دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ختم دادرسی

No image
ختم دادرسی

دادرسي، دادگاه، راي، حكم، قرار

نویسنده : سيد محمد هاشم واعظ

ختم در لغت به معنای به پایان رساندن چیزی یا کاری، پایان دادن و تمام کردن می باشد. و دادرسی در لغت به معنای به داد کسی رسیدن و به دادخواهی دادخواه رسیدگی کردن می‌باشد.[1]

ختم دادرسی مقطعی از دادرسی است. این مقطع از دادرسی طبق ماده ۲۹۵ موقعی محقق می‌شود که دادگاه تمامی رسیدگی‌ها و اقدامات خود را انجام داده و برای صدور رای قاطع آمادگی داشته باشد.[2]

در نتیجه دادرسی در صورتی ختم (تمام) می‌شود که صدور رای قاطع، نه تنها مستلزم هیچ گونه رسیدگی یا اقدام دیگری نیست؛ بلکه نتایج اقدامات و رسیدگی‌های قبلی دادگاه نیز مشخص شده و در پرونده موجود است. (برای مثال نظر کارشناس واصل شده و اعتراض موجهی به آن نشده.)

در حقیقت دادگاه پس از اقامه دعوا، جهت صدور رای قاطع، ‌علی‌القاعده مذاکرات طرفین را تا آن جا که لازم می‌بیند ادامه می‌دهد و در این جهت جلسه‌ی دادرسی را هر چند بار که لازم باشد با ذکر جهت تجدید می‌نماید، تا تمامی ادعاها و ادله ای که اصحاب دعوا ارایه می‌دهند رسیدگی نماید. در همین راستا چنانچه لازم باشد قرارهایی از قبیل قرار کارشناسی،‌ تحقیق محلی، معاینه محلی و ... را صادر و اجرا می‌نماید؛‌ شهود را استماع و پرونده‌ها،‌ اسناد و اطلاعاتی را که لازم است از مراجع ذی‌صلاح مطالبه کرده و هرگونه تحقیق و اقدامی را که برای کشف حکم لازم بداند، در محدوده‌ی مقررات انجام می‌دهد.

بنابراین زمانی دادگاه اعلام ختم مذاکرات می‌کند که پرونده را در وضعیتی ببیند که تمامی اقدامات و رسیدگی‌های لازم جهت کشف واقع و فصل خصومت انجام شده و تشخیص دهد که نیازی به رسیدگی بیشتر نیست.[3] پس از پایان دادرسی، قاضی مکلف است که ختم دادرسی را در پرونده قید کند وگر نه به موجب نظامات قضایی به مجازات درجه سه (کسر حقوق) محکوم خواهد شد.[4]

گاهی به جای عبارت ختم دادرسی عبارت‌های ختم مذاکرات یا ختم رسیدگی به کار می‌رود و باید دانست که ختم مذاکرات الزاما همان ختم دادرسی نیست، چون ممکن است در مقطعی نیاز به مذاکرات نباشد اما اقداماتی همچون جلب نظر کارشناس یا استعلام از مرجعی لازم باشد که در این صورت ختم دادرسی محقق نمی‌شود.[5]

اعلام ختم دادرسی

اعلام ختم دادرسی با مکتوب نمودن این عبارت در پرونده محقق می‌گردد، نه اینکه دادگاه به طرفین اعلام کند که می‌خواهد دادرسی را خاتمه دهد. هر چند پس از مکتوب شدن عبارت «ختم دادرسی» در پرونده در صورت حضور طرفین، اعلام شفاهی آن منعی ندارد؛ اما جز تکالیف دادگاه نیست.[6]

نکته‌ای که در این جا حایز اهمیت است این که لازم نیست ختم دادرسی در وقت مقرر و در جلسه‌ی رسمی باشد، بلکه دادگاه هر زمان پرونده را تکمیل تشخیص دهد، چه در وقت دادرسی، چه وقت نظارت و یا وقت فوق‌العاده امکان اعلام ختم دادرسی و صدور رای را خواهد داشت. به عنوان مثال پس از جلسه دادرسی دادگاه برای حصول استعلام ثبتی وقت نظارت تعیین نموده است و پاسخ استعلام قبل از رسیدن وقت نظارت وصول گردیده است. دادگاه در صورت آماده بودن پرونده برای صدور رای، ختم دادرسی را اعلام و مبادرت به صدور رای می‌کند.[7]

آثار ختم دادرسی

پس از اعلام ختم دادرسی دادگاه در صورت امکان در همان جلسه انشای رای (قاطع) می‌نماید. روشن است که مراد از «رای» در این ماده و لزوم اعمال ترتیب مزبور مختص به احکام قاطع دعوا است و شامل قرار‌های اعدادی، نظیر قرار تحقیق محلی و غیره نمی‌شود. بنابراین صدور و اجرای قرارهای اعدادی قبل از ختم دادرسی نیز ممکن است.

