دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توجّه به امام زمان(عج)

No image
توجّه به امام زمان(عج)

توجّه به امام زمان(عج)

آیت الله جوادى آملى نقل مى کند:

«استاد شرح مفصّلى بر «عروة الوثقى» نگاشته است به نام «مصباح الهدى فى شرح العروة الوثقى» چاپ شده است زمانى که ایشان کاغذهاى شرح عروه را به ما مى دادند تا پاک نویس و تنظیم کنیم، دیدیم بالاى همه صفحات، بلا استثناء نوشته است: «یا مهدى! ادرکنى.»([50])

دیدار با امام زمان(عج)

علامه طباطبایى مى نویسد:

«مرحوم قاضى مى فرمود: بعضى از افراد زمان ما، مسلّماً ادارک محضر مبارک آن حضرت را کرده اند و به خدمتش شرفیاب شده اند.

یکى از آن ها در مسجد سَهْله در مقام آن حضرت، که به «مقام صاحب الزمان» معروف ]است[، مشغول دعا و ذکر بود که ناگهان مى بیند آن حضرت را در میانه نورى بسیار قوى، که به او نزدیک مى شدند و چنان اُبهّت و عظمت آن نور او را مى گیرد که نزدیک بود قبض روح شود و نفس هاى او قطع و به شمارش افتاده بود و تقریباً یکى دو نفس به آخر مانده بود که جان دهد آن حضرت را به اسماء جلاله خدا قسم مى دهد که دیگر به او نزدیک نگردند. بعد از دو هفته که این شخص در مسجد کوفه مشغول ذکر بود حضرت بر او ظاهر شدند و مراد خود را مى یابد و به شرف ملاقات مى رسد. مرحوم قاضى مى فرمود: «این شخص، آقا شیخ محمدتقى آملى بوده است!».([51])

صحبت با امام زمان(عج)

آیت الله شیخ محمدتقى آملى نوشته است:

«شبى در مسجد کوفه بیتوته داشتیم و در سحر ـ بعد از اداى نماز شب ـ به سجده رفته، مشغول ذکر یونسیّه (لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ) بودم و در آن اوقات، آن ذکر مقدّس را در سحر در حالت سجده، چهارصد مرتبه یا بیش تر به دستور استاد مى گفتم. در آن هنگام که در مسجد مشغول بودم، حالتى برایم روى داد که نه خواب بودم و نه بیدار به طورى که سر از سجده برداشتم براى نماز صبح تجدید وضو نکردم دیدم حضرت ولى عصر ـ اروحنا فداه و رزقنا لِقاهُ ـ را و مکالماتى بین این ذرّه بى مقدار و آن ولىّ کردگار شد، که الان به تفاصیل آن آگاه نیستم. از آن جمله، پرسیدم که: این اصول عملیّه که فقها در هنگام نقد و نیل اجتهادى به آن عمل مى کنند، مَرْضى هست؟ فرمودند: بلى، اصول عُذْریّه و عمل به آن مطلوب. عرض کردم: در باب عمل به اخبار، دستور چیست؟ فرمودند: همان است که فقها به آن اخْذ و عمل به همین اخبار در کتب معموله، مُجزى است. عرض کردم: در مورد «مناجات خمسه عشر» چه دستور مى فرمایید با وجودى که به سندى مأثور از معصوم نیست آیا خواندن روا است؟ فرمود: به همین نَهْجى که علما معمول مى دارند، عمل کردن رواست و عامِل، مأجور است.

و این ضعیف را چنان معلوم شد که مى خواستند بفرمایند در عصر غیبت همین رویّه که فقها در استنباط احکام دارند و به آن عمل مى کنند، مَرْضى است و اتعاب نفس براى ادراک واقع، ضرور نیست. و باز مسئله دیگر عرضه داشته بودم که الان هیچ یک از آن ها در خاطرم نیست. والله الهادى الى سواء السّبیل.»([52])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
No image

اسلام و مخالفان

امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
آسایش جان و تن

آسایش جان و تن

آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند .
Powered by TayaCMS