دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رسیدگی به دلایل

No image
رسیدگی به دلایل

رسيدگي به دلايل، اقرار، اسناد، گواهي شاهد، امارات و قرائن، سوگند

نویسنده : مهدي جبرييلي جلودار

رسیدگی در لغت به معنای حالت رسیده بودن و پخته بودن میوه، وارسی و دقت و تحقیق در امری است.[1]

مدعی در دعوائی که اقامه می‌کند باید منشاء و مظهر حق مورد مطالبه‌ی خود را قید کند مثلا اگر مطالبه‌ی نفقه نموده است باید با ارائه دلیل و مدارک، مثل سند رسمی نکاح، مورد ادعا را ثابت نماید تا به تبع آن بتواند نفقه‌ی درخواستی خود را از خوانده مطالبه کند. اما منظور از دلایل محکمه پسند، ادعای خود را برای اثبات ادعا پذیرفته است. ماده‌ی 194 قانون آ.د.م. دلیل را این چنین تعریف نموده است: «دلیل عبارتند از امری است که اصحاب دعوا برای اثبات یا دفاع از دعوا به آن استناد می‌نمایند.» بنابراین ملاحظه می‌شود که نه تنها خواهان یا مدعی باید با استناد به دلیل ادعای خود را ثابت کنند، خوانده یا مدعی علیه نیز در مقام دفاع از خویش باید از ادله‌ای که دادگاه می‌پسندد استفاده نماید. در تحت همین عنوان رسیدگی به دلایل در قانون آ.د.م. ابتدائا از اقرار و سپس از اسناد و بعد از آن از گواهی و امارات و بالاخره از سوگند یاد کرده است.[2]

اقرار

به موجب ماده 1259 از قانون مدنی « اقرار عبارتند از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود» و در ماده 1260 از همان قانون قید شده است: «که اقرار واقع می‌شود به هر لفظی که دلالت بر آن نماید». در ماده 202 از قانون آ.د.م. تصریح شده است: «هرگاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف او باشد، دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست». البته با توجه به این نکته که اقرار در صورتی حائز ارزش قضایی است که مقر یعنی اقرار کننده، بالغ و عاقل و مختار باشد. بنابراین هرگاه صغیر یا مجنون و غیر قاصد و مکره اقرار نماید چنین اقراری به دستور ماده 1262 قانون مدنی معتبر و قابل استناد نیست، در صورتی که مقرله یعنی کسی که اقرار به نفع او شده است، لازم نیست که اهلیت داشته باشد. انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند اقرار او فاسد یا مبتنی بر اشتباه یا غلط بوده، شنیده می‌شود، و همچنین است در صورتی که برای اقرار خود عذری ذکر کند که قابل قبول باشد. مثل این که بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده که وصول نشده، لیکن دعاوی مذکوره مادامی که اثبات نشده، مضر به اقرار نیست. تبصره ماده 70 قانون ثبت هم موید این معنی است: «هرگاه کسی که به موجب سند رسمی اقرار به اخذ وجه یا مالی کرده یا تادیه وجه یا تسلیم مالی را تعهد نموده مدعی شود که اقرار یا تعهد او در مقابل سند رسمی یا عادی یا حواله یا برات یا چک یا فته طلبی بوده است که از طرف معامله به داده و آن تعهد انجام نشده و یا حواله بوده است که از طرف معامله به داده و آن تعهد انجام نشده و یا حواله یا برات یا چک یا فته طلب پرداخت نگردیده است، این دعوا قابل رسیدگی خواهد بود.»[3]

اسناد

سند به مفهوم اعم در لغت به معنای «آن چه بدان اعتماد کنند» آمده است؛[4] و به مفهوم اخص و در اصطلاح حقوقی «سند عبارتند از هر نوشته که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد» بنابراین نوشته در صورتی سند شمرده می‌شود که بتواند در دادرسی دلیل قرار گیرد. « نوشته خط یا علامتی است که در روی صفحه نمایان باشد خواه از خطوط متداول باشد یا غیر متداول ، مانند رمزها و علاماتی که دو یا چند نفر برای روابط بین خود قرار داده‌اند. صحفه‌ای که نوشته بر آن نمایان است فرقی نمی‌نماید که کاغذ یا پارچه باشد یا آنکه چوب، سنگ، آجر، فلز و یا ماده‌ی دیگری. خطی که بر صفحه نمایان است فرقی ندارد که به وسیله‌ی ماده‌ی رنگی با دست نوشته شده یا ماشین کپی ویا چاپ شده باشد همچنانی که فرق نمی‌نماید که بر صفحه حک شده باشد یا آنکه به وسیله‌ی آلتی برجستگی بر صفحه ایجاد کرده باشند ».[5]

اگر چه اسناد متنوع می‌باشند و در نتیجه می‌توان آنها را از جهات گوناگون دسته بندی کرد، اما قانون مدنی اسناد را به دو دسته‌ی رسمی و عادی تقسیم کرده است:

الف) اسناد رسمی؛ به موجب ماده 1287 قانون مدنی «اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مامورین رسمی، در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است» ماده 1287 قانون مدنی «اسنادی که در اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مامورین رسمی، در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است».

