دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشبهه

یکی از پرسش‌های اساسی در باب اوصاف الهی این است که آیا انسان با توجه به این که خدا به هیچ چیزی شبیه نیست، توانائی شناخت صفات الهی را دارد؟ در این باره دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است که دیدگاه مشبهه یکی از آن‌هاست.
مشبهه
مشبهه

مشبهه (اهل تشبیه)

یکی از پرسش‌های اساسی در باب اوصاف الهی این است که آیا انسان با توجه به این که خدا به هیچ چیزی شبیه نیست، توانائی شناخت صفات الهی را دارد؟ در این باره دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است که دیدگاه مشبهه یکی از آن‌هاست.

این گروه برآنند که تفاوتی بین معنای صفات الهی و صفات انسان وجود ندارد و آنها دقیقاً به یک معنا می‌باشند. این گروه چون اوصاف خدا را به اوصاف مخلوقات تشبیه می‌کنند، به «اهل تشبیه» یا «مشبّهه» مشهورند.

براساس این عقیده، این گروه برای خدا اعضاء وجوارحی جسمانی مانند دست، پا، سر، گوشت و خون در نظر گرفته‌اند.

نقد و بررسی

این دیدگاه، از جهت عقلی و نقلی قابل بررسی است:

دلیل عقلی:

خدایی که دارای اعضاء و جوارح مادی باشد، مرکّب و نیازمند به اعضاء و در نتیجه مخلوقی وابسته خواهد شد در حالی‌که نیازمندی و مخلوق بودن، منافات با خالق بودن و بی‌نیازی و واجب‌الوجود بودن خدا دارد.

دلیل نقلی:

خداوند در آیات زیادی بیان می‌دارد که شناخت ذات و اوصاف الهی به طور کامل در قلمرو شناخت انسان نیست، نظیر:

« وَلَا یحِیطُونَ بِهِ عِلْمًا » (طه/110)

«آنان، احاطۀ علمی به ذات حق تعالی ندارند.»

« لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ » (شوری/11)

«هیچ چیز مانند او نیست.»

« سُبْحَانَهُ و تَعَالَى عَمَّا یصِفُونَ » (انعام/100)

«او پاکیبرتر است از آنچه وصف می‌کنند.»

امیرمؤمنان در حدیثی می‌فرمایند:

«لا یحیطُ الخلائقُ بالله عزِوجلّ عِلْماً»

«مخلوقات، احاطۀ علمی به خداوند پیدا نمی‌کنند»

برخی از مشبهه به آیات متشابه قرآن مانند «یدالله فوق ایدیهم» و «جاء ربّک» تمسک می‌کنند و معتقدند که باید به معانی ظاهری این آیات ایمان آورد؛ امّا در پاسخ این گروه باید گفت: که برای رفع شبهه جسم انگاری و توصیف انسان‌وار از خداوند باید آیات متشابه قرآن را به آیات محکم نظیر: «لیس کمثله شیء» و «لا تدرکه الابصار» برگرداند و نتیجه این می‌شود که منظور از دست خدا، دست مادی نیست زیرا مطابق آیه: «لیس کمثله‌ شیء» دست خدا به هیچ چیزی شبیه نیست و از آنجا که «دست» نمایان‌گر قدرت و توانایی است، دست خدا به معنای قدرت الهی است که فوق همۀ قدرتهاست.

همچنین می‌توان گفت که هر صفت انسانی که به خدا نسبت داده می‌شود، چون خدا مثل و مانندی ندارد و از هر نقصی مبرّاست، باید جنبۀ محدودیت و امکانی آن، سلب شود و آنچه از کمال برای آن لفظ باقی می‌ماند به خدا نسبت داده شود.

    منابع:
  • 1)سبحانی، جعفر؛ الالهیات؛ قم، موسسه امام صادق (ع)، 1417 ق، ج 1، ص 87.
  • 2)محمد رضایی، محمد؛ الهیات فلسفی، قم، بوستان کتاب، 1383، چاپ اوّل، صص 127-136.
  • 3)سبحانی، جعفر و محمد رضائی، محمد؛ اندیشه اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، ج 1، چاپ چهارم، 1385، صص 85-89.
  • 4)سعیدی محمد، محمد و دیوانی، امیر؛ معارف اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، ج 1، چاپ نود و سوم، 1385، صص 63-65.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
No image

اسلام و مخالفان

امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
آسایش جان و تن

آسایش جان و تن

آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند .
Powered by TayaCMS