دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قانع

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اگر دعوى کند قانع، که من مالک دنیا و آخرت هستم و بر دعوى خود قسم یاد کند، صادق است و قسم دروغ نخورده است، به واسطه بزرگ بودن مرتبه قناعت نزد حضرت بارى «عزّ اسمه».
قانع
قانع

قال الصّادق علیه السّلام: لو حلف القانع بتملّکه الدّارین، لصدّقه الله عزّ و جلّ بذلک، و لا برّه لعظم شأن مرتبة القناعة.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اگر دعوى کند قانع، که من مالک دنیا و آخرت هستم و بر دعوى خود قسم یاد کند، صادق است و قسم دروغ نخورده است، به واسطه بزرگ بودن مرتبه قناعت نزد حضرت بارى «عزّ اسمه».

ثمّ کیف لا یقنع العبد بما قسم الله عزّ و جلّ و هو یقول: و چون قناعت نکند بنده، به داده «قاسم العباد»، با وجود آن که فرموده باشد که: نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فی الْحَیاةِ الدُّنْیا[1].

یعنى که: ما قسمت کردیم در میان بندگان خود، معاش ایشان را در دنیا و فراخور حال هر کسى در مدّت حیات دنیا، روزى تعیین نمودیم.

ایقن و صدّق بما شاء و لما شاء بلا علّة.

و هر گاه حضرت بارى «عزّ اسمه»، خود چنین فرموده باشد و خلف در وعده او نباشد و گفته او، مخّ حقّ و عین صدق باشد، پس تصدیق او بکن و به فرموده او إذعان نما و هر چه درباره تو کرده است از فقر و غنى و صحّت و مرض، عین مصلحت دان، و تلاش زیادتى از براى روزى مقرّر، مکن.

فمن ایقن بربّه، أضاف تولیة الاقسام إلى نفسه بلا سبب.

یعنى: هر که یقین کرد که او را پروردگارى هست که او را ایجاد کرده و از عدم به وجود آورده و از ایجاد او عاجز نبوده، البتّه نسبت خواهد داد قسمت روزى و أجل خود را نیز به او، نه به سببى و علّتى غیر او. یعنى: یقین خواهد دانستن که از روزى او نیز، عاجز نخواهد بود و روزى و سایر ما یحتاج، قدرى که لازم حیات باشد، به او خواهد رساند. و من قنع بالمقسوم، استراح من الهمّ و الکرب و التّعب.

و هر که قناعت کرد به داده خدا و به قسمت او راضى شد. و دانست که ظلم به او روا نیست و قسمت او از روى عدل است نه جور، و از روى حکمت و مصلحت است، از غم روزى فارغ است و در غایت راحت و استراحت است و تشویش به خود راه نمى‌دهد.

و کلّما نقص من القناعة، زاد فی الرّغبة و الطّمع.

و هر چند در مرتبه قناعت، نقصان راه مى‌یابد و در بناى سازگارى، فتور بهم مى‌رسد، رغبت به مردم و طمع در آن چه در دست ایشان است، زیاد مى‌شود.

و الطّمع و الرّغبة فی الدّنیا اصلان لکلّ شرّ، و صاحبهما لا ینجو من النّار الاّ ان یتوب عن ذلک.

مى‌فرماید که: رذیله طمع و رغبت به دنیا، دو اصلند از براى هر بدى، و منبع هر شرّند. و صاحب این دو صفت خسیس، خلاصى از جهنّم ندارد، مگر آن که توبه کند و به خداوند عالم رجوع نماید.

قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: القناعة ملک لا یزول، و هی مرکب رضى الله تعالى، تحمل صاحبها إلى داره.

حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله فرموده است که: قناعت، پادشاهى است که زوال ندارد و این صفت قناعت، چهارپایى است که سوار است بر وى رضاى الهى و مى‌رساند راکب خود را به بهشت.

حاصل آن که: هر که قناعت دارد و به کم و بیش خود قناعت مى‌کند و در «سرّا و ضرّا» شاکر و صابر است، جایگاه او در قیامت، بهشت عنبر سرشت است.

فأحسن التّوکّل فیما لم تعط، و الرّضا بما أعطیت.

پس نیکو کن توکّل خود را به خداوندگار، و کار خود را به او گذار، از هر چه از جناب احدیّت به تو نرسیده است و ممنوع شده، خیر خود در آن دان، و صبر کن و لب به شکوه مگشا، و هر چه داده است شکر کن، که او خیر تو، به از تو مى‌داند و هر چه کرده است و مى‌کند، از حکمت و مصلحت بیرون نیست.

وَ اصْبِرْ عَلى‌ ما أَصابَکَ، إِنَّ ذلِکَ من عَزْمِ الْأُمُورِ[2].

و صبر کن از هر چه به تو رسد، از تعب و زحمت، چرا که صبر کردن در سختیها و تنگیها، نزد خداوند عالم، بسیار مرغوب و ممدوح است.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1] - زخرف- 32
  • [2] -لقمان- 17
  • [3] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 205 الی ص 208

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
استفاده از لحظه ها

استفاده از لحظه ها

آیا نیامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآئیم و برای علاج امراض آن قدمی برداریم ؟
Powered by TayaCMS