انواع سند رسمی

اسناد رسمی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

1) اسناد قانونی مانند قوانین و فرماین؛

2) اسناد اداری مانند دستورهای صادر از ادارات لشکری و کشوری؛

3) اسناد قضایی مانند احکام و قرارهای دادگاهها و صورت مجلسها و غیره؛

4) اسناد تظیمی در دفاتر ثبت؛

ب) اسناد عادی؛ به موجب ماده 1293 قانون مدنی هرگاه سند به وسیله‌ی یکی از مامورین رسمی تنظیم اسناد تهیه شده لیکن مامور صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته باشد و یا رعایت ترتیبات مقرره‌‌ی قانونی را در تنظیم سند نکرده باشد، سند مزبور در صوررتی که دارای امضاء یا مهر طرف باشد عادی است. از سوی دیگر ماده 1289 قانون مدنی می‌گوید «غیر از اسناد مذکوره در ماده 1287 سایر اسناد عادی است» در نتیجه حتی سندی که یکی از ارکان سند رسمی را نداشته باشد اما علی‌القائده دارای امضاء، مهر یا اثر انگشت طرف باشد عادی است.[6]

گواهی یا شهادت شهود

گواهی یا شهادت عبارتند از شخصی یا اشخاصی اطلاعاتی دارند که اظهار این اطلاعات می‌تواند برای اثبات حقانیت یکی از طرفین دعوا موثر واقع شود و هر یک از طرفین که به شهادت شهود یا گواهی گواهان استناد کرده است باید گواهان خود را در موقعی که دادگاه معین کرده است حاضر نمایند.

شرائط شاهد

برای این که شهادت شاهد واجد آثار قانونی باشد و دادگاه بتواند آن را اساس صدور حکم قرار دهد بدیهی است که شاهد باید شرائط لازم برای ادعای شهادت را داشته باشد این شرائط هم مورد توجه قانونگذار آیین دادرسی مدنی واقع شده است و هم مقنن قانون مدنی به آن پرداخته است. شرائط شاهد به شرح زیر است:

1) بلوغ؛

2) عقل؛.

3) ایمان؛ یعنی اعتقاد داشتن به خداوند و روز رستاخیز و در معنای شرعی ناظر به آن است که شخص کلمه‌ی «اشهد ان لااله الا الله » را بر زبان جاری کند.

4) طهارت مولد؛ به معنی این که شاهد حلال زاده باشد.

5) عدالت؛ که اگر چه عرفا به معنی یکسان‌نگری و مساوات است.

6) عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی؛

7) عدم وجود دشمنی، دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا؛

8) عدم اشتغال به تکدی و ولگردی؛ یعنی به صورتی که شاهد تکدی را شغل و پیشه خود قرار داده باشد.

9) اهلیت؛ یعنی داشتن حداقل 15 سال سن.

شرائط شهادت

مودای شهادت شهود نیز باید دارای شرائط و اوصافی باشد این اوصاف عبارتند از:

1) شهادت باید از روی قطع و یقین باشد؛

2) شهادت باید مطابق با دعوا باشد؛

3) شهادت شهود باید مفادا متحد باشد؛

امارات و قرائن

در صورتی که هیچ کدام از ادله سگانه فوق‌الذکر نباشد یا این که باشد اما کافی نباشد برای تقویت آن دلایل می‌توان به قرائن و امارات استناد کرد. منظور از قراائن و امارات عبارتند از نشانه‌هایی که طبق قانون و یا به نظر دادگاه می‌توان صحت اظهارات یکی از طرفین را ثابت کند. اماره بر دو قسم است:

1) اماره قانونی؛ یعنی نشانه‌هایی که قانونگذار آن را دلیل بر امری دانسته است مانند اماره فراش (الولد للفراش) یعنی اماره‌ای که قانونگذار گفته است تولد طفل بین شیش ماه تا ده ماه است.

2) اماره قضایی؛ یعنی اوضاع و احوالی که به نظر قاضی دلیل بر امری است، مثل شخصی که انجام عملی به او نسبت داده شده ولی به نظر قاضی دادگاه شخص مذکور عقلا فاعل چنین امری نمی‌توانسته باشد لذا قاضی به نظر خود وی را از انجام آن عمل مبری می‌داند.[7]

سوگند

سوگند یعنی اظهار مطلبی با گواه قرار دادن خداوند، مبنی بر صحت و درستی آن مطلب، به عبارت دیگر شخصی برای اثبات محق بودن خود و صحت اظهاراتش با گواه قرار دادن خداوند سوگند یاد می‌کند و بدین وسیله یا ادعای خود را ثابت می‌کند و یا در مقام دفاع از خود و اثبات واهی بودن ادعای مدعی به آن متوسل می‌شود.

این شرائط بر دو قسم است:

1) عمل یا موضوع، منتسب به یاد کننده‌ی سوگند باشد؛

2) اهلیت یاد کننده‌ی قسم.

مقاله

نویسنده مهدي جبرييلي جلودار
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
No image

اسلام و مخالفان

امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
آسایش جان و تن

آسایش جان و تن

آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند .
Powered by TayaCMS