دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کرامات

No image
کرامات زائرى براى زیارت امام جواد و امام هادى(علیهما السلام) به کاظمین مشرف شد. هنگامى که به شهر رسید متوجّه شد پولى که براى خرجى سفر با خود برداشته است، نیست و دزدان آن را به غارت برده اند. ناراحت و غمگین به حرم مطهّر کاظمین پناهنده شده و شروع به دعا کردن نمود. در همان حال سیّد محسن اعرجى به او نزدیک شد و دستش را به طرف وى دراز کرد و مبلغى را در دستش گذاشت. زائر که متعجب شده بود به سیّد گفت: چه کسى به تو خبر داد که پولهایم به سرقت رفته است؟ غیر از خدا هیچ کس نمى دانست. سیّد محسن در حالى که به قبر مطهّر اشاره کرد، فرمود: صاحب این قبر به من خبر داد.([20])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

مناظره Dialogue

No image

ترجیع بند

No image

لغز (چیستان)

No image

حماسه Epic

No image

مدح

پر بازدیدترین ها

No image

بحر

No image

شعر غنایی

No image

لغز (چیستان)

No image

شهرآشوب

No image

ترجیع بند

Powered by TayaCMS