دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اَرامش (طمأنینه)

No image
اَرامش (طمأنینه)

كلمات كليدي : آرامش، اطمينان، طمأنينه، قرآن پژوهي، معارف قرآن

نویسنده : بهرام پناهي

"آرامش" در لغت به معنی حالتی نفسانی همراه با آسودگی و ثبات [1] و نیز به معنای آرامش و سکون می‌باشد[2]و در اصطلاح اسم مصدر از آرمیدن است، و در برابر اضطراب و دلهره به کار می‌رود و به حالت نفسانی و صفت روانی و قلبی خاص (آسودگی خاطر، ثبات و طمأنینه ) گفته می‌شود[3]، آرامش در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است که بعد اجتماعی آن را می‌توان امنیت نامید.

جایگاه علمی واژه

انسان به طور طبیعی در طول زندگی در اثر نگرانی‌ها، اضطراب‌‌ها و ناآرامیهای دنیای جدید، بیش از پیش به احساس امنیت و آرامش نیازمند بوده، هم چنان در پی یافتن راه‌های جدید برای رسیدن به آرامش است.

مکاتب روان درمانی، همگی اهداف اصلی خود را رهایی از اضطراب و پدید آوردن احساس امنیت می‌دانند، از میان کوشش‌های فراوانی که برای پیش‌گیری از ابتلاء به نگرانی و افسردگی به عمل آمده، به برخی رویکردهای جدید در میان روانشناسان در مورد تأثیر دین و ایمان در سلامت روان اشاره دارند.

ایمان به خدا از نگاه این گروه روان شناسان، سر چشمه‌ای بی کران از آرامش و قدرت معنوی را دارا است که هر گونه اضطراب و نگرانی را از انسان زدوده، در برابر هر گونه فشار درونی و بیرونی به انسان مصونیت می‌بخشد.[4]

عوامل ایجاد آرامش

1- ایمان

انسان مؤمن که ریشه‌های اعتقادی خویش را محکم و خلل ناپذیر کرده و در مقام عمل فقط به انجام تکالیف الهی نظر دارد و خداوند را ولی وسرپرست خود می‌داند، هیچ گاه هراس و اندوهی به قلبش راه نمی‌یابد: [5]

«اللهُ وَلیُّ الَذینَ اَمَنُو یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ اِلی النُّور» (بقره /257)

«خداوند، ولّی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمت‌ها، به سوی نور بیرون می‌برد»

2- یاد خدا

انسان بعد از آنکه همواره به یاد خدا بود، ناگزیر، مهر او در دلش نشسته، قلبش به یاد او آرام می‌گیرد[6]و رحمت و مهربانی او و وعده‌های نیکویش به مؤمنان، هرگونه ترس و دلهره حتی ترس از عذاب خدا را از روانش می‌زداید:

«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاء »[7]

«خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش همانند یکدیگر است؛ آیاتی مکّرر دارد (با تکرار شوق انگیز) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند می‌افتد؛ پس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا می‌شود؛ این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند»

3- تلاوت قرآن

همانگونه که نزول تدریجی قرآن بر قلب پیامبر موجب آرامش او می‌ گشت،[8]تلاوت مستمّر آن نیز به انسان آرامش می‌بخشد:

« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ »[9]

«مؤمنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان می‌گردد؛ و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزونتر می‌گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکّل دارند »

4- توکل

واگذاری همه حوادث به علم و تدبیر الهی، همراه کوشش و تلاش، او را از اندوه، محرومیت‌ها و تأسف برگذشته‌ها و نیز شادی بیهوده بر کام‌یابی رها می‌سازد، [10] انسان مؤمن با تسلیم مطلق در برابر خداوند، همواره از او خشنود بوده، هیچ حادثه‌‌ای را در جهان ناخوشایند نمی‌بینند.[11]

پدیده‌های دنیوی که مایۀ آرامشند

برخی پدیده‌ها در این جهان از طبیعتی آرام بخش برخوردارند،مانند:

1- شب؛

«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُواْ فِیهِ »[12]

«او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش یابید»

2- خواب؛

« وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتًا »[13]

«و خواب شما را مایۀ آرامشتان قرار دادیم»

3- همسر؛

«هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا »[14]

«او خدایی است که (همۀ) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از یک جنس قرار داد، تا در کنار او بیاساید »

4- خانه؛

« وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِن بُیُوتِکُمْ سَکَنًا »[15]

«و خدا برای شما از خانه‌هایتان محل سکونت (وآرامش) قرار داد»

آیات و روایات

« أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »[16]

«آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد »

« هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ »[17]

«او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید»

« بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»[18]

«آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترس بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند.

حضرت علی (ع):

«بهرۀ نیکوی این جهان پرهیزکاری است، روی گردانی از دنیا خواهی موجب آرامش و ایمنی انسان است و آرامش‌های مادی گذرا و نابود شدنی است »[19]

مقاله

نویسنده بهرام پناهي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
استفاده از لحظه ها

استفاده از لحظه ها

آیا نیامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآئیم و برای علاج امراض آن قدمی برداریم ؟
Powered by TayaCMS