایرانیان نگاشته‌اند; کتابهایى چون صحاح اللغة تالیف جوهرى نیشابورى، مفردات القرآن تالیف راغب اصفهانى، قاموس اللغة تالیف فیروزآبادى، اساس اللغة تالیف زمخشرى. بدین سان مى‌توان تصدیق کرد که گسترش و بالندگى ادبیات عرب در میان مسلمانان به بار نشسته و هدف اصلى آنان، پژوهش در قرآن که در نگاه آنان سخن دل‌افروز و آهنگین خداوند مى‌باشد، بوده است. آنچه از همه این نکته‌ها پى مى‌گیریم این که دریافت جنبه‌هاى دوگانه ادبیات قرآن تا این پایه که گفته‌ایم، نیازمند آشنایى نزدیک و گسترده با زبان عربى نیست و همه انسانها از هر جاى زمین و در هر روزگارى مى‌توانند این ویژگى شگفت قرآن را تصدیق کنند، گرچه بررسى مستقیم این کتاب به زبان اصلى آن، لایه‌هاى ژرف‌ترى را براى دانش‌پژوهان مى‌شکافد. پى‌نوشت‌ها: 1) اسراء/88: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایاتون بمثله.» 2) خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1362، ص‌456- 455.
خبرگزاری فارس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟

پر بازدیدترین ها

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392، هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، جرم محسوب می‌شود.
قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار در لغت به‌معنای ثبات و استوار کردن است و با توجه به تعریفی که در ترمینولوژی حقوق آمده است به تصمیم دادگاه در امور ترافعی (اختلافی) که کلاً یا بعضاً قاطع خصومت نباشد، اطلاق می‌گردد و از سوی مقام قضایی در حین انجام تحقیقات و در موارد خاص در جریان محاکمه صادر می‌شود.
ولی قهری کیست و چه اختیاراتی دارد؟

ولی قهری کیست و چه اختیاراتی دارد؟

شاید برای افرادی که اطلاعات دقیقی از واژه‌ها و اصطلاحات حقوقی ندارند، تفاوت میان ولایت و حضانت فرزند مشخص نباشد.
شیطان جن است یا فرشته؟

شیطان جن است یا فرشته؟

شيطان جن است يا فرشته؟ اگر جن است، پس چرا در قرآن گفته شده است كه: "تمام فرشتگان سجده كردند جز شيطان" و اگر فرشته است، پس چرا در آيهای مشابه گفته شده كه تمام فرشتگان سجده كردند جز ابليس، كه از جنيان بود: "كان من الجن"؟!
قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

تصمیم‌‌‌‌های دادگاه‌ها درخصوص پرونده‌های مطرح‌شده در آنها، به دو نوع «حکم» و «قرار» تقسیم می‌شوند.
Powered by TayaCMS