دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت
نویسنده: حجت الله کریمی رزنی تبار‌

راهنمایی گم کرده راه!‌

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد. در این مقال سعی بر آن است ضمن معرفی اختصار گونه آراء و عقاید وهابیون به بررسی و نقد این جریان پرداخته شود.
    محمد بن عبد الوهاب در سال 1115 هجری در شهر عیینه در بلاد نجد متولد شد، از آغاز جوانی به استهزا و تخطئه برخی از اعمال مذهبی اهالی نجد پرداخت، مخالفت‌های وی تا بدانجا پیش رفت که پدر و برادرش نیز در مقابل وی ایستاده و طردش نمودند. ابن عبد الوهاب به دنبال این مخالفت‌ها به عراق، شام و ایران سفر کرد و بلاد اسلامی بصره، بغداد، کردستان، همدان، دمشق و قاهره را دید. ‌پس از بازگشت از مسافرت و به دنبال مرگ پدرش که از مهم‌ترین مخالفان وی بود، به تبلیغ آرا و عقاید خود پرداخته خشم مردم را بیش از پیش برافروخت. عنوان‌های کلی تبلیغات محمد بن عبد الوهاب مسائلی چون مبارزه با بدعت و خرافه در اسلام و بازگشت به آنچه وی سنت‌های واقعی و حقیقی می‌نامید، بود. با تشدید مخالفت مردم، او ابتدا به عیینه رفت و نزد امیر آن ابن معمر پناه گرفت و سپس به درعیه رفت و به امیر آن محمد بن سعود، پناهنده شد. پس از آنکه ابن سعود دعوت او را پذیرفت پیمان دو طرفه‌ای میان آن دو منعقد شد و به دنبال آن جمعی از روسای قبایل و مردم دیگری از اطراف دور آنان جمع شدند. آنها با سختگیری و خشونت تمام از طریق زور و شمیشر ابن سعود اقدام به پیشروی نظامی و قتل و غارت در نواحی مجاور کردند و به این ترتیب هم به غنائم فراوانی دست یافتند هم بلاد مجاور را متصرف شدند. بدین طریق تحت پوشش جهاد در راه خدا و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با شرک که دعوت وهابیت مدعی آن بود، قدرت سیاسی و نظامی ابن سعود نیز مشروعیت و گسترش یافت بدین ترتیب بود که وهابیون وارد عرصه سیاسی ـ اجتماعی شده و آرا و عقاید خود را در چندین مرحله گسترش دادند. با این مقدمه به بررسی و نقد اصول عقاید وهابیون می‌پردازیم.

‌وهابیت به عنوان یک جریان ریشه در جریان‌های مذهبی گذشته در تاریخ اسلام دارد. این جریان از نظر روحیه‌ها و خط مشی‌ها بسیار شبیه جریان خوارج صدر اسلام بود؛ هر چند که به ظاهر با آن مخالف بود. به این معنا که اینان مانند خوارج، «لاحکم الالله» را شعار خود کرده بودند و مانند آنان از کلمه حق اراده باطلی داشتند و با ذهنیتی جزمی با بسیاری از مسائل، با عنوان هایی چون شرک و بدعت مبارزه می‌کردند. وهابیان به ظواهر احکام قرآن و سنت پایبند بودند و در این راه تعصب شدیدی به خرج می‌داند. آنها سایر مسلمانان را تکفیر و به جان و مال شان تعدی می‌کردند. از جمله شعار‌های وهابیون که نه تنها هیچ گاه از حد شعار تجاوز نکرد بلکه در عمل  رویه‌ای خلاف آن پیش گرفته شد، این بود که اعلام می‌کردند که با شرک و خرافات به مبارزه برخاسته و قصد شان بازگشت به سلف و سلف و صالح است. محمد بن عبد الوهاب شعار مبارزه با شرک و دعوت به توحید را سر می‌داد و البته منظور وی از توحید همان تفسیری بود که از سوی شخص ابن عبد الوهاب ارائه و ترسیم می‌گردید. هر چند شعار مذکور فی نفسه در برهه‌ای که ابن عبد الوهاب در آن می‌زیست نیاز جامعه اسلامی بود و در جامعه اسلامی آن روز جهل و نادانی و خرافات دامنگیر مسلمانان بوده است، اما حقیقت این است که آنها عملابسیاری از معتقدات و آداب و افعال مسلمانان مذاهب مختلف را با ذهنیت‌های قشری و خشک خود به عنوان شرک رد می‌کردند و شرک را شامل همه چیز، جز آنچه در فرقه وهابی تجویز شده، می‌دانستند. بدتر از این، آنها در عمل بیشتر مسلمین را مشرک، بت پرست و یا کافر قلمداد می‌کردند و آنها را واجب القتل می‌دانستند. بدین ترتیب، مبارزه با شرک و بدعت برای آنان شعاری عمومی به عنوان جهاد در راه خدا و توحید، در واقع نوعی اعلام جنگ به سر تا سر جهان اسلام و پیروان همه مذاهب اسلامی بود و تنها شامل خود آنها نمی‌شد. ‌محمد بن عبد الوهاب و پیروان او مفهوم توحید و کلمه لااله الاالله را طوری تفسیر می‌کردند که جز خودشان تقریبا موحد دیگری باقی نمی ماند. آنها در مقام نفی عبادت غیر خدا، امور ذیل را شرک و بت پرستی می‌دانستند و محکوم می‌کردند:‌

زیارت قبور حتی مرقد مطهر رسول خدا (ص)، ساختن گنبد و بارگاه برای درگذشتگان نذر و چراغانی برای آنها، بوسیدن ضریح و نماز گزاردن درکنار آن، غیر خدا را ندا کردن و سید و مولاخطاب کردن و یا قسم خوردن به غیر خدا، توسل، شفاعت و استغاثه نزد غیر خدا حتی انبیا و اولیا. وهابیان معتقد بودند که فرد، تنها با بر زبان آوردن شهادتین مسلمان نمی شود و جان و مالش محترم نیست، چرا که قول بدون عمل اعتباری ندارد و کسانی که به آداب و عبادات اسلامی آن گونه که ابن عبد الوهاب مطرح کرده، عمل نکنند، کافر و مشرکند و خون و مال و آنها حلال است، هر چند شهادتین را نیز گفته باشند.

