دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مواعظ

No image
مواعظ

مواعظ

آیت الله کرباسى بر این اعتقاد بود که وعظ و خطابه از راه هاى مؤثر تربیت هاى دینى و اخلاقى آحاد جامعه است و اگر موارد انحراف وانحطاط و طرق نجات و هدایت بدین طریق گوشزد شود، تنبّه و بیدارى انسان ها را به دنبال مى آورد.

صفاى باطن و تهذیب نفس این مرد خدا، نصایح او را چنان در دل مردم جاى مى داد که گویى نقشى بر سنگ بود. از دیگر عوامل توفیق او در این تلاش فرهنگى و تبلیغى، آن بود که به اوضاع روزگارى که در آن مى زیست، بصیرت داشت و بر این نکته هم واقف بود که چگونه موعظه کند. قبل از این که با گفتار، راهنماى مردم و مرشد آنان باشد، با اعمال خود یک مربّى نمونه بود. خود نمونه بارزى از آن چه مى گفت به شمار مى رفت تا افرادى که تحت تعلیمات و تبلیغات او قرار گرفته اند، در آیینه صاف و پاک وجودش نقایص و عیوب خود را مشاهده کنند و اصلاح شوند. نسبت به افرادى که در ظلمت و تیرگى گام نهاده بودند، بى نهایت دلسوزى مى نمود. رسالت این فقیه فرزانه در امر به معروف و نهى از منکر و اندرز و ارشاد مردم، با نرمى، ملایمت و عطوفت توأم بود و عقیده داشت پرخاشگرى هاى حساب نشده و غضب هایى که انگیزه هاى مقدّس ندارند و نیز خشم بیهوده و از دست دادن شکیبایى در برخورد با مردم، مخاطبین را به لجاجت واداشته و از اطراف فرد ناصح پراکنده مى سازد البته در جایى که شخصى مى خواست بر گناه و خلاف خویش اصرار ورزد و در ترویج منکر بکوشد، اغماض را روا نمى دانست و با شدت، صلابت و قاطعیت تمام در جهت محو باطل و زدودن غبارهاى خلاف و عصیان از جامعه اهتمام مىورزید.

یکى از همسایگانش به لهو و لعب و ساز و طرب اشتغال داشت. آیت الله کرباسى یکى از ملازمان خود را نزد وى فرستاد که با ملاطفت به نامبرده بگوید از این رفتار مذموم دست بردارد و عمل مزبور را ترک کند. آن شخص در جواب گفته بود به آقا بگوید اگر مى تواند مرا در غل و زنجیر افکند. او هم این موضوع را براى حاجى کرباسى مطرح کرد. آن بزرگوار به مسجد حکیم آمد و بعد از نماز به موعظه نمازگزاران پرداخت و طى دعایى عرض کرد:

«خدایا، من که نجّارى و آهنگرى نمى دانم که او را غل و زنجیر نمایم!»

چون صفاى معنوى داشت دعایش مستجاب شد و در بدنِ آن فرد فرو رفته در مرداب و ضلالت و محروم از چشمه سعادت، بیمارى شدیدى پیدا شد که با ورم و عفونت توأم بود و همان شب موجب مرگ او شد.([49])

در شفاء الصدور از آن فقیه بزرگوار نقل کرده اند: وقتى یکى از افراد روضه خوان در محضر آن جناب بر فراز منبر، ماجراى کربلا را براى مردم گفت و حاجى احساس نمود در مضامینِ گفتارش مطالب غیر واقع دیده مى شود وى را تذکر داد که اگر مى خواهد تاریخ زندگى معصومین و وابستگان آن ها را مطرح کند، دقت نماید و از ذکر نکات غیر واقع و مطالب دور از شأن آن بزرگواران اجتناب نماید.([50])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد ابراهیم کرباسی

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
No image

اسلام و مخالفان

امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
آسایش جان و تن

آسایش جان و تن

آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند .
Powered by TayaCMS