دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه حماریه

No image
فرقه حماریه

نویسنده : محمد محسن مرداني

كلمات كليدي : حماريه، مسخ، تناسخ، خوارج، قدريه

حماریه یکی از فرقه­های خوارج و از فرق اهل سنت می­باشند که تاریخچه شان به بعد از جنگ نهروان و از بین رفتن تعدادی از خوارج بر می­گردد. این فرقه از فرق اهل سنت بوده و نباید با فرقه حماریه که از فرق شیعه می­باشند اشتباه گرفت. زیرا فرقه حماریه منتسب به شیعه در زمان امام حسن عسگری(ع) بوجود آمده­اند و آنها طرفداران فارس ابن ماهویه بودند[1] و قائل به امامت جعفر کذاب بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) شدند.[2]

رهبر فرقه

موسس این فرقه دقیقا مشخص نمی­باشد ولی از بزرگان آنها می­توان به سلیمان ضمیری و خالد ابن عبد الله اشاره نمود.

اعتقادات فرقه

1- حماریه از قدریه بوده و قائل به تفویض کلیه امور به انسان هستند و خداوند را در هیچ یک از امور به هیچ وجه دخالت نمی دهند درحالی­که جبریه قائل به جبر در افعال و آلت بودن انسان و فاعل بودن خدا هستند و امامیه نظریه الامر بین الامرین را قائلند.

2- چون از فرقه­های خوارج هستند و شعارشان در مقابل امیر المومنین علیه السلام «ان الحکم الا لله»[3] است امیرالمومنین را کافر می­دانند و قائلند که جریان حکمیت اشتباه بوده، چون حکم فقط برای خداست و جریان حکمیت گناه کبیره است و مرتکب گناه کبیره، اگر توبه نکند کافر است. بنابراین به امیر المومنین گفتند: باید اقرار به گناه کنی و بعد توبه کنی. هر چند امیرالمومنین فرمود حکمیتی که بر طبق قرآن باشد ایرادی ندارد و عین حکمیت خداست و علاوه بر آنها آیات مربوط به وفای به عهد را برای آنها قرائت کرد آنها زیر بار نرفتند و بر حرف خود پافشاری کردند.

3- یکی دیگر از اعتقادات آنها مسئله تناسخ ارواح است. آنها این عقیده را از ابن حائط گرفته­اند.[4] آنها می­گویند که ارواح بعد از مردن به نسبت اعمال گذشته شخص، به بدن انسان یا حیوان دیگری می­روند و همینطور این گردش ادامه دارد.

4- آنها قائلند خداوند عده­ای را به صورت حیوانات مختلف مسخ نموده است و بعد از مسخ دوباره به صورت انسان تبدیل می­شوند و این اعتقاد را از عباد ابن سلیمان ضمیری گرفته­اند.[5] در حالیکه می­دانیم که طبق روایات هیچکدام از کسانی که مسخ شده­اند بیش از سه روز زنده نمانده­اند و از بین رفته­اند.[6]

5- همچنین اعتقاد دارند که بوجود آمدن کرم از بدن انسان و عقرب از بین خشتهای قبر هیچکدام منسوب به خدا نیست و همه به فعل مستقیم انسان و طبیعت آن بر می­گردد.[7]

6- آنها اعتقاد دارند ایجاد مارها و حشرات و سموم (شرور) به شیطان بر می­گردد[8] نه به خدا؛ یعنی در واقع می­گویند خالق آنها شیطان است نه خدا. این تقریبا شبیه به همان اعتقاد زردشت می­باشد که برای عالم دو مبدا خیر و شر به نام اهورا مزدا و اهریمن قائل هستند. از این برخی حماریه را قسمی از مجوس و برخی گمراه­تر از مجوس می­دانند.

سرانجام حماریه

همچنین ذکر این نکته لازم می­آید که در اینکه حماریه منقرض شده­اند شکی نیست اما هیچ یک از مورخین به تاریخ انقراض آنها اشاره­ای نکرده است.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
استفاده از لحظه ها

استفاده از لحظه ها

آیا نیامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآئیم و برای علاج امراض آن قدمی برداریم ؟
Powered by TayaCMS