دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هبه

No image
هبه

كلمات كليدي : واهب، متهب، موهوب، عوض، عقد، عين، مال، بيع، رجوع

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

تعریف لغوی هبه: در لغت به معنای بخشیدن – دادن چیزی به کسی بدون عوض است.[1]

دو تعریف در معنای اصطلاحی هبه آورده شده است:

واهب آن چیزی را که ملک خودش است. رایگان و بلاعوض به دیگری انتقال بدهد.[2] به هبه عطیّه و نحله نیز می گویند.[3]معنای لغوی هبه و اصطلاحی آن نزدیک به هم هستند، زیرا در هر دو تحویل رایگان عین به دیگری است. هبه و بخشش به خویشاوندان اگرچه فقیر هم نباشد مستحب است. مخصوصاً در پدر و فرزند استحاب آن مؤکد است. و پدر و مادر اگر نیاز مالی داشته باشند؛ هبه و بخشش به آنها واجب عینی است. در هبه مستحب است بین فرزندانش فرق نگذارد. و به طور مساوی به آنها هبه کند.[4]

ارکان هبه:

هبه از سه رکن تشکیل می‌شود:

1- واهب: کسی است که مال را به دیگری تملیک می‌کند.

2- متهب: کسی است که تملیک را قبول می‌کند.

3- موهوب: مالی که مورد هبه است و بخشش می‌شود.

اقسام هبه: هبه بر دو نوع است:

هبه معوّضه: هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد به متهب شرط کند. عوض چیزی را که به او می‌دهد او نیز عوض آن را رایگان به واهب بدهد. یا این که متهب بدون شرط واهب، چیزی در مقابل هبه‌ای که گرفته رایگان به واهب بدهد.

هبه غیر معوضه: هبه‌ای است که واهب در هنگام عقد هبه، شرط پرداخت عوض بر متهب نکرده باشد. و متهب هم چیزی در عوض هبه به واهب پرداخت نکند.[5]

تفاوت هبه معوضه با عقود دیگر:

در هبه معوّضه عوضی که در آن قرار داده می‌شود. در مقابل مال موهوب نیست بلکه عوض در مقابل شرط واهب می‌باشد. در عقود دیگر مثل بیع، عوض در قبال، عین می‌باشد.[6]

تبیین هبه:

هبه جزء عقود است. علاوه بر ایجاب احتیاج به قبول نیز دارد مثل بیع – نکاح و اجاره و ایجاب آن به هر لفظی که ظهور عرفی در معنای بخشیدن داشته باشد مثل (وهبتک) به تو بخشیدم. یا ملکتّک (ملک تو نمودم) محقق می‌شود و همچنین قبول هبه با هر لفظی که ظهور عرفی در معنی قبول دارد و دلالت بر رضایت متهب دارد واقع می‌شود.[7]و قبض عین موهوبه شرط صحت آن می‌باشد [البته بعضی از فقهاء عقیده دارند که قبض شرط لزوم هبه می‌باشد][8] شرط صحت یعنی متهب علاوه بر قبول هبه باید چیزی را که به او هبه شده، از واهب تحویل بگیرد. و این قبض هم باید به اذن واهب باشد.[9] بنابراین اگر متهب عین موهوبه را قبض نکند حکم ملکیت بر آن بار نمی‌شود. و اگر واهب قبل از قبض متهب بمیرد این عین موهوبه جزء ترکه واهب حساب می‌شود.[10]

فرق بین عقد و ایقاع:

گفته شده که هبه عقد است: یعنی از دو طرف تشکیل شده است. علاوه بر ایجاب به قبول نیز احتیاج دارد. ولی ایقاع یک طرفی است فقط ایجاب می‌خواهد احتیاج به قبول ندارد مثل طلاق و عتق.

نوع عقد هبه:

هبه عقد جائز است: یعنی هر یک از طرفین می‌توانند آن را به هم بزنند، مگر در چند مورد که هبه لازم می‌شود و واهب نمی‌تواند آن را به هم بزند و عین موهوبه را پس بگیرد.

1- بخشش به خویشاوندان باشد مثل پدر و مادر

2-واهب مال را «قربة الی الله» بخشیده باشد.

3-هبه معوضه باشد اگر چه متهب عوض خیلی کم به واهب داده باشد.

4-مال موهوبه به حال خود باقی نمانده باشد. بلکه تمام یا بعضی از آن به کلی تلف شده یا صورت آن تغییر کرده مثلا پارچه دوخته شده یا اطعام خورده شده باشد یا این که متهب مال را به دیگری انتقال داده باشد.

5-واهب بعد از تحویل عین موهوبه از دنیا برود یا متهب بعد از تحویل گرفتن فوت کند.[11]

احکام وضعی هبه:

حکم فروش مال موهوبه: اگر واهب در هبه ای که نمی‌تواند رجوع کند عین مو هوبه را بفروشد بیعش فضولی است. و چنانچه متهب اجازه دهد معامله‌اش صحیح می‌باشد. و اگر اجازه ندهد معامله باطل است. و اگر هبه غیرلازمه باشد و متوجه باشد که مال موهوبه را می‌فروشد این فروشش رجوع از هبه است. و معامله‌اش نیز صحیح می‌باشد.[12]

طریقه رجوع از هبه:

رجوع در هبه یا با گفتار است. واهب بگوید از هبه‌ام برگشتم. یا مال موهوبه را برگردان. یا به فعل است. مثل برگرداندن عین و گرفتن آن از دست متهب. و اگر واهب مال موهوبه را بفروشد یا اجاره دهد یا وقف کند اگر به قصد رجوع از هبه باشد اینها هم رجوع از هبه می‌باشد. و در رجوع هم اطلاع متهب شرط نیست.و صحیح می‌باشد.[13]

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
No image

اسلام و مخالفان

امراض بی درد روح

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
آسایش جان و تن

آسایش جان و تن

آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند .
Powered by TayaCMS