با توجه به این که در قانون جدید اعلام رای در حضور اصحاب دعوا تنها در صورتی ضروری است که دادگاه در جلسه دادرسی اقدام به اعلام ختم دادرسی نموده باشد؛ در صورتی که دادگاه در جلسه دادرسی اعلام ختم دادرسی ننماید یا اصحاب حضور نداشته باشند، تعیین جلسه جهت اعلام حضوری رای به اصحاب دعوا، غیر ضروری و غیر قانونی است؛ بلکه دادگاه پس از جلسه دادرسی در مدت مزبور ( تا یک هفته) مبادرت به صدور رای می‌نماید و به وسیله ابلاغ اصحاب دعوا را از آن مطلع می‌کند.[8]

عدم صدور رای ظرف یک هفته توسط قاضی نوعی نقض قانون و تخلف انتظامی محسوب می‌شود.[9]

یکی از آثار ختم دادرسی عدم استماع ادعای جدید یا دلیل جدید می‌باشد و در فاصله میان اعلام ختم دادرسی و صدور رای هیچ‌گونه ادعا یا دلیل جدیدی قابل پذیرش نیست. زیرا تجویز ادعای جدید مستلزم رسیدگی به آن و در نتیجه از سرگیری یا بازگشایی دادرسی است که مغایر با ختم دادرسی می‌باشد.[10]

مقاله

نویسنده سيد محمد هاشم واعظ
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نقدی بر مقاله‌ی «زن، حقوق و مکان اجتماعی او در اسلام» ʂ) «زن، رشدپذیری، عفاف»

نقدی بر مقاله‌ی «زن، حقوق و مکان اجتماعی او در اسلام» (2) «زن، رشدپذیری، عفاف»

نوشته‌ی حاضر بخش دوم از نقد بر مقاله‌ی «زن، حقوق و مکان اجتماعی او در اسلام» است .
نقدی بر مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» ʂ) «دیدگاه اسلام درباره جهاد، مدرنیسم و زن»

نقدی بر مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» (2) «دیدگاه اسلام درباره جهاد، مدرنیسم و زن»

این نوشتار به نقد مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» می‌پردازد.
نقدی بر مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» ʁ) «قرآن، سنت‌گرایی، عقلانیت»

نقدی بر مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» (1) «قرآن، سنت‌گرایی، عقلانیت»

این نوشتار به نقد مقاله «اسلام، خاورمیانه، فاشیسم» می‌پردازد.
نقدی بر مقاله «دفاع از مقاله نگاهی به سوره ی زنان» ʁ) «نقش تفسیر درباره قرآن»

نقدی بر مقاله «دفاع از مقاله نگاهی به سوره ی زنان» (1) «نقش تفسیر درباره قرآن»

نوشتار پیش‌ رو ناظر به مقاله‌ای است تحت عنوان «دفاع از مقاله‌ نگاهی به سوره‌ی زنان».

پر بازدیدترین ها

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʆ) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (6) نقش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
بررسی مواردی از قتل و ترور در زمان پیامبر اکرم(ص)

بررسی مواردی از قتل و ترور در زمان پیامبر اکرم(ص)

بررسی مفهوم ترور، که در واقع به کار گیری نامشروع قدرت است، برای از بین بردن مخالفان، و همچنین بررسی قتل‌هایی که در زمان رسول خدا (ص) توسط یاران آن حضرت صورت گرفته، ثابت می‌کند که این قتل‌ها مصداق ترور ناجوان مردانه محسوب نمی شوند.
تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʄ) علی(ع) و رابطه او با خلفا

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (4) علی(ع) و رابطه او با خلفا

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان ʂ) نقش رأفت و منطق اسلام در فتح ایران

تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان (2) نقش رأفت و منطق اسلام در فتح ایران

این نوشتار در نقد سلسله مقالاتی است که فتح ایران توسط اعراب مسلمان را یکی از مقاطع تلخ تاریخ معرفی نموده‌اند.
نقد مقاله «مقایسه الله و خدا» ʁ) کامل بودن و قدرت مطلق خداوند

نقد مقاله «مقایسه الله و خدا» (1) کامل بودن و قدرت مطلق خداوند

آیا خدایی را که فیلسوفان با براهین عقلی ثابت می‌کنند همان خداوند دین اسلام است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت عقل و نقل، دو راه اثبات یک خداست و هیچ تفاوتی میان خدای فلاسفه و خداوند ادیان، به خصوص دین اسلام، نیست.
Powered by TayaCMS