وهابیون با عقل، فلسفه، اجتهاد، تفسیر قرآن، تصوف و عرفان و هر گونه نو آوری به عنوان بدعت مخالفت می‌کردند. آنها به پیروی از ابن تیمیه، با هر گونه گرایش‌های عقلی، فلسفی و منطقی و تصوف و عرفان و تاویل و تفسیر قرآن و با هر روش و شیوه ای که از ظاهر فراتر می‌رفت، مخالف بودند و آنها به عنوان بدعت تحریم می‌کردند. ابن عبد الوعاب اظهار می‌داشت: «ان کل بدعت ضلاله و کل ضلاله فی النار».‌ آنها به آنچه از قدیم مانده، سخت پایبند بودند و عقاید صحیح اسلامی را در همان ظواهر و صورت قرآن و سنت منحصر می‌دانستند و از هر گونه تفسیر و ژرف نگری و بهره گیری از عقل، علم و فلسفه در تعالیم دین و تطبیق آنها با مقتضیات زمان اجتناب می‌ورزیدند. همچنین کلیه امور عصر پیامبر را برای مردم در همه اعصار کافی می‌دانستند. در واقع آنان اصل را بر این قرار می‌دادند که همه امور و پدیده‌ها در طول قرون جز آن چیز هایی که در نص صریح قرآن و سنت پیامبر (ص) آمده است حرام است و اصل مباح بودن امور و پدیده‌ها را در چیز هایی که نص صریح در حرمت آنها وجود ندارد قبول نداشتند. با آنکه وهابیون در شعار هایشان دعوت به وحدت می‌نمودند و از وحدت اسلامی داد سخن می‌دادند. در دورانی که دولت مسلمان عثمانی به دلیل درگیری با غرب و مواجهه با دولت‌های استعماری اروپایی بیش از همیشه نیازمند وحدت در صفوف داخلی و در قلمرو اسلامی بودند، ابن عبد الوهاب و وهابیون به سبب درکی نادرست از وضع موجود یک جهت گیری شدید ضد عثمانی را تعقیب می‌کردند و بدین ترتیب همسو با اهداف استعماری غرب و در کنار آنها قرار گرفتند. هر چند جریان وهابیت آن گونه که برخی بر سبیل اغراق ابراز داشته اند هرگز تاثیر گسترده ای در سر تا سر جهان اسلام نگذارد اما این جریان بر برخی رجال دینی، شخصیت‌ها و حرکت‌های مذهبی و اصلاحی در شمال آفریقا و بلاد عربی خاورمیانه و هند و پاکستان تاثیر گذاشت. به طور کلی تاثیرات وهابیت بر شخصیت‌ها و جریان‌های اسلامی منفی و زیانسبار بود و نه تنها در رفع رکود و جمود فکری ـ فرهنگی و اجتماعی مسلمین و انحطاط داخلی جهان اسلام کمکی نکرد، بلکه اساسا خود عامل مهمی در تشدید عقب ماندگی مسلمین و انحراف نهضت‌ها از مسیر صحیح اصلاح طلبی دینی و اسلام اصیل بود و آنها را از جهت گیری‌های اساسی اصلاحی و انقلابی و ضد استبدادی و ضد استعماری و جهاد و اجتهاد بازداشت. استاد شهید مرتضی مطهری در تحلیلی دقیق و حکیمانه عامل عمدة افول اندیشه اصلاح در جهان عرب و اسلام و شکست نهضت‌های اصلاح دینی و اسلامی را نفوذ و تاثیر گذاری جریان وهابیت دانسته اند در پایان این مقال قسمتی از تحلیل استاد بازگو می‌شود: «عامل عمده ای که سبب شد نهضت اسلامی که از سید جمال شروع شد، از جلوه و رونق بیفتد، گرایش شدید مدعیان اصلاح بعد از سید جمال و عبده به سوی وهابی گری و گرفتار شدن آنها در دایره تنگ اندیشه‌های محدود این مسلک است.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
هوای نفس

هوای نفس

از هوای نفس بپرهیزید همان گونه که از دشمنانتان می پرهیزید چیزی دشمن تر برای افراد با شخصیت از پیروی هوای نفس و درو شده های زبان نیست.
اصول صفات حمیده

اصول صفات حمیده

در بیان صفات حمیده و اخلاق پسندیده روح که از اعمال حسنه و سنن سنیّه بدن و اعضا به تدریج حاصل مى‌شود
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
اعضاء بدن امانت است

اعضاء بدن امانت است

شما اگر خدای نخواسته خود را اصلاح نکردید و با قلبهای سیاه ، چشمها، گوشها، و زبانهای آلوده ، به گناه از دنیا رفتید، خدا را چگونه ملاقات خواهید کرد؟
Powered by TayaCMS